Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
grout curtain
لایه سیمانی تزریق شدهای که در زیر پی سد مانع تراوشات میگردد
Other Matches
ashless dispersant oil
نوعی روغن معدنی که مانع تجمع ناخالصیها میگردد
hypodermic injection
تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
services
توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course
لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
underlay
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
collapse pressure
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
underlays
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
media
زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
die
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course
لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
cement flooring
کف سیمانی
cement bound macadam
ماکادام سیمانی
blocks
بلوک سیمانی
blocked
بلوک سیمانی
cement coat
اندود سیمانی
concrete pipe
لوله سیمانی
block
بلوک سیمانی
cement mortar
ملات سیمانی
cement mortar coating
پوشش سیمانی
cement tile
کاشی سیمانی
cementation
کارهای سیمانی
cement concrete
بتن سیمانی
cement screed
اندود سیمانی
cement adhesive
چسبندگی سیمانی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
block lining
پوشش با بلوک سیمانی
portland cement concrete
بتن سیمانی پرتلند
hydraulic cement
سیمانی که در زیر اب میگیرد
cementation
سیمانی شدن باتری
corps de logis
[بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
terrazzo
موزاییک سیمانی مرمر نما
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
foundationer
کسیکه ازدرامدبنگاه وقف شدهای زندگی میکند
sequestrator
کسی که چیز توقیف شدهای رابدست او میسپارند
to inlay a printed page
صفحه چاپ شدهای را در برگ بزرگتر و محکم تری نشاندن
coated chippings
خورده سنگهای قیراندود شدهای که در سطح جاده پخش میشوند
cyclopean
[معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
expanding cement
سیمانی که زیر اب سفت میشود سیمان قابل انبساط
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
deferred expense
هزینههای پیش بینی شدهای که هنوز موعد پرداختشان نرسیده است
pigeon milk
خوراک نیمه هضم شدهای که کبوترازچینه دان خوددراورده بجوجههای خودمیدهد
argillite
خاک رس لایه لایه
delamination
لایه لایه شدن
delamination
لایه لایه کردن
lamination
لایه لایه سازی
delamination
لایه لایه شدگی
interlayer
لایه بین دو لایه
delaminate
لایه لایه شدن
backus naur form
قرارداد ثبت شدهای که برای توضیح نحو یک زبان برنامه نویسی استفاده میشود
check point
نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
virus
امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
soft keys
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
viruses
امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
dams
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dammed
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
damming
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
job lot
مجموعه کالاهایی که در یک مرحله تولید میگردد
job lots
مجموعه کالاهایی که در یک مرحله تولید میگردد
roll reversal
حالتی که سبب معکوس شدن کنترل میگردد
gastrin
هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
hyperinsulinism
درخون که موجب کم شدن قند خون میگردد
ocant altitude
ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
obstructor
وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
normalize
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalised
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalizes
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
linocut
چاپی که بوسیله کلیشه روی مشمع ایجاد میگردد
royalty
پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
grace note
نتی که به اهنگ برای زیبایی اصلی اضافه میگردد
treasury stock
سهم منتشره شرکت که بعنوان سرمایه منظور میگردد
royalties
پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
backsliding
کسی که پس از ترکیکعادت بد به عادت سابق خود باز میگردد
accommodation bill
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
fox fire
نور وتشعشعی که گاهی ازچوبهای پوسیده ساطع میگردد
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
bayed
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
baying
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
bays
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
bay
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
earthquake factor
مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
paraboloid
سطحی که در اثر گردش جسم شلجمی بدور خود تشکیل میگردد
girt
تیری که بین دو ستون بطورافقی قرارگرفته و روی ان دیوار تیغهای بنا میگردد
polyester
نمک الی مرکبی که تغلیظ شده ودر پلاستیک سازی مصرف میگردد
lumen
واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
sprayed
تزریق
injection
تزریق
spraying
تزریق
transfusions
تزریق
sprays
تزریق
mud injection
تزریق گل
injections
تزریق ها
infusions
تزریق
infusion
تزریق
transfusion
تزریق
low level injection
تزریق کم
jab
[British]
[colloquial]
تزریق
shots
تزریق
jab
[colloquial]
تزریق
spray
تزریق
shot
تزریق
injective function
تزریق
intinction
تزریق
mud grouting
تزریق گل
gas plasma display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
whitcomb body
جسم ایرودینامیکی که به هواپیما اضافه میشود و سبب بهبود توزیع حجم اریارول میگردد
lymphoblast
سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
yellow bile
مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
pyxidium
کپسول گیاهی که نیمی از ان در اثر شکفتن بازواز نیم پایینش جدا میگردد مجری
spartter
تزریق کننده
drilled grout hole
چاه تزریق
vaccinophobia
تزریق هراسی
injected
تزریق کردن
grout hole
چاه تزریق
spray
تزریق کردن
grout hole
سوراخ تزریق
spartter loss
تلف تزریق
syringes
تزریق کردن
clay grouting
تزریق خاک رس
chemical grouting
تزریق شیمیایی
spraying
تزریق کردن
sprays
تزریق کردن
sprayed
تزریق کردن
cement grouting
تزریق سیمان
syringe
تزریق کردن
chemical consolidation
تزریق شیمیایی
inject
تزریق کردن
spary gun
تلمبه تزریق
spary gun
پیستوله تزریق
chemical injection
تزریق شیمیایی
intake well
چاه تزریق
perfuse
تزریق کردن
grouting galleries
مجاری تزریق
grouting gallery
دالان تزریق
injector
الت تزریق
guns
دستگاه تزریق
gun
دستگاه تزریق
immit
تزریق کردن
injection capacity
فرفیت تزریق
injection efficiency
بازده تزریق
injection grid
شبکه تزریق
injection level
سطح تزریق
injection of money
تزریق پول
injection point
نقطه تزریق
injector
تزریق کننده
injector valve
سوپاپ تزریق
inspirator
تزریق کننده
metal spraying
تزریق فلزی
blanket grouting
تزریق سطحی
pilot injection
تزریق مقدماتی
injects
تزریق کردن
blast injection engine
موتور تزریق دم
fule injection
تزریق سوخت
gas injection
تزریق بنزین
injecting
تزریق کردن
perfusion
تزریق وریدی
grout curtain
پرده تزریق
drilled grout hole
سوراخ تزریق
ogive
شکل حاصل از منحنی مدارسیارهای که شعاع ان به تدریج زیاد شده تا سرانجام به خط راست تبدیل میگردد
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
mandrel
جسم مرکزی معمولا با مقطع دایرهای که قطعه لولهای یاقسمت مادگی دور ان شکل میگردد
covering letters
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
injection
داروی تزریق کردنی
airless solid injection
تزریق بدون کمپرسور
hypodermic
تزریق زیر جلدی
transfusions
رسوخ تزریق خون
hypodermics
تزریق زیر جلدی
transfusion
رسوخ تزریق خون
needles
با سوزن تزریق کردن
needled
با سوزن تزریق کردن
needle
با سوزن تزریق کردن
gas injection method
روش تزریق گاز
grease injector
تزریق کننده گریس
grouted alluvium
ابرفت تزریق شده
jetting tube
لوله تزریق در حفاری
grouting
تزریق دوغاب سیمان
iodize
یود تزریق کردن
injector pump
پمپ تزریق سوخت
injection timing
تنظیم مقدار تزریق
petrol injection motor
موتور تزریق بنزینی
hypo
تزریق زیر جلدی
concrete gun
دستگاه تزریق بتن
petrol injection pump
پمپ تزریق بنزین
flame spray
تزریق کردن شعلهای
metal spray gun
تلمبه تزریق فلز
fuel injection system
سیستم تزریق سوخت
needling
با سوزن تزریق کردن
dead weight
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
abc analysis
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
plenum chamber
محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
replenishing phase
بخشی از سیکل عملکردموتورهای پالس جت که دران افت فشار داخل مجرا سبب ورود سوخت میگردد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com