English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (6 milliseconds)
English Persian
labium لبه صدف حلزون
Search result with all words
ray ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
shellfish حلزون صدف دار
cockleshell صدف حلزون دوکپهای
cockleshells صدف حلزون دوکپهای
slug مثل حلزون حرکت کردن
slug حلزون بدون پوسته
slugged مثل حلزون حرکت کردن
slugged حلزون
slugs مثل حلزون حرکت کردن
slugs حلزون
clam حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
clams حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
scallop حلزون گرفتن
scallops حلزون گرفتن
spat : حلزون خوراکی خیلی کوچک
spat بچه حلزون مرافعه
snail حلزون با پوسته
snails حلزون
mollusc جانور نرم تن حلزون
molluscs جانور نرم تن حلزون
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shelling صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shells صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
labyrinth حلزون گوش
labyrinths حلزون گوش
winkle جابجا کردن حلزون خوراکی
winkles جابجا کردن حلزون خوراکی
auditory labyrinth حلزون شنوایی
cochlea حلزون گوش
hard clam حلزون دارای کفههای صدفی سخت
helicoid بشکل پوسته حلزون مارپیچ
holothurian حلزون دریایی
littleneck clam نوزاد حلزون خوراکی که معمولا خام خورده میشود
mollusk جانور نرم تن حلزون
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
snailery پرورشگاه حلزون
snaillike حلزون وار
soft shell حلزون دارای صدف نرم
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com