Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English
Persian
the lobes of the liver
لخته ها یاگوشه ها یا تیکههای جگر
Other Matches
telescopic chimney
دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
persiennes
یکجور پشت پنجرهای که تیکههای چوب یا اهن نازک راترک ترک ... کار گذاشته اند
clods
لخته
floccule
لخته
clod
لخته
coagulum
لخته
lobed
لخته لخته
curdling chemistry
شیمی لخته
dispergation
لخته زدایی
coagulation
لخته شدن
grume
لخته خون
clot
لخته خون
lobulation
لخته کوچک
lobule
لخته کوچک
peptization
لخته زدایی
pig iron
اهن لخته
pig lead
لخته سرب
clogs
لخته شدن
clogged
لخته شدن
clog
لخته شدن
coagulate
لخته شدن
coagulated
لخته شدن
coagulates
لخته شدن
coagulating
لخته شدن
clots
لخته خون
clotting
لخته خون
gory
لخته شده
flocculate
لخته شده
coagulation
لختگی لخته شدن
gores
خون بسته و لخته شده
thrombus
خون منعقد شده در رگ لخته
gored
خون بسته و لخته شده
gore
خون بسته و لخته شده
bilobate
دولختی منقسم بدو لخته
goring
خون بسته و لخته شده
thromboses
تشکیل لخته خون در عروق ترمبوزیس
thrombosis
تشکیل لخته خون در عروق ترمبوزیس
plasmin
دیاستاز عامل تجزیه لخته خون
lobe
اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobes
اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
hemophilia
بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
puddling
تبدیل اهن لخته به اهن ساخته یا فولاد
pig iron
اهن کوره قالگری لخته اهن
clots
دلمه شدن لخته شدن
clotting
دلمه شدن لخته شدن
clot
دلمه شدن لخته شدن
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com