Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
pesthole
لانه بیماری ومیکروب
Other Matches
anthill
خاکریزی که مورهنگام لانه سازی در اطراف لانه خود ایجاد میکند
formicary
لانه مورچه لانه مور
formicarm
لانه مورچه لانه مور
sequela
بیماری ناشی از بیماری دیگر
den
لانه
nerd
لانه
nerds
لانه
kennels
لانه سگ
doh hutch
لانه سگ
doghouse
لانه سگ
dog hole
لانه سگ
kennel
لانه سگ
dens
لانه
pips
لانه
pipped
لانه
pip
لانه
pipping
لانه
nest
لانه
nests
لانه
piggeries
لانه خوک
nidificate
لانه سازی
nidify
لانه ساختن
piggery
لانه خوک
pigenhole
لانه کبوتر
aviary
لانه مرغ
aviaries
لانه مرغ
honeycombs
لانه زنبوری
kennel
لانه کردن
pigeon-holes
لانه کبوتر
pigeon-hole
لانه کبوتر
pigeon hole
لانه کبوتر
homing
لانه گروی
kennel
لانه روباه
kennels
لانه کردن
holed
در لانه کردن
kennels
لانه روباه
holing
در لانه کردن
lair
کنام لانه
nest
لانه ساختن
nest building
لانه سازی
nests
لانه ساختن
hole
در لانه کردن
vespiary
لانه زنبور
implantation
لانه گیری
holes
در لانه کردن
termitary
لانه موریانه
honeycomb
لانه زنبوری
termitarium
لانه موریانه
pigeonry
لانه کبوتر
pigeon house
لانه کبوتر
cubbyhole
لانه کبوتر
honey combed
لانه زنبوری
lairs
کنام لانه
lodge
به لانه پناه بردن
forme
لانه یا جای خرگوش
duolateral coil
پیچک لانه زنبوری
dower
لانه خرگوش وغیره
cellular brick
اجر لانه زنبوری
collenchyma
بافت لانه زنبوری
lodges
به لانه پناه بردن
burrow
زیرزمین لانه کردن
lodged
به لانه پناه بردن
pillboxes
لانه توپ ومسلسل
nerds
اشیانه لانه کردن
nerd
اشیانه لانه کردن
pillbox
لانه توپ ومسلسل
nestles
لانه کردن اسودن
nestled
لانه کردن اسودن
burrows
زیرزمین لانه کردن
nestle
لانه کردن اسودن
burrowing
زیرزمین لانه کردن
burrowed
زیرزمین لانه کردن
unearthed
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
unearths
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
unearth
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
unearthing
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
wood boring
لانه کننده درمغز چوب
unkennel
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
mason wasp
زنبور غیر اجتماعی لانه زی
harvest mouse
یکجورموش که درساقههای گندم لانه میکند
roosts
لانه مرغ جای شب بسر بردن
roosting
لانه مرغ جای شب بسر بردن
roosted
لانه مرغ جای شب بسر بردن
roost
لانه مرغ جای شب بسر بردن
hole
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holed
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holes
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holing
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
house martin
یکجور پرستو که لانه گلی بردیوار خانه ها میسازد
Much as the snake hates the penny-royal, the herb .
<proverb>
مار از پونه بدش مى آید در لانه اش سبز مى شود .
house martins
یکجور پرستو که لانه گلی بردیوار خانه ها میسازد
bolted
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolts
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolting
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolt
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
honey combing
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
martin
نوعی پرستو که لانه گلی بر دیوار خانه میسازد ادم گول خور
diseases
بیماری
pathogenic
بیماری زا
epizootic
بیماری
disease
بیماری
maladies
بیماری
malady
بیماری
illnesses
بیماری
virulent
<adj.>
بیماری زا
illness
بیماری
pick's disease
بیماری پیک
pott's disease
بیماری پوت
to be down with something
بیماری گرفتن
sick bed
بستر بیماری
tay sach's disease
بیماری تی- ساکس
to be ill with something
بیماری گرفتن
some kind of sickness
یک نوعی از بیماری
pick's syndrome
بیماری پیک
nosophilia
بیماری خواهی
nosophobia
بیماری هراسی
pathophobia
بیماری هراسی
parkinsonism
بیماری پارکینسون
pathogenesis
بیماری زایی
pathognomy
بیماری شناسی
to have something
[a disease, an illness]
بیماری گرفتن
Diagnosis.
تشخیص بیماری
The symptoms ( of a disease) .
علائم بیماری
to be laid up with something
بیماری گرفتن
VD
بیماری زهروی
wilson's disease
بیماری ویلسون
VD
بیماری مقاربتی
AIDS
بیماری ایدز
AIDS
بیماری سیدا
legionnaires' disease
بیماری لژیونرها
radiation sickness
بیماری برتابشی
radiation sickness
بیماری تابشی
radiation sickness
بیماری اشعه
neuropathy
بیماری عصب
epilepsy
بیماری صرع
catamnesis
تاریخچه بیماری
addison's disease
بیماری ادیسون
rabies
بیماری هاری
insect vectors
حشرات بیماری زا
illnesses
بیماری کسالت
illness
بیماری کسالت
graves'disease
بیماری گریوز
alzeimer's disease
بیماری الزایمز
venereal disease
بیماری مقاربتی
remission
بهبودی بیماری
advantage by illness
بهره بیماری
symptomatic
نشانه بیماری
Parkinson's disease
بیماری پارکینسون
down's disease
بیماری داون
herpes simplex
بیماری تب خال
mental disorder
بیماری روانی
mental illness
بیماری روانی
mental disease
بیماری روانی
pestilence
بیماری طاعون
hansen's disease
بیماری هنسن
psychosis
بیماری روانی
encephalopathy
بیماری مغزی
sick leave
استراحت بیماری
ailments
بیماری مزمن
ailment
بیماری مزمن
lumpy jaw
بیماری "اکتینومیکوز"
love sickness
بیماری عشق
migraine
میگرن
[پزشکی]
[بیماری]
hemorrhoid
[American]
بواسیر
[بیماری]
[پزشکی]
diathesis
بیماری پذیری ارثی
beriberi
بیماری کمبود ویتامن B
basedow's disease
بیماری بیس داو
to die of an illness
در اثر بیماری مردن
allopathy
معالجهء بیماری با اضداد ان
haemorrhoid
[British]
بواسیر
[بیماری]
[پزشکی]
hypertension
بیماری فشار خون
to get back on one's feet
بهتر شدن
[از بیماری]
polio
بیماری فلج اطفال
fungus
فونجی بیماری قارچی
malady
فاسد شدگی بیماری
maladies
فاسد شدگی بیماری
hemorrhoid
[American]
همورویید
[بیماری]
[پزشکی]
haemorrhoid
[British]
همورویید
[بیماری]
[پزشکی]
diphtheria
[diph]
دیفتیری
[پزشکی]
[بیماری]
iatrogenic illness
بیماری پزشک زاد
hemiparasite
انگلهایی که بیماری زا نیستند
slapped cheek syndrome
بیماری پنجم
[پزشکی]
fifth disease
[Erythema infectiosum]
بیماری پنجم
[پزشکی]
psychosomatic disease
بیماری روانی- تنی
smallpox
{sg}
آبله
[پزشکی]
[بیماری]
variola
{sg}
آبله
[پزشکی]
[بیماری]
primary gain
بهره اصلی بیماری
paranosis
بهره کشی از بیماری
black vomit
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
yellow fever
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
red plague
{sg}
آبله
[پزشکی]
[بیماری]
loose smut
بیماری زنگ گندم
yellow jack
[colloquial]
[yellow fever]
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
to pass a disease on
بیماری منتقل کردن
insect vectors
حشرات ناقل بیماری
inpatient
بیماری که در بیمارستان میخوابد
pox
{sg}
آبله
[پزشکی]
[بیماری]
secondary gain
بهره ثانوی بیماری
flight into sickness
پناه بردن به بیماری
epinosic gain
بهره ثانوی بیماری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com