English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
English Persian
totty لزان مرتعش
Other Matches
shakier لزان
shaky لزان
shuddery لزان
shakiest لزان
trembly مرتعش
tottery مرتعش
shakier مرتعش
shakiest مرتعش
shuddery مرتعش
tremulant مرتعش
Quaker مرتعش
Quakers مرتعش
tremulous مرتعش
shivery مرتعش
wangler مرتعش
trepid مرتعش
vibrant مرتعش
shaky مرتعش
trembled مرتعش شدن
trembles مرتعش شدن
tremble مرتعش شدن
strummed مرتعش کردن
strumming مرتعش کردن
Parkinson's disease فلج مرتعش
strums مرتعش کردن
vibratile مرتعش مواج
strum مرتعش کردن
trepid ترسان مرتعش کننده
jarred مرتعش شدن خوردن
tirl مرتعش کردن لرزش
dirl مرتعش کردن لرزیدن
trembled مرتعش ساختن رعشه
vibrators مرتعش کننده لرزانگر
jar مرتعش شدن خوردن
jars مرتعش شدن خوردن
vibrator مرتعش کننده لرزانگر
tremble مرتعش ساختن رعشه
trembles مرتعش ساختن رعشه
seismic وابسته به زمین لرزه مرتعش
quakes بهیجان امدن مرتعش شدن
thriller هیجان انگیز مرتعش کننده
thrillers هیجان انگیز مرتعش کننده
quake بهیجان امدن مرتعش شدن
quaked بهیجان امدن مرتعش شدن
quaking بهیجان امدن مرتعش شدن
induction vibrator لرزانگرالقائی مرتعش کننده القائی
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com