English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
silk لباس ابریشمی
Search result with all words
malines تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
Other Matches
garbed in silk جامه ابریشمی پوشیده ملبس بجامه ابریشمی
messaline پارچه نرم ولطیف ابریشمی ابریشمی
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
condom ابریشمی
condoms ابریشمی
sericate ابریشمی
sericeous ابریشمی
silk tasseled گل ابریشمی
silky ابریشمی
silken ابریشمی
organzine قیطان ابریشمی
floss پنبه ابریشمی
silk pile خامه ابریشمی
silkiness خاصیت ابریشمی
silk cloth پارچه ابریشمی
levantine یکجورپارچه ابریشمی
silk stocking جوراب ابریشمی
grogram صوف ابریشمی
silk pile پرز ابریشمی
silk پارچه ابریشمی
to garb oneself in silk جامه ابریشمی پوشیدن
d.s.c. سیم با دو روکش ابریشمی
to rustle in silks جامه ابریشمی پوشیدن
cotton or silk velvet مخمل نخی یا ابریشمی
double silk covered سیم با دو روکش ابریشمی
velveteen مخمل نخی یا ابریشمی
chiffon نوعی پارچه ابریشمی
we d. in silks ما کالای ابریشمی میفروشیم
shiner ستاره کلاه ابریشمی
doilies نوعی پارچه ابریشمی
brocade پارچه ابریشمی گل برجسته
i have a silk rug Štoo یک قالیچه ابریشمی هم دارم
mantua نوعی پارچه ابریشمی
doily نوعی پارچه ابریشمی
tie silk پارچه ابریشمی کراواتی
silk manufactures of home کالاهای ابریشمی ساخت میهن
ninon پارچه نرم و مواج ابریشمی
shantung پارچه ابریشمی خشن چینی
samite پارچه زربفت ابریشمی سنگین
tiffany پارچه توری ابریشمی نازک
rubber ابریشمی یا کاپوت مالنده یاساینده
rubbers ابریشمی یا کاپوت مالنده یاساینده
bobbinet نوعی توری نخی یا ابریشمی
scarf حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
scarfs حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
grosgrain پارچه ابریشمی خیلی محکم وکلفت
near silk ابریشمی که نزدیک بابریشم اصل است
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
silk hat کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی
surah نوعی پارچه ابریشمی زنانه ابریشم مصنوعی
silkaline پارچه ابریشمی سبک وحریرنمای مخصوص پرده وغیره
raw silk ابریشم خام [ابریشمی که صمغ آن گرفته نشده است.]
tulle پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
shot silk ابریشمی که چون از چند سوبدان نگاه کنندچند رنگ نشان میدهد
processed silk ابریشم پخته [ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
lampas کام اماس کام دهان اسب یکجور پارچه ابریشمی گلدار
paduasoy پارچه ابریشمی راه راه وبادوام که درسده هیجدهم برای جامه بکار می بردند
waste silk ابریشم گجین [ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
sarsenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
sarcenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
clobbered لباس
rosettes گل لباس
outwall لباس تن
evining dress لباس شب
flannel لباس
flannels لباس
attire لباس
frou frou خش خش لباس
out fit لباس
costumes لباس ها
clobbers لباس
clobber لباس
clobbering لباس
garb لباس
donkey jacket لباس
oilskins لباس ضد اب
dressing لباس
costumes لباس
costume لباس
costume لباس
rosette گل لباس
bibandtucker لباس
accouterments لباس
nightgown لباس شب
clothing لباس
accouterment لباس
untented بی لباس
acoutrement لباس
vestment لباس
dressings لباس
nightgowns لباس شب
vesture لباس
bathhouse لباس کن
Imperial Silk Hunting Carpet فرش شکارگاهی ابریشمی درباری [این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
exposure suit لباس محافظ
undergarment لباس بزیر
tog لباس پوشیدن
undergarments لباس بزیر
fancy dress لباس بالماسکه
gaberdine لباس پوشش
tuxedos لباس رسمی
flight gear لباس پرواز
flashproof لباس ضد شعله
tuxedo لباس رسمی
wet suits لباس غواصی
wet suit لباس غواصی
fearnought suit لباس نسوز
dry suit لباس غواصی
finical خوش لباس
costume لباس محلی
zippers زیب لباس
academic costume لباس دانشگاهی
academicals لباس دانشگاهی
vestment لباس رسمی
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
clothier لباس فروش
asbestos kit لباس نسوز
clothes tree چنگک لباس
braw جوش لباس
zipper زیب لباس
knitwear لباس کشباف
driss uniform لباس رسمی
costumes لباس محلی
dressed in white لباس سفیدپوشیده
dress suit لباس رسمی شب
dreadnought لباس بارانی
skirt دامن لباس
skirted دامن لباس
disguisedly با لباس مبدل
skirts دامن لباس
battle dress لباس ضدگلوله
garderobe اشکاف لباس
put on <idiom> لباس پوشیدن
Full dress. Formal dress. لباس رسمی
Clinging clothes. Tight-fitting dress. لباس چسب تن
sportswear لباس خودمانی
sportswear لباس راحت
sportswear لباس ورزش
spacesuits لباس فضایی
spacesuit لباس فضایی
necklines گردن لباس
tether لباس ردیاب
electronic tag لباس ردیاب
ankle bracelet لباس ردیاب
ankle monitor لباس ردیاب
neckline گردن لباس
menswear لباس مردانه
wooly لباس پشمی
robe de chambre لباس خانه
rainwear لباس بارانی
print dress لباس چیتی
playsuit لباس ورزش
pajama لباس خواب
night robe لباس خواب
mab لباس ژولیده
laundress لباس شوی زن
launderer لباس شوی
knock about clothes لباس کار
kiyi برس لباس
haute couturer طراح لباس
habilitate لباس پوشیده
habiliments لباس مخصوص
habiliment لباس زیبا
ski suit لباس اسکی
slack suit لباس راحتی
woolie لباس پشمی
wearer پوشنده لباس
water suit لباس ضد فشار اب
uniform of the day لباس فصل
underclothing لباس زیر
tux لباس رسمی
tunicle لباس کوتاه
tou book لباس تکواندو
toggery لباس فروشی
to dress up لباس پوشیدن
to a onself لباس زیباپوشیدن
the long robe لباس قضائی
survival suit لباس نجات
smoking jacket لباس اسموکینگ
slopwork لباس دوخته
gratuitous issue لباس پیشکش
rigs لوازم لباس
slip on لباس گشاد
dress لباس پوشیدن
slip-ons لباس گشاد
thing لباس موجود
hanger چنگک لباس
hangers چنگک لباس
housecoat لباس خانه
housecoats لباس خانه
seam درز لباس
seams درز لباس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com