Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
light sensitive layer
لایه یا قشر حساس در برابرنور
Other Matches
services
توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course
لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
underlays
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
collapse pressure
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
underlay
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
tentacles
شاخک حساس ریشه حساس
tentacle
شاخک حساس ریشه حساس
media
زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
die
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course
لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
sensitive to corrosion
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
delamination
لایه لایه شدگی
argillite
خاک رس لایه لایه
interlayer
لایه بین دو لایه
delaminate
لایه لایه شدن
delamination
لایه لایه کردن
delamination
لایه لایه شدن
lamination
لایه لایه سازی
gas discharge display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
exquisite
حساس
tender
حساس
sharp nosed
حساس
tendered
حساس
feisty
حساس
activator
حساس گر
critical
حساس
tenderest
حساس
acute
حساس
tendering
حساس
techy
حساس
sensor
حساس
susceptive
حساس
thin skinned
حساس
alive
حساس
ticklish
حساس
vigilant
حساس
sensitive
حساس
delicate
حساس
sentimental
حساس
supersensitive
حساس
sensate
حساس
sensitive clay
رس حساس
passible
حساس
elastic
حساس
elastic demand
حساس
key
<adj.>
حساس
prominent
حساس
elastic supply
عرضه حساس
tenderised
حساس کردن
jumpy
بیقرار حساس
tenderises
حساس کردن
tenderising
حساس کردن
tenderizing
حساس کردن
sensitizes
حساس کردن
key points
نقاط حساس
keop soo
نقاط حساس
insensitive
غیر حساس
insensitivity
غیر حساس
tenderizes
حساس کردن
vibrissa
موی حساس
tenderize
حساس کردن
it touched him on the raw
بنقطه حساس
mimosa
گیاه حساس
overstrung
خیلی حساس
sensitizing
حساس شدن
sensitises
حساس کردن
sensitised
حساس شدن
perceptive
حساس و باهوش
sensitised
حساس کردن
high strung
بسیار حساس
hyperaesthetic
زیاده از حد حساس
hygrosensitive
حساس به رطوبت
supersensitive
فوق حساس
sensitises
حساس شدن
starkest
حساس سفت
sensitizing
حساس کردن
sensitizes
حساس شدن
supersensitive
حساس شده
sensitized
حساس شدن
sensitized
حساس کردن
sensitize
حساس شدن
sensitize
حساس کردن
sensitising
حساس شدن
sensitising
حساس کردن
stark
حساس سفت
tenderized
حساس کردن
sensitive plant
گیاه حساس
pixilated
خیلی حساس
skinless
خیلی حساس
senseful
خیلی حساس
tendering
حساس بودن
tenderest
حساس بودن
tendered
حساس بودن
feelingly
بطور حساس
tender
حساس بودن
sensitive zone
منطقه حساس
sensory nerves
پیهای حساس
sensitizer
حساس کننده
sensitization
حساس سازی
sensitization
حساس شدن
sensitization
حساس کردن
kittle
هوشیار حساس
critical facility
تاسیسات حساس
key position
شغل حساس
critical position
پوزیسیون حساس
starkly
حساس سفت
sensitively
بطور حساس
insensible
غیر حساس
starker
حساس سفت
key terrain
زمین حساس
palpi
شاخک حساس
critical mass
توده حساس
a sensitive subject
[topic]
موضوعی حساس
gleg
حساس باهوش
critical item
اماد حساس
soft boiled
نیم بند حساس
context sensitive
حساس نسبت به متن
electrosensitive paper
کاغذ حساس الکترونیکی
touch sensitive tablet
تابلو حساس به تماس
context sensitive help
کمک حساس به قرینه
supersensitive
فوق العاده حساس
dipneedle circuit
مدار حساس مغناطیسی
detecting circuit
مدار حساس مین
hypergolic fuel
سوخت فوق حساس
tentacle
موی حساس جانور
tentacles
موی حساس جانور
palpus
شاخک حساس سبیل
pressure sensitive pen
قلم حساس به فشار
sensitive to light
حساس نسبت به روشنایی
tentacular
شبیه شاخک حساس
kyusho
نقاط حساس بدن
sentient
حساس دستخوش احساسات
laminitis
اماس لایههای حساس
sensitivity
حساس بودن به چیزی
vital points
نقاط حساس بدن
sensitivities
حساس بودن به چیزی
touchier
نازک نارنجی حساس
key position
موضع حساس و مهم
touchiest
نازک نارنجی حساس
tender minded
دارای فکر حساس
touchy
نازک نارنجی حساس
touch panel
صفحه حساس به تماس
inelastic demand
تقاضای غیر حساس
key terrain features
عوارض حساس زمین
susceptible to pain
حساس نسبت بدرد
touch sensitive panel
صفحه حساس به تماس
tentacular
دارای شاخک حساس
youch sensitive screen
صفحه حساس به تماس
susceptible
حساس مستعد پذیرش
touch sensitive display
صفحه نمایش حساس لمسی
otocyst
عضو حساس شنوایی بی مهرگان
electrosensitive
چاپ با کاغذ حساس به الکترون
fluxgate
وسیله حساس به مین مغناطیسی
photodiode
دیود حساس نسبت به نور
light sensitive cell
سلول حساس در برابر نور
panchromatic
حساس نسبت بهمه رنگها
homing mine
مین حساس به انعکاس امواج
detector paper
کاغذ حساس دستگاه اکتشاف ش م ر
light sensitive resistor
مقاومت حساس در برابر نور
hypergolic fuel
سوخت خیلی حساس به اشتعال
dunnite
نوعی ماده منفجر حساس
photoconductor
هادی حساس نسبت به نور
sensory
وابسته به مرکز احساس حساس
pressure sensitive keyboard
صفحه کلید حساس به فشار
sensitive
حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
photocell
یاخته حساس نسبت به نور فتوسل
jelly bean
ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
supersensitive
ماسوره یا مین فوق العاده حساس
influence mine
مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
dermis
قسمت حساس وعروقی میان پوست
spicule
سیخک شاخک حساس نوک تیز سنبله
tag line
جمله نهایی نمایش وغیره نقطه حساس
case sensitive
حساس نسبت به بزرگ یاکوچک بودن حرف
spicula
سیخک شاخک حساس نوک تیز سنبله
vital point
حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
heliogravure
گراورسازی بوسیله نور برروی صفحه حساس
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
epicritic
تمیز دهنده گرما وسرما حساس بسرماوگرما
lamellar
لایه لایه
lamellose
لایه لایه
three-ply
سه لایه
padding
لایه
strata
لایه ها
stratum
لایه
layer line
خط لایه
ribband
لایه
provine
لایه
riband
لایه
layer
لایه
shells
لایه
coat
لایه
shelling
لایه
coated
لایه
coatings
لایه
shell
لایه
coats
لایه
leaf
لایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com