English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
electron ray tube لامپ اشعه کاتدیک
Other Matches
cathode ray oscillograph اشعه کاتدیک
internal magnetic focus tube لامث اشعه کاتدیک با سیستم فوکوس مغناطیسی
cathode pay tube لامپ با اشعه کاتدی
crookes tube لامپ اشعه ایکس
crt لامپ با اشعه کاتدی
dark bulb نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
jitter ناپایداری سیگنال یا مسیراپعه کاتدیک
gun منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
guns منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
deflections هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflection هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
incandescent lamp لامپ برقی دارای نور سیمابی لامپ نئون
non interlaced سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
image dissector tube لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
radiolucency درجه نفوذ اشعه مجهول نفوذ پذیری اشعه مجهول
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
deflects یا اشعه
ray اشعه
deflected یا اشعه
deflecting یا اشعه
rays اشعه ها
radiation اشعه
deflect یا اشعه
beam cutoff قطع اشعه
beam width پهنای اشعه
flashback بازتاب اشعه
rays of light اشعه نور
cosmic rays اشعه کیهانی
beta radiation اشعه بتا
beta ray اشعه بتا
beta rays اشعه بتا
electronic beam اشعه ی الکترونیکی
silvery rays اشعه نقرهای
gamma radiation اشعه گاما
gamma ray اشعه گاما
reseau اخراج اشعه
roentgen ray اشعه مجهول
roentgen rays اشعه رنتگن
X-rayed اشعه ایکس
ion beam اشعه یونی
flashbacks بازتاب اشعه
actinic rays اشعه فعال
X-raying اشعه رونتگن
X-raying اشعه ایکس
X-ray اشعه رونتگن
X-ray اشعه ایکس
X-rayed اشعه رونتگن
alpha rays اشعه الفا
alpha rediation اشعه الفا
electron ray اشعه الکترونی
canal rays اشعه مجرایی
gamma اشعه گاما
electron beam اشعه الکترون
gamma rays اشعه گاما
electron beam اشعه الکترونی
cosmicray اشعه کیهانی
x radiation اشعه ایکس
x ray اشعه مجهول
x ray اشعه ایکس
x ray beam اشعه رونتگن
x rays اشعه ایکس
xrays اشعه مجهول
xrays اشعه ایکس
radiation sickness بیماری اشعه
deflection defocusing پریشانی اشعه
microwave radiation اشعه میکروموجی
gammas اشعه گاما
cathode rays اشعه کاتدی
ultraviolet ray اشعه فرابنفش
ray اشعه تابشی
laser اشعه لیزر
X-rays اشعه ایکس
lasers اشعه لیزر
infrared ray اشعه فرو سرخ
ultrared انطرف اشعه قرمز
x ray source منبع اشعه رونتگن
blue beam magnet مغناطیس اشعه ابی
x ray therapy درمان با اشعه مجهول
density of an ion beam چگالی اشعه یونی
electron beam welding جوشکاری با اشعه الکترونی
density of an electron beam چگالی اشعه الکترونی
searchlights اشعه نور افکن
searchlight اشعه نور افکن
electron beam generator مولد اشعه الکترونی
electron beam cutting برش با اشعه الکترونی
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
ultraviolet اشعه مادون بنفش
roentgenography پرتونگاری با اشعه ایکس
phosphor معمولا اشعه الکترونی
cosecant squared beam اشعه با مربع کوسکانت
x radiation تشعشع اشعه مجهول
welding by electron beam جوشکاری با اشعه الکترونی
cathode ray tude لوله اشعه کاتدی
cathode ray oscilloscope اسیلوسکوپ اشعه کاتدی
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
black body radiation اشعه جسم سیاه
cathode ray oscilloscope نوسان نمای اشعه کاتدی
radiogram عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
radiograms عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
beam current at a specified point شدت اشعه الکترونی در یک نقطه
electron beam focusing تمرکز دهی اشعه الکترونی
exposing درمعرض اشعه قرار دادن
expose درمعرض اشعه قرار دادن
back azimuth method گرای معکوس در اخراج اشعه
exposes درمعرض اشعه قرار دادن
tannage قهوهای در اثر اشعه افتاب
infrared وابسته به اشعه مادون قرمز
insolation در مقابل اشعه افتاب قراردادن
emissivity قابلیت تشعشع یا ارسال اشعه
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
luminous energy نیرویی که تبدیل به اشعه نورانی میشود
core وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
thermal imagery عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
cores وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
radiac کشف اشعه رادیواکتیو و اندازه گیری ان
encephalogram عکس برداری ازمغز با اشعه مجهول
ultraviolet ray اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
beams دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
roentgen واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
radial line plot روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
electron gun بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
roentgenography عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
beam دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
differential laser gyro دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
scans حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
penetrameter الت مخصوص سنجش درجه نفوذ اشعه مجهول
ultraviolet light MORPG که محتوای آن با اشعه ماورای بنفش پاک میشود
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
scanned حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
ultraviolet ایجاد شده بوسیله اشعه ماورا بنفش یافرابنفش
scan حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
flame cleaning تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
limiter لامپ اف ام
electric lamp لامپ
diode لامپ
lamp bulb لامپ
valve لامپ
lamp لامپ
lamps لامپ
tubes لامپ
tube لامپ
valves لامپ
roentgenology شاخهای از پرتونگاری که با استفاده از اشعه مجهول امراض رامعالجه میکند
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
luminescence پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
rem مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
tomography فن تشخیص امراض از روی عکسبرداری با اشعه مجهول پرتونگاری مقطعی
roentgenogram عکسی که توسط تابش اشعه مجهول درست شده است
lamp holder سرپیچ لامپ
lampholder سرپیچ لامپ
indicator light لامپ سیگنال
incandescent lamp لامپ رشتهای
glow discharge cold cathode tube لامپ مشتعل
mcnally tube لامپ مکنلی
mazda lamp لامپ مزدا
instrument lamp لامپ سنجه ها
loktal base لامپ قفلی
loctal base لامپ قفلی
inspection lamp لامپ کنترل
industrial tube لامپ تجارتی
lock in base tube لامپ قفلی
geissler tube لامپ گایسلر
lamp cord سیم لامپ
incandescent lamp لامپ روشنایی
hard tube لامپ سخت
helium lamp لامپ هلیومی
image storing tube لامپ ایکونوسکپ
hexod لامپ شش قطبی
ignitorn لامپ ایگنیترون
lamp bulb adapter تبدیل لامپ
vaccum tube lamp لامپ خلاء
hexode لامپ شش قطبی
h lamp لامپ هیدروژنی
grid glow tube لامپ کنتاکتی
glow tube لامپ کنتاکتی
glow discharge tube لامپ مشتعل
glow lamp لامپ نئون
lamp connector رابط لامپ
lamp bulb efficiency بازده لامپ
indicator tube لامپ سیگنال
lamp bulb base پایه لامپ
glow lamp لامپ کنتاکتی
glow tube لامپ مشتعل
high vaccum tube لامپ خلاء
triode لامپ سه قطبی
thypatron لامپ گازی
thermionic tube لامپ گرمیونایی
tetrode لامپ تترود
tantalum filament lamp لامپ تانتالی
table lamp لامپ استاندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com