English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
water suit لباس ضد فشار اب
Search result with all words
anti g suit لباس ضد فشار ثقل
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
dressings لباس
clobber لباس
bathhouse لباس کن
costumes لباس ها
costume لباس
clobbered لباس
evining dress لباس شب
accouterment لباس
acoutrement لباس
clobbering لباس
clobbers لباس
accouterments لباس
frou frou خش خش لباس
costumes لباس
costume لباس
donkey jacket لباس
garb لباس
vestment لباس
flannel لباس
out fit لباس
attire لباس
outwall لباس تن
nightgown لباس شب
nightgowns لباس شب
vesture لباس
flannels لباس
untented بی لباس
bibandtucker لباس
oilskins لباس ضد اب
clothing لباس
dressing لباس
rosette گل لباس
rosettes گل لباس
underclothes لباس زیر
clothier لباس فروش
zipper زیب لباس
robe de chambre لباس خانه
clothes tree چنگک لباس
underwear لباس زیر
rags لباس مندرس
tights لباس تنگ
masquerades لباس مبدل
survival suit لباس نجات
khaki لباس نظامی
battle dress لباس ضدگلوله
masquerade لباس مبدل
masqueraded لباس مبدل
zippers زیب لباس
tou book لباس تکواندو
to dress up لباس پوشیدن
to a onself لباس زیباپوشیدن
the long robe لباس قضائی
asbestos kit لباس نسوز
braw جوش لباس
ski suit لباس اسکی
neckline گردن لباس
tuxedos لباس رسمی
garb لباس پوشانیدن
smoking jacket لباس اسموکینگ
toggery لباس فروشی
rainwear لباس بارانی
playsuit لباس ورزش
academic costume لباس دانشگاهی
academicals لباس دانشگاهی
attire لباس پوشاندن
slack suit لباس راحتی
slopwork لباس دوخته
print dress لباس چیتی
masquerading لباس مبدل
wearer پوشنده لباس
sportswear لباس راحت
sportswear لباس خودمانی
silk لباس ابریشمی
costume لباس محلی
costumes لباس محلی
uniform of the day لباس فصل
underclothing لباس زیر
tux لباس رسمی
Clinging clothes. Tight-fitting dress. لباس چسب تن
slashes چاک لباس
slashed چاک لباس
slash چاک لباس
tunicle لباس کوتاه
Full dress. Formal dress. لباس رسمی
disrobing لباس دراوردن
sportswear لباس ورزش
tuxedo لباس رسمی
spacesuits لباس فضایی
woolie لباس پشمی
wooly لباس پشمی
undergarments لباس بزیر
undergarment لباس بزیر
tog لباس پوشیدن
fancy dress لباس بالماسکه
vestment لباس رسمی
dry suit لباس غواصی
wet suit لباس غواصی
wet suits لباس غواصی
gowns روپوش لباس شب
gown روپوش لباس شب
menswear لباس مردانه
necklines گردن لباس
spacesuit لباس فضایی
disrobes لباس دراوردن
disrobed لباس دراوردن
doffing لباس کندن
doffed لباس کندن
doff لباس کندن
knitwear لباس کشباف
pinning گیره لباس
pinned گیره لباس
pin گیره لباس
put on <idiom> لباس پوشیدن
full dress لباس سلام
livery لباس مستخدم
liveries لباس مستخدم
uniforms لباس یک شکل
uniforms لباس فرم
uniform لباس یک شکل
doffs لباس کندن
disguise لباس مبدل
disguised لباس مبدل
disrobe لباس دراوردن
skirt دامن لباس
skirted دامن لباس
skirts دامن لباس
dresses لباس پوشیدن
dress لباس پوشیدن
rigs لوازم لباس
rigged لوازم لباس
rig لوازم لباس
gashing خوش لباس
gashes خوش لباس
gashed خوش لباس
gash خوش لباس
disguising لباس مبدل
disguises لباس مبدل
uniform لباس فرم
pajama لباس خواب
undress لباس کندن
suits لباس دادن به
gratuitous issue لباس پیشکش
garderobe اشکاف لباس
gaberdine لباس پوشش
swimsuit لباس شنا
swimsuits لباس شنا
swimming costume لباس شنا
habit لباس روحانیت
suited لباس دادن به
dress suit لباس رسمی شب
exposure suit لباس محافظ
dreadnought لباس بارانی
swimming costumes لباس شنا
suit لباس دادن به
clothes جامه لباس
mab لباس ژولیده
fearnought suit لباس نسوز
dressing gown لباس خواب
dressing gowns لباس خواب
disguisedly با لباس مبدل
flashproof لباس ضد شعله
launderer لباس شوی
knock about clothes لباس کار
flight gear لباس پرواز
kiyi برس لباس
liveried دارای لباس
lapped دامن لباس
lap دامن لباس
regimental لباس هنگ
nightdress لباس خواب
laundress لباس شوی زن
regimental لباس نظامی
finical خوش لباس
nightdresses لباس خواب
nightclothes لباس خواب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com