Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
thing
لباس موجود
Other Matches
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
polymorph
عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
current ratio
نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
implied malice
سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
stocked
موجود
disposal
موجود
bound
موجود
going
موجود
lives
موجود
life
موجود
existent
موجود
extant
موجود
to the fore
موجود
existing
موجود
on hand
موجود
entities
موجود
entity
موجود
available
موجود
inesse
موجود
in store
موجود
handy
موجود
handiest
موجود
handier
موجود
stock
موجود
presenting
موجود اماده
available balance
مانده موجود
presented
موجود اماده
present
موجود اماده
available goods
کالاهای موجود
to be there
موجود بودن
real
واقعی موجود
wight
موجود زنده
status quo
وضع موجود
presents
موجود اماده
existing circumstances
شرایط موجود
effective strength
استعدادرزمی موجود
inexistent
غیر موجود
spot goods
کالاهای موجود
fleet in being
ناوگان موجود
to have in stock
موجود داشتن
availability
موجود بودن
records available
اطلاعات موجود
ready money
پول موجود
gremlins
موجود وهمی
biotype
موجود همزیست
gremlin
موجود وهمی
polyembryony
موجود چند جنینی
on hand
وسایل موجود درانبار
biogenic
موجد موجود زنده
uric
موجود در ادرار پیشابی
back order
اماد غیر موجود
available supply rate
نواخت اماد موجود
microorganisms
موجود ذره بینی
microorganism
موجود ذره بینی
preexistent
ازلیت موجود از قبل
hygroscopic moisture
رطوبت موجود در هوا
nonentities
چیز غیر موجود
built in
موجود در داخل چیزی
clara
هدف موجود نیست
dermatome
قسمت خارجی یک موجود
supermen
موجود مافوق انسان
all available
تمام توپخانه موجود
superman
موجود مافوق انسان
being
موجود زنده شخصیت
stock accounting
حساب کالاهای موجود
hemophile
موجود خون دوست
virtual
موجود بالقوه تقدیری
nonentity
چیز غیر موجود
extant
نسخهء موجود و باقی
anaerobe
موجود غیر هوازی
frees
موجود در دیسک یا حافظه
water hardness
[میزان املاح موجود در آب]
undertone
ته صدا موجود در زمینه
undertones
ته صدا موجود در زمینه
freed
موجود در دیسک یا حافظه
freeing
موجود در دیسک یا حافظه
organism
ترکیب موجود زنده
free
موجود در دیسک یا حافظه
The root of exisiting differences.
ریشه اختلافات موجود
organisms
ترکیب موجود زنده
satyrs
موجود نیمه انسان ونیمه بز
satyr
موجود نیمه انسان ونیمه بز
solute
جسم حل شده موجود در محلول
menu
لیستی از انتخابهای اولیه موجود
banshee
موجود وهمی بشکل روح
symbiont
موجود زنده اجتمای یا همزی
available supply rate
نواخت اماد مهمات موجود
menus
لیستی از انتخابهای اولیه موجود
ammunition available supply rate
نواخت اماد مهمات موجود
ammunition in hands of troops
مهمات موجود در دست یگانها
taxis
واکنش موجود زنده در برابرگرایش
humidity
میزان بخار اب موجود درهوا
moisture content
درصد رطوبت موجود در خاک
latent
اضافه ازفرفیت بار موجود
beach reserves
ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
hypostasis
موجود فرضی حالت تعلیق
ubiquitous
همه جا حاضر موجود درهمه جا
avaiiability
موجود بودن بدرد خوردن
NO VACANCIES
اتاق خالی موجود نیست.
hydrotaxis
واکنش موجود زنده نسبت به اب
humus
موار الی موجود در خاک
banshees
موجود وهمی بشکل روح
keratin
ماده شاخی موجود در مووناخن و شاخ
sylph
روح یا موجود ساکن در هوا جن هوایی
addressability
کنترل موجود روی پیکسلهای صفحه
abiogenesis
ایجاد موجود زنده از موادبی جان
intravenously
موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
line item
اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
set up
انتخابهای موجود هنگام نصب سیستم
nucleon
پروتون یا نوترون موجود درهسته اتمی
halobiont
موجود زیست کننده دراب شور
armament
جنگ افزار موجود روی وسیله
preexist
ازلی بودن قبلا موجود شدن
zaps
حذف داده موجود در فضای کاری
armaments
جنگ افزار موجود روی وسیله
radicalism
اجتماعی موجود سا سیستم فکری افراطی
zapped
حذف داده موجود در فضای کاری
zap
حذف داده موجود در فضای کاری
zapping
حذف داده موجود در فضای کاری
intravenous
موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
biont
واحد مستقل موجود زنده سلول
sops
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sop
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
backgrounds
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
availability edit
بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
There are no tickets available for tonight .
بلیط برای امشب موجود نیست
background
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
cybercafe
نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
We dont have it in stock .
این جنس موجود نیست ( نداریم )
stare decisis
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
dock warrant
سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
recombinant
موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
gamodeme
نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
aprFs-ski
فعالیتهای عمومی و سرگرمیهای موجود در پناهگاههای اسکی
peripheral
فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
backtab
برگرداندن نشانه گر به یک واحد عقب تر از موقعیت موجود
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
To pool resources to gether .
کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
net storage
انبار بار قوال انبارهای موجود در یک شبکه
delivery forecast
پیش بینی اشکالات موجود درسیستم تولید
To preserve the status quo .
وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
staged crews
خدمه موجود در روی وسیله یا کشتی یا هواپیما
resource
تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
riparian law
قوانین مربوط به اعیان واموال موجود در اطراف رودخانه
fix
تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
metabolism
تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
metabolisms
تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
prtsc
کلیدی که محتوای موجود روی صفحه را به چاپگر بفرستد
anticatalyst
مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
genes
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
subject to being unsold
فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
formalism
اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
gene
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
fixes
تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
victualling bill
پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
terpene
هیدروکربن هایی موجود در اسانس بفرمول 61H 01C
insertion loss
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
parabiosis
برگشت ووقفه فعالیت حیاتی موجود فرونشستگی احساسات یافعالیت
window
فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
window
فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
symbion
موجود زندهای که بصورت دسته جمعی یا همزیستی زندگی کند
stenotherm
موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
proprioceptive
تحریک شده در اثر تحریکات درونی عضو موجود زنده
transmigration
حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
short lot
کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
manning level
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
analog
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل خروجی دیجیتال به آنالوگ
sizes
محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
shared
پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
analogues
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
shares
پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
share
پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
analogue
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
spellcheck
بررسی صحت نوشتار کلمه با مقایسه آن با لغت نامه موجود در کامپیوتر
set up
برنامهای که به کاربر در تشخیص کامپیوتر یا نرم افزار موجود کمک میکند
real memory
حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
mock-up
مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
geneva stop
کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
size
محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
mock-ups
مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
analog
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
nightgowns
لباس شب
evining dress
لباس شب
costumes
لباس
dressings
لباس
costume
لباس
dressing
لباس
nightgown
لباس شب
bibandtucker
لباس
frou frou
خش خش لباس
rosettes
گل لباس
accouterments
لباس
clothing
لباس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com