English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
rubbery لاستیک مانند
Other Matches
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
rubber لاستیک
inflated guiding tyre لاستیک
tires لاستیک
tiring لاستیک
caoutchouc لاستیک
india rubbers لاستیک
rubbers لاستیک
elastic کش لاستیک
tireless بی لاستیک
india rubber لاستیک
tire لاستیک
tyre لاستیک
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
tyre لاستیک اتومبیل
tyre لاستیک چرخ
foam rubber لاستیک متخلخل
tyres لاستیک چرخ
cold rubber لاستیک سرد
doorstop لاستیک پای در
tyros لاستیک اتومبیل
tyros لاستیک چرخ
tyres لاستیک اتومبیل
crepe rubber لاستیک کرپ
hard rubber لاستیک سخت
combat tire لاستیک جنگی
pneumatic tire لاستیک بادی
pneumatic tube لاستیک اتومبیل
synthetic rubber لاستیک مصنوعی
spare tire لاستیک زاپاس
spare tyre لاستیک زاپاس
spare tyres لاستیک زاپاس
synthetic rubber لاستیک ساختگی
synthetic rubber لاستیک همگذاشت
coral rubber لاستیک کورال
doorstops لاستیک پای در
hevea rubber لاستیک طبیعی
tire لاستیک زدن به
tiring لاستیک چرخ
natural rubber لاستیک طبیعی
rubberize با لاستیک پوشاندن
tiring لاستیک زدن به
vulcanite لاستیک سخت
butyl rubber لاستیک بوتیل
pneumatic لاستیک بادی
latex لاستیک خام
baloon tire لاستیک اتومبیل
tires لاستیک چرخ
shoeing لاستیک چرخ
shoes لاستیک چرخ
rubber bitumen لاستیک قیری
tires لاستیک زدن به
india rubber لاستیک هندی
india rubbers لاستیک هندی
tire لاستیک چرخ
dual tire لاستیک دوبل
shoe لاستیک چرخ
recap روکش کردن لاستیک
recapped روکش کردن لاستیک
recapping روکش کردن لاستیک
tire rolling mill دستگاه نورد لاستیک
recaps روکش کردن لاستیک
retread روکش کردن لاستیک
retreads روکش کردن لاستیک
tire mill دستگاه نورد لاستیک
re tread روکش کردن لاستیک
india rubbers ساخته شده از لاستیک
crepe rubber لاستیک تخت کفش
life belt لاستیک نجات غریق
india rubber ساخته شده از لاستیک
sidewall کناره لاستیک اتومبیل
tire inflation فشار هوای لاستیک
The tyre is punctured (flat). لاستیک سوراخ شده
tire pressure فشار هوای لاستیک
tire lever اهرم نصب لاستیک
slicks لاستیک بدون طرح روی ان
bites کشش لاستیک روی زمین
whitewall لاستیک دوره سفید اتومبیل
inner tube لاستیک تویی اتومبیل و غیره
inner tubes لاستیک تویی اتومبیل و غیره
balloon tire لاستیک بادی عاج دار
let down باد [لاستیک را] خالی کردن
bead tire لاستیک با لبههای گرد شده
to have a flat tire [tyre] پنچر بودن [لاستیک اتومبیل ]
bite کشش لاستیک روی زمین
to repair a flat tire لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
flat درزیر خوابیده پنچری لاستیک اتومبیل
flattest درزیر خوابیده پنچری لاستیک اتومبیل
to mend a puncture لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
vulcanite لاستیک سخت و جوش خورده ولکانیت
vulcanization حرارت زیاد جوش اکسیژن لاستیک وفلزات
tube لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
tubes لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
footprints قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
footprint قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
Would you change the tyre please? آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
butyl نوعی لاستیک مصنوعی که ازپلیمریزاسیون ایزوبوتیل بدست می اید
snow tire لاستیک مخصوص حرکت روی برف تایر زمستانی
contraband of war قاچاق اسلحه ومهمات جنگی و متفرعات ان از قبیل بنزین و لاستیک
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
vulcanize لاستیک را بوسایل شیمیایی جوش دادن و محکم کردن جوش برقی زدن
unprecedentedly بی مانند
tendinous بی مانند
lambdoid مانند
foggy مانند مه
incomparable بی مانند
foggiest مانند مه
unprecedented بی مانند
impish جن مانند
mammilliform مانند
blotchy لک مانند
inimitable بی مانند
feathery پر مانند
filiform نخ مانند
thready نخ مانند
womanlike زن مانند
mammilary مانند
anthoid گل مانند
arundinaceous نی مانند
argillaceous رس مانند
argillaceous گل مانند
aquiform اب مانند
analogues مانند
liplike لب مانند
analogue مانند
string نخ مانند
unique بی مانند
uniquely بی مانند
capitate مانند سر
fluty نی مانند
without an e. بی مانند
similar مانند
simulant مانند
and so on و مانند ان
analog مانند
reedier نی مانند
reediest نی مانند
reedy نی مانند
threadlike نخ مانند
floriform گل مانند
similiar مانند
unequalled بی مانند
plumose پر مانند
penniform پر مانند
nears مانند
nearing مانند
nearest مانند
etcetera و مانند ان
capillaceous مانند نخ
nearer مانند
goatish بز مانند
unparalleled بی مانند
inapproachable بی مانند
gypsiferous گچ مانند
near- مانند
pipelike نی مانند
castellated دژ مانند
encephaloid مخ مانند
foggier مانند مه
frothy کف مانند
tough پی مانند
tougher پی مانند
etc و مانند آن
analogous مانند
fulidal اب مانند
myrtle formed اس مانند
unapproachable بی مانند
plumelike پر مانند
unequaled بی مانند
icily یخ مانند
after the example of مانند
as مانند
neared مانند
vide مانند
toughest پی مانند
near مانند
benzenoid بنزن مانند
bosomy پستان مانند
bursiform کیسه مانند
rodlike میله مانند
disklike صفحه مانند
discoidal قرص مانند
similize مانند کردن
discoidal صفحه مانند
simulant of مانند شبیه
boll برامدگی مانند
billowy موج مانند
brach تازی مانند
parchmenty پوست مانند
dermoid پوست مانند
dermatoid پوست مانند
saccate کیسه مانند
dermoidal پوست مانند
digitiform انگشت مانند
dendriform مانند درخت
disclike صفحه مانند
discoid صفحه مانند
discoid قرص مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com