English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
survival suit لباس نجات
Search result with all words
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
life vest لباس نجات غریق
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
lifebuoy کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoys کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
life vest کت نجات
rescued نجات
livery نجات
rescue نجات
rescuing نجات
liberation نجات
liveries نجات
rescues نجات
escape line خط نجات
safety نجات
salvation نجات
life jacket کت نجات
parachutes چتر نجات
survived نجات دادن
survives نجات دادن
parachuting چتر نجات
surviving نجات دادن
survival pack بسته نجات
parachut چتر نجات
survive نجات دادن
life boad قایق نجات
rescue basket زنبیل نجات
plane guard ناو نجات
deep submergence زیردریایی نجات
salvageable قابل نجات
rescue operation عملیات نجات
salvable نجات یافتنی
refugee relief نجات پناهندگان
safety boat قایق نجات
crash boat قایق نجات
life float قایق نجات
plane guard ناوگارد نجات
delivers نجات دادن
deliver نجات دادن
survivors نجات یافتگان
breeches buoy بویه نجات
savior نجات دهنده
redeliver از نو نجات دادن
saviours نجات دهنده
life line طناب نجات
life jacket جلیقه نجات
save نجات دروازه
lifebelts کمربند نجات
saved نجات دروازه
saves نجات دروازه
life buoy بویه نجات
life buoy حلقه نجات
life belt کمربند نجات
life line بند نجات
liferaft شناوه نجات
salvation سبب نجات
saviour نجات دهنده
lifesaving نجات غریق
safety belt کمربند نجات
safety belts کمربند نجات
lifeguard submarine زیردریایی نجات
life vest جلیقه نجات
lifebelt کمربند نجات
life raft قایق نجات
life net تور نجات
resuscitation نجات غریق
life boat کرجی نجات
lifeboats قایق نجات
parachuted چتر نجات
parachute چتر نجات
fire escape نردبان نجات
stole جلیقه نجات
lifeguards نجات غریق
recover نجات دادن
fire escapes نردبان نجات
lifeguard نجات غریق
recovers نجات دادن
recovering نجات دادن
lifeboat قایق نجات
salvaging از خطرنابودی نجات دادن
salvaged از خطرنابودی نجات دادن
lifeguard مامور نجات غریق
salvages از خطرنابودی نجات دادن
lifeguard گارد نجات دریایی
search and rescue عملیات تجسس و نجات
survivors نجات یافتگان از مرگ
soteriology مبحث نجات رستگاری
lifeguards مامور نجات غریق
lifeguards گارد نجات دریایی
life belt لاستیک نجات غریق
salvage از خطرنابودی نجات دادن
rescue chamber اطاقک نجات زیردریایی
pararescue team تیم تجسس و نجات
paradrop بارریزی باچتر نجات
mae west جلیقه نجات فشاری
helicopter rescue net تور نجات هلیکوپتر
life buoy حلقه نجات غریق
pararaft وسایل نجات چتربازی
life belt کمربند نجات غریق
helicopter rescue strop کمربند نجات هلیکوپتر
lifesaving وسیله نجات غریق
lifesaver نجات دهنده زندگانی
liferaft قایق نجات لاستیکی
fire and rescue نجات و اطفای حریق
lifesaving نجات دهنده زندگی
rescue and assistance عملیات نجات و مددکاری
save one's neck/skin <idiom> نجات خوداز خطر ومشکل
saves نجات دادن پس انداز کردن
fire and rescue عملیات نجات و اطفای حریق
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
lifesaver عضودسته نجات غریق وامثال ان
salvage اموال نجات یافته از خطر
lifeline طناب یارسن نجات غواص
saved نجات دادن پس انداز کردن
unsaved محفوظ نشده نجات نیافته
lifelines طناب یارسن نجات غواص
helicopter double rescue harness کمربند نجات دو نفره هلیکوپتر
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
redeemer رهایی بخش نجات دهنده
save نجات دادن پس انداز کردن
salvaged اموال نجات یافته از خطر
salvage money جایزه نجات کشتی یا محموله
redeemers رهایی بخش نجات دهنده
salvaging اموال نجات یافته از خطر
salvages اموال نجات یافته از خطر
life line طناب وصل به حلقه نجات
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
andromeda از دست غولی نجات یافت وزن او شد
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
life jacket سینه بند نجات جلیقه ضد گلوله
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
ski patrolman عضو گروه نجات در پیست اسکی
survived ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
survives ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
life raft قایق چوبی [برای نجات غریق]
survive ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
deep submergence زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
to rescue people from the water مردم را [از غرق شدن ] در آب نجات دادن
salvor نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
to rescue somebody from drowning کسی را از غرق شدن نجات دادن
surviving ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
para bomb بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
salvaged نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
salvages نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
salvaging نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
life preservers وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
life preserver وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
salvage نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
jettisoning به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
reclaimed نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
jettisoned به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
jettison به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
ski patrol گروه نجات و حمل مصدومان در پیست اسکی
jettisons به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
reclaims نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaim نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaiming نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
escape line مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
anchor line extension kits جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
vented سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vents سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
particularism اعتقادباینکه نجات فقط برای برگزیدگان میسر است
vent سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
venting سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
roll forward تابع پایگاه داده ها که کاربر را ازیک آسیب نجات میدهد.
aviation life support equipment وسایل حفظ جان مسافرین درپرواز سینه بند نجات
salvage نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvaging نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvaged نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvages نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
vestment لباس
donkey jacket لباس
costumes لباس
untented بی لباس
costume لباس
oilskins لباس ضد اب
outwall لباس تن
dressings لباس
dressing لباس
nightgowns لباس شب
nightgown لباس شب
vesture لباس
out fit لباس
bathhouse لباس کن
frou frou خش خش لباس
garb لباس
attire لباس
flannels لباس
flannel لباس
clobbered لباس
clobbering لباس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com