Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
zigzag soldering
لحیم دندانه
Other Matches
brazing
لحیم کاری لحیم مسی
rack and pinion
میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
serrate leaves
برگهای ارهای یا دندانه دندانه
saw edged
دارای لبه دندانه دندانه
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
cut gears
دندانه دندانه کردن
dentate
دندانه دندانه مضرس
jaggy
دندانه دندانه ناهمواری
nick
دندانه دندانه کردن
nicking
دندانه دندانه کردن
nicked
دندانه دندانه کردن
nicks
دندانه دندانه کردن
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
solder
لحیم
brazer
لحیم گر
soldered
لحیم
solderer
لحیم گر
solders
لحیم
soldering
لحیم
hard solder
لحیم سخت
hard solder
لحیم برنجی
sweats
لحیم کردن
sweat
لحیم کردن
soldered
لحیم کردن
sweating
لحیم کردن
joint space
محل لحیم
solders
لحیم کردن
soldering
لحیم کردن
solder
لحیم کردن
soft solder
لحیم قلع
braze
لحیم کردن
tin solder
لحیم قلع
brazing
لحیم برنجی
gold solder
لحیم طلا
solderless connection
اتصال بدون لحیم
soldering blowpipe
چراغ لحیم کاری
soldering fluid
مایع لحیم کاری
lead tin solder
قلع لحیم کاری
induction brazing
لحیم کاری القائی
soldring iron
هویه لحیم کاری
insulating
سیم را لحیم کردن
insulates
سیم را لحیم کردن
insulate
سیم را لحیم کردن
rosin core solder
لحیم با مغز کولوفان
solderable
قابل لحیم کاری
dip braze
لحیم کردن غوطهای
soldering irons
هویه لحیم کاری
soldering iron
هویه لحیم کاری
dip brazing
لحیم کاری غوطهای
soldering flux
گداز اور لحیم کاری
blow torch
چراغ لحیم کاری
[ابزار]
solders
لحیم کردن جوش دادن
hatchat soldering copper
هویه لحیم کاری چکشی
soldering
لحیم کردن جوش دادن
soldered
لحیم کردن جوش دادن
solder
لحیم کردن جوش دادن
sweating heat
گرمای لحیم کاری غیر مستقیم
tooth
دندانه
dentation
دندانه
cog
دندانه
jag
دندانه
denting
دندانه
dents
دندانه
dentate
دندانه
jaggies
دندانه ها
mordant
دندانه
crinkling
دندانه دندانه
thread
دندانه
crinkles
دندانه دندانه
denticulate
دندانه دندانه
bidentate
دو دندانه
denticle
دندانه
indentations
دندانه
indentation
دندانه
crinkled
دندانه دندانه
crinkle
دندانه دندانه
threads
دندانه
nibs
دندانه
nib
دندانه
cogs
دندانه
crenation
دندانه دندانه
nicked
دندانه
serra
دندانه
nicks
دندانه
leaf
دندانه
sawtooth
دندانه دندانه
saw toothed
دندانه دندانه
sheaths
دندانه
cam
دندانه
nick
دندانه
serrate
دندانه دندانه
serration
دندانه
cogging
دندانه
notch
دندانه
notches
دندانه
trifid
سه دندانه
undentate
تک دندانه
tine
دندانه
sheath
دندانه
cams
دندانه
nicking
دندانه
dent
دندانه
indented
دندانه دندانه
pegs
دندانه
peg
دندانه
dented
دندانه
notche
دندانه
nid
دندانه
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
dentation
دندانه بودن
laciniated
دندانه دار
tooth profile
شکل دندانه
tooth flank
دامنه دندانه
tooth gap
شکاف دندانه
tooth gap
فاصله دندانه
denticulation
دندانه ریز
tooth pitch
گام دندانه
cut teeth
دندانه ساختن
cut teeth
دندانه دارکردن
tooth form
شکل دندانه
laciniate
دندانه دار
knurled
دندانه دار
dentate
دندانه دار
tooth clearance
بازی دندانه
denticulate
دندانه دار
jaw clutch coupling
پیوست دندانه
toothed cornice brick
اجر دندانه
nurl
دندانه کنگره
notched
دندانه دار
pectinate
دندانه دار
knurling tool
دندانه ساز
helical tooth
دندانه حلزونی
herringbone tooth
دندانه ی جناغی
monodentate ligand
لیگاند تک دندانه
jaggy
دندانه دار
gearwheel
چرخ دندانه
engrailed
دندانه دار
engrail
دندانه دارکردن
jaw clutch coupling
درگیری دندانه
depth of tooth
ارتفاع دندانه
dentigerous
دندانه دار
serrulation
دندانه داری
denticulated
دندانه دار
pectinated
دندانه دار
indent
دندانه دارکردن
dented
دندانه بریدگی
denting
دندانه کردن
denting
دندانه بریدگی
dents
دندانه کردن
dents
دندانه بریدگی
serrated
دندانه دار
cogged
دندانه دار
indents
دندانه گذاری
indents
دندانه دارکردن
indenting
دندانه گذاری
indentations
دندانه گذاری
indentation
دندانه گذاری
indenting
دندانه دارکردن
cog
دندانه دارکردن
indent
دندانه گذاری
toothless
بدون دندانه
jagged
دندانه دار
dented
دندانه کردن
cirrose
دندانه دار
cirhose
دندانه دار
root
پای دندانه
roots
پای دندانه
cogs
دندانه دارکردن
cirrate
دندانه دار
toothiest
دندانه دار
toothy
دندانه دار
toothier
دندانه دار
dent
دندانه کردن
dent
دندانه بریدگی
sprocket chain
زنجیر دندانه دار
peg tooth
دندانه میخی یا تیز
spur gear
چرخ دندانه دار
sprocket
دندانه دور چرخ
root circle
دوره پای دندانه
rack
دندانه دار کردن
sawthoot generator
مولد دندانه ارهای
serrated shaft
محور دندانه دار
cogged wheel
چرخ دندانه دار
serrate
دندانه دار کردن
wracks
قطاع دندانه دار
zigzag aerial
انتن دندانه ارهای
racked
دندانه دار کردن
catch
[latch]
دندانه
[چفت]
[مهندسی]
rack
قطاع دندانه دار
rack
میله دندانه دار
teeth of the comb
دندانه های شانه
cog
[cogwheel]
چرخ دندانه دار
gearwheel
چرخ دندانه دار
toothed wheel
چرخ دندانه دار
racked
میله دندانه دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com