Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
rocker
لاوک خاکشویی کفش یخ بازی
rockers
لاوک خاکشویی کفش یخ بازی
Other Matches
pan-
لاوک خاکشویی
pan
لاوک خاکشویی
pans
لاوک خاکشویی
gold washer
کسیکه خاک زرداررابرای زرجویی میشوید لاوک خاکشویی
elutriation
خاکشویی
clay soaking pit
خاکشویی
elutriate
خاکشویی کردن
runners
لاوک
runner
لاوک
buddle
لاوک
kneading trough
لاوک خمیرگیری
knop
غنچه لاوک
drip pan
لاوک قطرهای
bins
لاوک تغار
bin
لاوک تغار
rooker
لاوک خاک شویی
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
game
بازی
watermanship
اب بازی
slackness
بازی
fun
بازی
grey hound
سگ بازی
falconine
بازی
sportiveŠetc
بازی کن
solitaire
تک بازی
gaming
بازی
plays
بازی
openness
بازی
dibasic
دو بازی
actions
بازی
solitaires
تک بازی
home
بازی
hopscotch
بازی لی لی
patulousness
بازی
basics
بازی
partie
بازی
basic
بازی
plain dealing
بازی
homes
بازی
clearance
بازی
action
بازی
played
بازی
playing
بازی
play
بازی
hustle
بازی هشیارانه
sharp practice
حقه بازی
cogs
حقه بازی
sporting
بازی دوست
footballs
بازی فوتبال
rinks
یخ بازی کردن
cog
حقه بازی
football
بازی فوتبال
polo
چوگان بازی
handouts
نوبت بازی
tricking
شعبده بازی
handout
نوبت بازی
bandying
چوگان بازی کچ
tooth clearance
بازی دندانه
play-acts
بازی کردن
chicaneries
حیله بازی
chicanery
حیله بازی
golfing
بازی گلف
play-acts
تو بازی رفتن
paraphrased
بازی با الفاظ
trick
شعبده بازی
tricked
شعبده بازی
hustled
بازی هشیارانه
hustles
بازی هشیارانه
hustling
بازی هشیارانه
stanzas
بخشی از بازی
factionalism
فرقه بازی
to keep score
بازی رانگاهداشتن
power game
بازی قدرتی
power games
بازی قدرتی
stanza
بخشی از بازی
skiing
اسکی بازی
paraphrase
بازی با الفاظ
to make a goal
یک بازی بردن
skate
بازی تهاجمی
paraphrases
بازی با الفاظ
skates
بازی تهاجمی
paraphrasing
بازی با الفاظ
cage
بازی بسکتبال
rinks
میدان یخ بازی
rink
یخ بازی کردن
rink
میدان یخ بازی
firework
آتش بازی
cages
بازی بسکتبال
To be acting. To put it on .
رل بازی کردن
video games
بازی دیدنی
rugby
بازی رگبی
video game
بازی دیدنی
skated
بازی تهاجمی
play-acting
تو بازی رفتن
fence
شمشیر بازی
play-acted
بازی کردن
fireworks
اتش بازی
bonfire
اتش بازی
bonfires
اتش بازی
gaming
قمار بازی
fences
شمشیر بازی
monkey business
کچلک بازی
pantomime
لال بازی
pantomimes
لال بازی
playfully
با خنده و بازی
tricksy
بازی کن خنده کن خنده و بازی کن
paperwork
کاغذ بازی
Frisbee
بازی با فریزبی
skating
اسکیت بازی
whoredom
فاحشه بازی
wordplay
بازی با لغات
trickiness
حقه بازی
war game
بازی جنگ
child's play
بچه بازی
plaything
اسباب بازی
child's play
بازی کودکان
playthings
اسباب بازی
footballers
فوتبال بازی کن
wargaming
بازی جنگ
footballer
فوتبال بازی کن
speculation
سفته بازی
Frisbees
بازی با فریزبی
double
بازی دوبل
doubled
بازی دوبل
doubled up
بازی دوبل
twiddled
بازی کردن
fencing
ششمشیر بازی
twiddle
بازی کردن
trapze
بند بازی
bandied
چوگان بازی کچ
bandies
چوگان بازی کچ
play-acted
تو بازی رفتن
bandy
چوگان بازی کچ
play-act
تو بازی رفتن
hanky-panky
روباه بازی
twiddles
بازی کردن
full-time
09 دقیقه بازی
charade
نوعی بازی
gimmickry
حقه بازی
holdout
خودداری از بازی
holdouts
خودداری از بازی
jiggery-pokery
حقه بازی
party politics
حزب بازی
twiddling
بازی کردن
hanky-panky
حقه بازی
play-act
بازی کردن
play-acting
بازی کردن
three knights' game
بازی سه اسب
four handed game
بازی چهارنفره
grandstand play
بازی مهیج
puppetry
خیمه شب بازی
half back
میان بازی کن
puppet show
خیمه شب بازی
half time
نیمه بازی
halt back
میان بازی کن
hanky panky
حقه بازی
hanky panky
روباه بازی
hard game
بازی دشوار
pugilism
بوکس بازی
harlepuinade
حقه بازی
headhunting
خشونت در بازی
headwork
با سر بازی کردن
hocus pocus
حقه بازی
hocus pocus
ورودحقه بازی
puppetry
عروسک بازی
pyrotechnic display
اتش بازی
radial play
بازی شعاعی
radial play
بازی عرضی
free handedness
دست بازی
free play
بازی ازاد
quiot
لیس بازی
game ball
توپ بازی
game cycle
دوره بازی
quackery
حقه بازی
game of chance
بازی قمار
game plan
استراتژی بازی
game theory
نظریه بازی
game theory
تئوری بازی
gamesomeness
بازی گوشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com