English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
asking price قیمت مورد مطالبهی فروشنده
Other Matches
kinked demand curve و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
price taker خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
anticipated price قیمت مورد انتظار
expected price قیمت مورد انتظار
target price قیمت مورد نظر
S HTTP سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
secure encryption payment protocol سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
STT نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
secure transaction technology سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
put option خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
vendor فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
vendors فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
reserve price قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
cost plus pricing تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
current standard cost مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
unbundled software نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice قیمت پایین تراز قیمت بازار
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
list price فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
last price اخرین قیمت حداقل قیمت
shadow price شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price قیمت عادی قیمت معمولی
quantum valebat در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
spiral of wages and prices حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
salespeople فروشنده
vendor فروشنده
monger فروشنده
salesgirl فروشنده
sales man فروشنده
salesperson فروشنده
sales clerks فروشنده
alienator فروشنده
sales clerk فروشنده
salespersons فروشنده
salesgirls فروشنده
vendors فروشنده
sales woman فروشنده زن
seller فروشنده
dealer فروشنده
sellers فروشنده
frontsman فروشنده
dealers فروشنده
saleswomen زن فروشنده
salesmen فروشنده
suppliers فروشنده
supplier فروشنده
salesman فروشنده
shopman فروشنده
bargainer فروشنده
vender فروشنده
saleswoman زن فروشنده
sellers surplus مازاد فروشنده
supplier evaluation ارزیابی فروشنده
computer vendor فروشنده کامپیوتر
computer salesman فروشنده کامپیوتر
seller's market بازار فروشنده
dealers فروشنده معاملات چی
tallyman فروشنده اقساطی
caveat venditor اخطار به فروشنده
dealer فروشنده معاملات چی
seller's option انتخاب فروشنده
seller's option اختیار فروشنده
counter jumper فروشنده دکان
saleswomen بانوی فروشنده
saleswoman بانوی فروشنده
duopoly در انحصار دو فروشنده
traveling man فروشنده سیار
traveling salesman فروشنده سیار
runners فروشنده سیار
salesclerk فروشنده مغازه
runner فروشنده سیار
marginal seller فروشنده نهائی
sales man فروشنده سیار
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
caveat venditor ملتفت بودن فروشنده
ironmonger فروشنده اهن الات
trinketer فروشنده جواهر بدلی
herbalists فروشنده گیاهان طبی
herbalist فروشنده گیاهان طبی
haberdashers فروشنده لباس مردانه
ironmongers فروشنده اهن الات
haberdasher فروشنده لباس مردانه
hardwareman فروشنده افزارواسباب فلزی
ex warehouse تحویل در انبار فروشنده
offeror فروشنده عرضه کننده
herbist فروشنده گیاهان طبی
bottlegger فروشنده مشروب قاچاق
herborist فروشنده گیاهان طبی
aytomobile dealer فروشنده یا دلال اتومبیل
touting فروشنده اطلاعات شرطبندی
touted فروشنده اطلاعات شرطبندی
tout فروشنده اطلاعات شرطبندی
tipster فروشنده اطلاعات در شرطبندی
plumassier فروشنده پرهای ارایشی
stationers فروشنده لوازم التحریر
outfitters فروشنده لوازم شکار
stationer فروشنده لوازم التحریر
cutler فروشنده الات برنده
counterbid جواب خریداربه فروشنده
touts فروشنده اطلاعات شرطبندی
tipsters فروشنده اطلاعات در شرطبندی
outfitter فروشنده لوازم شکار
supplier at arm's length فروشنده آزاد [اقتصاد]
third party vendor فروشنده دسته سوم
stapler فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
corsetiere فروشنده شکم بند زنانه
value added reseller فروشنده تکمیلی دسته دوم
hawker فروشنده دوره گرد وجار زن
hawkers فروشنده دوره گرد وجار زن
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
clerks کارمند دفتری فروشنده مغازه
staplers فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
gold import point طلای خالص به فروشنده میدهد
tipsters فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
clerk کارمند دفتری فروشنده مغازه
tipster فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
drysalter فروشنده مواد شیمیایی وگوشت وترشی
represent عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represented عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
vendor کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
represents عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
vendors کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
right of stoppage in transitu حق امتناع از تسلیم مال التجاره در حال حمل برای فروشنده
del credere ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
tie in sales حالتی که دران فروشنده چند کالا رابصورت مجموعه میفروشد
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
seller's market بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
ex works یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
discount register دفتر ثبت تخفیفها و امتیازاتی که از طرف فروشنده به خریدار داده شده است
ex quay یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
ex ship یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد و درکشتی به خریدارتحویل میدهد
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free carrier یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
particular lien حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
delivered at frontier یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
c.i.f. یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را به هزینه خود و باپرداخت حق بیمه لازم در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
disclaimers عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimer عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
value قیمت
above rubies بی قیمت
prices قیمت
price قیمت
quotations قیمت
worth قیمت
wage price guideline قیمت
wage price spiral قیمت
valuing قیمت
priceless بی قیمت
invalued بی قیمت
PR قیمت
values قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif& قیمت
treasure ذی قیمت
quotation قیمت
high priced پر قیمت
all in price قیمت کل
valueless بی قیمت
bourse قیمت
nominal کم قیمت
price limit حد قیمت
equivalents هم قیمت
cost قیمت
price line خط قیمت
equivalent هم قیمت
set (one) back <idiom> قیمت
cif قیمت
At the price of. At the cost of . به قیمت
SEPP سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
estimates قیمت شهرت
price leadership رهبری قیمت
estimating قیمت شهرت
appraisal تعیین قیمت
price tag اتیکت قیمت
valuing قیمت کردن
priceless بسیار پر قیمت
estimated قیمت شهرت
price theory نظریه قیمت
price system نظام قیمت
freight قیمت حمل
price support حمایت قیمت
pricer قیمت گذار
estimate قیمت شهرت
price level سطح قیمت
prizer قیمت گذار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com