English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
good deal <idiom> قیمت ارزان باکیفیتی بالا
Other Matches
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
flophouses اطاق ارزان قیمت
flophouse اطاق ارزان قیمت
calico پارچههای پنبهای ارزان قیمت
five and ten مغازه اجناس ارزان قیمت
barrelhouse میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
cheap labor نیروی کار ارزان قیمت
datacom امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
honky tonk محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
bargain hunter کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
flea markets بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
aniline رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
highway robbery <idiom> قیمت خیلی بالا
put option خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
kinked demand curve و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
current standard cost مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice قیمت پایین تراز قیمت بازار
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
list price فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
shadow price شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price قیمت عادی قیمت معمولی
last price اخرین قیمت حداقل قیمت
quantum valebat در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
spiral of wages and prices حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
micros ارزان
cut rate ارزان
micro ارزان
cheapest ارزان
cheaper ارزان
cheap ارزان
hand-me-downs ارزان
hand-me-down ارزان
hand me down ارزان
low priced ارزان
jitney ارزان
inexpensively ارزان
inexpensive ارزان
microcomputer ارزان
penny a line ارزان
dirt cheap بسیار ارزان
bargain خرید ارزان
jerry built ارزان بناشده
look down ارزان شدن
gimcrack بازیچه ارزان
grotty ارزان و کثیف
doss-houses مسافرخانهی ارزان
doss-house مسافرخانهی ارزان
easy money پول ارزان
brummagem پست ارزان
off season ارزان تر از معمول
jerry-built ارزان بناشده
red eye ویسکی ارزان
flivver اتومبیل ارزان
gasper سیگارت ارزان
to sell off ارزان فروختن
penny gaff نمایشگاه ارزان
to pull down ارزان کردن
to look down ارزان شدن
cheapskate ادم ارزان خر
cheap money پول ارزان
cheap labor کار ارزان
undersell ارزان تر فروختن
gladstone نوعی شراب ارزان
gaff تفریحگاه ارزان پیرمردپرحرف
hand-me-down لباس ارزان ودوخته
hand me down لباس ارزان ودوخته
woodbind سیگار برگ ارزان
woodbine سیگار برگ ارزان
hand-me-downs لباس ارزان ودوخته
penny a line ارزان نویس بی مایه
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
galleries جای ارزان اطاق نقاشی
It is dirt cheap . It is a give - away . مفت است ( بی نهایت ارزان )
gallery جای ارزان اطاق نقاشی
skid row محله مشروب فروشهای ارزان
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
bargains قرارداد معامله خرید ارزان
cheapens ارزان شدن تحقیر کردن
penny barber دلاک ارزان یا دینار گیر
cheapening ارزان شدن تحقیر کردن
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
bargain قرارداد معامله خرید ارزان
bargained قرارداد معامله خرید ارزان
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
bargaining قرارداد معامله خرید ارزان
cheapened ارزان شدن تحقیر کردن
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
cheapen ارزان شدن تحقیر کردن
sell off ارزان فروختن فروش یکجا وارزان
wood bine ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
gutter man دوره گردیکه چیزهای ارزان وکهنه می فروشد
leading article کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
koalapad صفحه دیجیتالی کننده ارزان برای ریزکامپیوترها
leading articles کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
jumble shop دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
blue chip personal computer IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pc file iii یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
fall ارزان شدن مرتد شدن
to give way خراب شدن ارزان شدن
equivalents هم قیمت
price line خط قیمت
invalued بی قیمت
equivalent هم قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif& قیمت
priceless بی قیمت
high priced پر قیمت
price limit حد قیمت
wage price spiral قیمت
price قیمت
PR قیمت
prices قیمت
cost قیمت
quotations قیمت
quotation قیمت
all in price قیمت کل
valuing قیمت
above rubies بی قیمت
value قیمت
treasure ذی قیمت
bourse قیمت
wage price guideline قیمت
worth قیمت
values قیمت
valueless بی قیمت
set (one) back <idiom> قیمت
At the price of. At the cost of . به قیمت
cif قیمت
nominal کم قیمت
basic standard cost قیمت استاندارد
basic price قیمت مبنا
factor price قیمت عوامل
basic standard cost قیمت پایه
considerations جایزه قیمت
freightage قیمت حمل
incentive price قیمت محرک
consideration جایزه قیمت
fixed price قیمت ثابت
basis price قیمت مبنا
final price قیمت نهائی
highest price بیشترین قیمت
basic price قیمت پایه
base price قیمت مبنا
highest price بالاترین قیمت
high value گران قیمت
average price میانگین قیمت
average revenue قیمت عادی
high dollar value سنگین قیمت
at a knock-down price به قیمت مفت
half fare نصف قیمت
base price قیمت پایه
historical cost قیمت بازار
historical cost قیمت متعادل
incentive price قیمت تشویقی
average price قیمت متوسط
worthless ناچیز و بی قیمت
valuer قیمت گذار
low price قیمت پائین
low price قیمت کمتر
advalorem به نسبت قیمت
appraisable قیمت کردنی
mark down تنزل قیمت
mark up افزایش قیمت
final price اخرین قیمت
market price قیمت بازار
market value قیمت بازار
quotes قیمت دادن
bottom price کمترین قیمت
quoted قیمت دادن
quote قیمت دادن
advalorem از روی قیمت
just price قیمت منصفانه
absolute price قیمت مطلق
accounting price قیمت حسابداری
accounting price قیمت محاسبه
just price قیمت عادلانه
mark down کاهش قیمت
at par به قیمت اسمی
actual price قیمت واقعی
last price قیمت اخر
least price حداقل قیمت
price floor حداقل قیمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com