English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (9 milliseconds)
English Persian
I'd like a dessert, please. لطفا دسر میخواهم.
Search result with all words
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
I want one of these please. لطفا من یکی از اینها را میخواهم.
Other Matches
I'd like a ... من یک ... میخواهم.
I'd like ... من ... میخواهم.
I'd like ... من ... را میخواهم.
iam inclined to think میخواهم بگویم
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I'd like a dye. من رنگ مو میخواهم.
I'd like some ... من کمی ... میخواهم.
i am in a hurry for it زود میخواهم
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I'd like some orange juice. من آب پرتقال میخواهم.
I'd like some hair gel. من کمی ژل مو میخواهم.
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I will be staying a few days من میخواهم یک هفته بمانم.
I will be staying a month من میخواهم یک ماه بمانم.
I'd like to pay. میخواهم پرداخت کنم.
I want full insurance. من با بیمه کامل میخواهم.
I'd like some coffee. من یه مقدار قهوه میخواهم.
I'd like a shave. میخواهم ریشم را بزنم.
I'd like some soup. من مقداری سوپ میخواهم.
I'd like a face-pack. من ماسک صورت میخواهم.
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
I need them tonight. من آنها را امشب میخواهم.
I'd like a sinlge room. من یک اتاق یک نفره میخواهم.
I'd like a double room من یک اتاق دو نفره میخواهم.
I need them today. من آنها را امروز میخواهم.
I need them urgently. من آنها را فوری میخواهم.
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
Fine, I will take it. خوب من اتاق را میخواهم.
I'd like to try ... من میخواهم ... را امتحان کنم.
i wish to stay here میخواهم اینجا بمانم
i want you to go میخواهم شما بروید
i beg leave to say اجازه میخواهم بگویم
i express my regret for it پوزش میخواهم که چنین شد
an inceptive یعنی میخواهم لرزکنم
I'd like something to eat. چیزی برای خوردن میخواهم.
I'd like something to drink. چیزی برای نوشیدن میخواهم.
I'd like some small change. من قدری پول خرد میخواهم.
I'd like a double bed room. من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
I'd like a shampoo and set. شامپو و خشک کردن میخواهم.
I'd like to hire a car. من میخواهم یک اتومبیل اجاره کنم.
I'd like a shave. میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
I need them before friday. من آنها را قبل از جمعه میخواهم.
I will be staying a few days من میخواهم چند روزی بمانم.
i beg your pardon پوزش میخواهم معذرت می خواهم
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
I'd like a shampoo for greasy hair. من یک شامپو برای موهای چرب میخواهم.
I want these clothes washed. من میخواهم این لباس ها شسته شود.
I'd like a shampoo for dry hair. من یک شامپو برای موهای خشک میخواهم.
I want these clothes cleaned. من میخواهم این لباس ها تمیز شود.
I want these clothes ironed. من میخواهم این لباس ها اتو شود.
I'd like to change some 1000 euro. میخواهم ۱۰۰۰ یورو را تبدیل کنم.
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
give someone an inch and they will take a mile <idiom> اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
Without wishing to belittle [disparage] [denigrate] the importance of this issue, I would like to ... بدون اینکه اهمیت این موضوع را پایین بیاورم من میخواهم ...
graciously لطفا"
patronizingly لطفا
prithee لطفا
deigned لطفا پذیرفتن
deign لطفا پذیرفتن
vouchsafe لطفا حاضرشدن
Your passport, please. لطفا گذرنامتان.
vouchsafed لطفا حاضرشدن
vouchsafes لطفا حاضرشدن
vouchsafing لطفا حاضرشدن
deigning لطفا پذیرفتن
deigns لطفا پذیرفتن
With milk, please. لطفا با شیر.
Please stand up ! لطفا" بایستید !
Tickets, please. لطفا بلیت.
Something light, please. لطفا یک چیز سبک.
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
The bill, please. لطفا صورت حساب.
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
No milk, please. لطفا بدون شیر.
please سرگرم کردن لطفا
pleases سرگرم کردن لطفا
Please come down(downstairs). لطفا"بفرمایید پایین
Please make yourself comfortable. لطفا" راحت باشید
PLease let me know(notiffy me). لطفا" به من خبر بدهید
Please let me know. لطفا"به من اطلاع دهید
Please fetch the book. لطفا"بروکتاب رابیاور
Stand back, please ! لطفا"عقب با یستید
kindly لطفا از روی مرحمت
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
Please write down your new address . لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
Please keep me posted(informed). لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Please turn left now. لطفا حالا شما به چپ بپیچید.
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please heat up my food. لطفا" غذایم را داغ کنید
Please answer the telephone. لطفا" جواب تلفن را بدهید
Please pass round the fruit . لطفا" میوه را دور بگردانید
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please get it off ! [Please clean it up !] لطفا این را پاک کنید !
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
Please don't wake me until 9 o'clock! لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
Stop here, please. لطفا همینجا نگه دارید.
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
condescendingly ازروی فروتنی یامهربانی لطفا
Please consider my suggestion. لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please do not touch! لطفا دست نزن [نزنید] !
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Hold the line, please! لطفا گوشی را نگه دارید!
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
Please reply as a matter of urgency. لطفا فوری پاسخ دهید.
Please give me this one . این یکی را لطفا" بدهید
Please let me in on your affairs . لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید
Move along, please! [in a crowd] لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
Save this for me, please! لطفا این را برای من نگه دار!
Please partake of this meal . لطفا" از این غذا صرف کنید
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم
Would you wait for me, please? ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
Can you give me the key, please? لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
Please help yourself ( with the food ) . لطفا" برای خودتان غذا بکشید
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Two coffees please . لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Could we have a fork please? ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Please face me when I'm talking to you. لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
repondez s'il vous plait [RSVP] لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
please reply لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
Could you drive more slowly, please? ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
If there is a reason for complaint, please contact ... اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
Can you send a breakdown lorry, please? آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
Please put these clocolates aside for me . لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
Can you send a mechanic, please? آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
Would you change the tyre please? آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
I'll have a beer with a rum chaser. لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
Would you change the lamp please? آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Please accept this gift as a mark of my friendship. لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
Could you repeat what you said, please? میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
Could we have some matches please? ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Would you call the head waiter, please? لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
Please supply the facts relevant to the case. لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن.
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com