Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
habit
لباس روحانیت
habits
لباس روحانیت
Other Matches
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
spiritulity
روحانیت
spiritualty
روحانیت
spiritusoity
روحانیت
spirituality
روحانیت
the clergy
روحانیت
spiritualization
روحانیت
ghostliness
روحانیت
clericalism
وابستگی به روحانیت
clericality
حالت یانشان روحانیت
lay
خارج از سلک روحانیت
lays
خارج از سلک روحانیت
spiritualists
طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
spiritualist
طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
ethereality
خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
to take orders
منصب روحانیت را گرفتن بیکی از درجات روحانی گماشته شدن
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
untented
بی لباس
vestment
لباس
garb
لباس
outwall
لباس تن
attire
لباس
flannels
لباس
flannel
لباس
out fit
لباس
vesture
لباس
frou frou
خش خش لباس
dressing
لباس
costumes
لباس
costume
لباس
nightgowns
لباس شب
nightgown
لباس شب
rosettes
گل لباس
rosette
گل لباس
dressings
لباس
accouterment
لباس
evining dress
لباس شب
clobbering
لباس
bibandtucker
لباس
clobber
لباس
clobbered
لباس
clobbers
لباس
bathhouse
لباس کن
acoutrement
لباس
accouterments
لباس
clothing
لباس
oilskins
لباس ضد اب
costume
لباس
costumes
لباس ها
donkey jacket
لباس
academic costume
لباس دانشگاهی
zippers
زیب لباس
zipper
زیب لباس
clothes tree
چنگک لباس
knitwear
لباس کشباف
clothier
لباس فروش
academicals
لباس دانشگاهی
slip-ons
لباس گشاد
battle dress
لباس ضدگلوله
braw
جوش لباس
asbestos kit
لباس نسوز
antiblackout suit
لباس ضد فشار اب
disguisedly
با لباس مبدل
skirts
دامن لباس
skirted
دامن لباس
tether
لباس ردیاب
undergarments
لباس بزیر
undergarment
لباس بزیر
tog
لباس پوشیدن
fancy dress
لباس بالماسکه
gowns
روپوش لباس شب
gown
روپوش لباس شب
slashes
چاک لباس
electronic tag
لباس ردیاب
dry suit
لباس غواصی
skirt
دامن لباس
costumes
لباس محلی
ankle monitor
لباس ردیاب
costume
لباس محلی
ankle bracelet
لباس ردیاب
silk
لباس ابریشمی
tuxedos
لباس رسمی
tuxedo
لباس رسمی
wet suits
لباس غواصی
wet suit
لباس غواصی
slashed
چاک لباس
wearer
پوشنده لباس
spacesuit
لباس فضایی
survival suit
لباس نجات
spacesuits
لباس فضایی
sportswear
لباس ورزش
sportswear
لباس راحت
sportswear
لباس خودمانی
smoking jacket
لباس اسموکینگ
slopwork
لباس دوخته
slack suit
لباس راحتی
ski suit
لباس اسکی
robe de chambre
لباس خانه
Clinging clothes. Tight-fitting dress.
لباس چسب تن
rainwear
لباس بارانی
necklines
گردن لباس
the long robe
لباس قضائی
to a onself
لباس زیباپوشیدن
water suit
لباس ضد فشار اب
woolie
لباس پشمی
wooly
لباس پشمی
vestment
لباس رسمی
menswear
لباس مردانه
uniform of the day
لباس فصل
underclothing
لباس زیر
tux
لباس رسمی
tunicle
لباس کوتاه
tou book
لباس تکواندو
toggery
لباس فروشی
neckline
گردن لباس
to dress up
لباس پوشیدن
print dress
لباس چیتی
playsuit
لباس ورزش
garderobe
اشکاف لباس
gaberdine
لباس پوشش
flight gear
لباس پرواز
flashproof
لباس ضد شعله
finical
خوش لباس
fearnought suit
لباس نسوز
exposure suit
لباس محافظ
driss uniform
لباس رسمی
dressed in white
لباس سفیدپوشیده
dress suit
لباس رسمی شب
gratuitous issue
لباس پیشکش
habiliment
لباس زیبا
habiliments
لباس مخصوص
pajama
لباس خواب
Full dress. Formal dress.
لباس رسمی
put on
<idiom>
لباس پوشیدن
night robe
لباس خواب
mab
لباس ژولیده
laundress
لباس شوی زن
launderer
لباس شوی
knock about clothes
لباس کار
kiyi
برس لباس
haute couturer
طراح لباس
habilitate
لباس پوشیده
dreadnought
لباس بارانی
woolliest
: لباس پشمی
doffs
لباس کندن
doffing
لباس کندن
doffed
لباس کندن
doff
لباس کندن
liveried
دارای لباس
pinned
گیره لباس
pin
گیره لباس
regimental
لباس هنگ
full dress
لباس سلام
livery
لباس مستخدم
regimental
لباس نظامی
disguise
لباس مبدل
disguised
لباس مبدل
dress
لباس پوشیدن
woolly
: لباس پشمی
rigs
لوازم لباس
rigged
لوازم لباس
rig
لوازم لباس
gashing
خوش لباس
clothes
جامه لباس
gashes
خوش لباس
gashed
خوش لباس
gash
خوش لباس
disguising
لباس مبدل
disguises
لباس مبدل
plain
لباس غیرنظامی
liveries
لباس مستخدم
seams
درز لباس
masquerading
لباس مبدل
masquerades
لباس مبدل
attire
لباس پوشاندن
garb
لباس پوشانیدن
masqueraded
لباس مبدل
masquerade
لباس مبدل
underclothes
لباس زیر
khaki
لباس نظامی
tights
لباس تنگ
rags
لباس مندرس
underwear
لباس زیر
seam
درز لباس
housecoats
لباس خانه
plainer
لباس غیرنظامی
uniforms
لباس یک شکل
uniforms
لباس فرم
plainest
لباس غیرنظامی
plains
لباس غیرنظامی
slip on
لباس گشاد
thing
لباس موجود
hanger
چنگک لباس
uniform
لباس یک شکل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com