English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
stabilized layer لایه تثبیت شده
Other Matches
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
underlays در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlay در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
delaminate لایه لایه شدن
delamination لایه لایه شدگی
lamination لایه لایه سازی
argillite خاک رس لایه لایه
delamination لایه لایه کردن
interlayer لایه بین دو لایه
delamination لایه لایه شدن
fixing تثبیت
stabilization تثبیت
fixity تثبیت
corroboration تثبیت
consolidation تثبیت
stabilises تثبیت
stabilising تثبیت
stabilized تثبیت
stabilizes تثبیت
fixation تثبیت
confirmation تثبیت
fixations تثبیت
stabilize تثبیت
stabilisation تثبیت
stabilised تثبیت
anchor cell سل تثبیت
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
course stabilizer تثبیت کننده
stabilising تثبیت کردن
stabilized تثبیت کردن
father fixation تثبیت پدری
stabilize تثبیت کردن
fixedness تثبیت شدگی
stop go policy سیاست تثبیت
stabilizer تثبیت کننده
price stabilization تثبیت قیمت
price stability تثبیت قیمت
price freezing تثبیت قیمت
price freeze تثبیت قیمت ها
price ceilings تثبیت قیمت
stabilised تثبیت کردن
fixing agent عامل تثبیت
reinstatement تثبیت در مقام
stabilises تثبیت کردن
patenting حق تثبیت اختراع
nitrogen fixation تثبیت نیتروژن
avouch تثبیت کردن
visual fixation تثبیت دیداری
mechanical stabilization تثبیت مکانیکی
maintenance level سطح تثبیت
voltage stabilization تثبیت ولتاژ
stabilisers تثبیت کننده
wage stabilization تثبیت مزد
economic stabilization تثبیت اقتصادی
stabilizers تثبیت کننده ها
positioning تثبیت موقعیت
stabilization پابرجاسازی تثبیت
patent حق تثبیت اختراع
patented حق تثبیت اختراع
patents حق تثبیت اختراع
reinstating تثبیت کردن
holding attack تک تثبیت کننده
confirmation تثبیت استقرار
fixation of affect تثبیت عاطفی
fixation process فرایند تثبیت
fixate تثبیت کردن
heat setting تثبیت گرمائی
stabilizes تثبیت کردن
fixation point نقطه تثبیت
reinstates تثبیت کردن
functional fixedness تثبیت کارکردی
reinstate تثبیت کردن
reinstated تثبیت کردن
automatic stabilizer تثبیت کننده خودکار
course stabilizer دستگاه تثبیت مسیر
stabilizer ثابت تثبیت کننده
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
holding force نیروی تثبیت کننده
fix تثبیت محل ناو
fixes تثبیت محل ناو
verge شانه تثبیت نشده
verges شانه تثبیت نشده
emulsion stabilizer تثبیت کننده امولسیونی
exchanged stabilization fund صندوق تثبیت ارز
built in stabilizers تثبیت کنندههای خودکار
stabilized layer قشر تثبیت شده
stabilisers ثابت تثبیت کننده
well fixed خوب تثبیت شده
hard shoulder شانه تثبیت شده
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
stabilizing sleeve غلاف تثبیت کننده
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
stabilization policy سیاست تثبیت اقتصادی
mains voltage stabilizer تثبیت کننده ولتاژ شبکه
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
route به خاک نشاندن تثبیت کردن
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
routes به خاک نشاندن تثبیت کردن
stabilized به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilize به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilised به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
stabilising به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilizes به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilises به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
high frequency stabilized arc قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
price support تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
functional finance سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
lamellose لایه لایه
tiers لایه
tier لایه
three-ply سه لایه
three ply سه لایه
padding لایه
shelling لایه
shells لایه
layer line خط لایه
lamellar لایه لایه
layer لایه
strata لایه ها
stratum لایه
layers لایه
yard لایه
bed لایه
yards لایه
beds لایه
provine لایه
riband لایه
ribband لایه
substrate لایه
stuffless بی لایه
ribands لایه
ribbands لایه
leaf لایه
courses لایه
course لایه
shell لایه
coats لایه
coursed لایه
coatings لایه
coated لایه
coat لایه
fair trade laws قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
selected material لایه فرم
zonate لایه دار
five ply پنج لایه
pervious blanket لایه زهکش
epilimnion اب لایه سطحی
overburden لایه سربار
valence shell لایه والانس
silt layer لایه لای
reversing layer لایه واگردان
soil horizon لایه خاک
limnetic zone لایه نورگیر اب
porous layer لایه روزنهای
sedimentation لایه گذاری
filter layer لایه پالایش
epilimnion اب لایه زبرین
energy stage لایه انرژی
euphotic اب لایه نورگیر
energy shell لایه انرژی
priming layer لایه استری
sand layer لایه ماسه
hard layer لایه سخت
filter layer لایه صافی
multilayer چند لایه
frost blanket course لایه پاد یخ
ionosphere لایه یونسفر
substratum زیر لایه
superstratum ابر لایه
oxide film لایه اکسیدی
layer of rock لایه سنگی
layering لایه بندی
surface course لایه رویی
magnetic layer لایه مغناطیسی
waterproofing course لایه اب بندی
wearing course لایه رویی
the inner layer لایه درونی
mylar لایه پولیستری
undercoat زیر لایه
traprock لایه بازالتی
top layer لایه فوقانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com