Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
tabes
لاغری زیاد
Other Matches
haggardness
لاغری
thinness
لاغری
emaciation
لاغری
lankness
لاغری
maceration
لاغری
hagardness
لاغری
spareness
لاغری
slenderness
لاغری
gauntness
لاغری
meagreness
لاغری
impotency
لاغری
atrophying
لاغری
tabefaction
لاغری
impotence
لاغری
atrophy
لاغری
leanness
لاغری
atrophied
لاغری
atrophies
لاغری
emaciation
لاغری مرضی
lankiness
درازی و لاغری
angularity
زاویه داری لاغری
She has circles under hereyes.
زیر چشمهایش گود افتاده ( ناشی از لاغری )
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
extortionary
زیاد
over and above
زیاد
in excess
زیاد
to a large extent
زیاد
large adv
زیاد
in quantities
زیاد
vastly
زیاد
rife
زیاد
overmuch
زیاد
many
زیاد
outrageously
زیاد
extortionate
زیاد
late
زیاد
profoundly
زیاد
effusively
زیاد
not a lettle
زیاد
widest
زیاد
wider
زیاد
overly
زیاد
wide
زیاد
muckle
زیاد
mickle or muckle
زیاد
greatly
زیاد
mickle
زیاد
superabundant
زیاد
numerous
زیاد
profusely
زیاد
too much
زیاد
very
زیاد
too
زیاد
extensive
زیاد
greatest
زیاد
great-
زیاد
great
زیاد
intense
زیاد
highly
زیاد
copious
زیاد
quite a few
<idiom>
زیاد
excessive
زیاد
no end of
زیاد
heartbreak
غم زیاد
much
زیاد
heavily
زیاد
fulsome
زیاد
populous
زیاد
plethoric
زیاد
highs
زیاد
plaguily
زیاد
swingeing
زیاد
squeamishly
زیاد
squeamishness
زیاد
highest
زیاد
high
زیاد
ranksack
زیاد
glaring
زیاد
widely
زیاد
egregiously
زیاد
heart break
غم زیاد
intensely
زیاد
thick
زیاد
tremendously
زیاد
immane
زیاد
immoderate
زیاد
generous
زیاد
mortally
زیاد
intensively
زیاد
for all the world
بی کم و زیاد
supererogatory
زیاد
thickest
زیاد
hugely
زیاد
thicker
زیاد
overmoke
زیاد سیگارکشیدن
musk cat
گریه زیاد
overlabour
زیاد کارکردن
overloaded
زیاد پر کردن
much rain
باران زیاد
profuse of gilfts
زیاد بخشنده
pretentiousness
ادعایی زیاد
mort
مقدار زیاد
overbusy
زیاد مشغول
profound interest
دلبستگی زیاد
prosternation
سستی زیاد
swarm
دسته زیاد
fixation
دلبستگی زیاد
fixation
عشق زیاد
multiplying
زیاد شدن
multiply
زیاد شدن
fixations
دلبستگی زیاد
fixations
عشق زیاد
queazy
زیاد دقیق
punctiliousness
دقت زیاد
overloads
زیاد پر کردن
multiplied
زیاد شدن
overload
زیاد پر کردن
prosternation
ضعف زیاد
multiplies
زیاد شدن
overburdensome
زیاد سنگین
pretentiously
با ادعای زیاد
overwrite
زیاد نوشتن
overvoltage
فشار زیاد
heighten
زیاد کردن
lots
خیلی زیاد
overstock
زیاد پر کردن
heightened
زیاد کردن
overdrssed
زیاد اراسته
heightens
زیاد کردن
over anxiety
دل واپسی زیاد
heightening
زیاد کردن
over anxious
زیاد دل واپس
over blow
زیاد دمیدن
over estimate
زیاد براوردکردن
particularity
دقت زیاد
overblown steel
فولاد با دم زیاد
overrider
حق دلالی زیاد
oodles
خیلی زیاد
my grief was intensified
غصه من زیاد
abound
زیاد بودن
polyuria
ادرار زیاد
torrid
زیاد گرم
polyphagia
اشتهای زیاد
onding
بارندگی زیاد
polymathy
دانش زیاد
over ripe
زیاد رسیده
over issue
زیاد انتشاردادن
over confident
زیاد مطمئن
amplitude
فاصلهء زیاد
bad nip
تای زیاد
boisterously
باصدای زیاد
diuresis
ادرار زیاد
high vacuum
خلاء زیاد
high spin
چرخش زیاد
high pressure
فشار زیاد
high precison
دقت زیاد
carnosity
گوشت زیاد
augmenter
زیاد کننده
at long intervals
بفواصل زیاد
at a great rat
بسرعت زیاد
an abrupt place
با سراشیبی زیاد
an abundance of
مقدار زیاد
hyperidrosis
تعرق زیاد
hyperemployment
اشتغال زیاد
hypercathexis
نیروگذاری زیاد
high yielding farms
با بازده زیاد
high yield
با بازده زیاد
at a great penny worth
به بهای زیاد
consumedly
بطور زیاد
d. haste
شتاب زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
excessive love
دوستی زیاد
furor
خشم زیاد
exquisite taste
سلیقه زیاد
full tilt
باسرعت زیاد
exuberantly
بفراوانی زیاد
fervidity
گرمی زیاد
fervidness
گرمی زیاد
finicality
خودارایی زیاد
excessive eating
خوردن زیاد
grnish
زیاد کردن
h.f.
بسامد زیاد
high altitude
از ارتفاع زیاد
dense ignorance
نادانی زیاد
deprecation
افهاربیمیلی زیاد
heavy poll
رایهای زیاد
desudation
عرق زیاد
desudation
خوی زیاد
diaphoresis
عرق زیاد
eclat
سروصدا زیاد
floridly
با ارایش زیاد
alto relievo
برجستگی زیاد
swarmed
دسته زیاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com