Total search result: 175 (9 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
Some sugar, please. |
لطفا مقداری شکر. |
|
|
Other Matches |
|
quantity equation |
معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است |
quantity equation of exchange |
یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V |
qualitative |
مقداری |
quantitatively |
مقداری |
quantitative |
مقداری |
single valued function |
تابع یک مقداری |
value parameter |
پارامتر مقداری |
volume discont |
تخفیف مقداری |
quantitative value |
ارزش مقداری |
quantitative methods |
روشهای مقداری |
quantitative analysis |
تحلیل مقداری |
parameter |
مقداری از یک مدار |
extensive property |
خاصیت مقداری |
parameters |
مقداری از یک مدار |
bill of quantities |
صورت مقداری |
drop in the bucket <idiom> |
مقداری جزئی |
some cold water |
مقداری آب سرد |
some crisps |
مقداری چیپس |
I'd like some ... |
من مقداری ... میخواهم. |
I'd like some ... |
من مقداری ... میخواهم. |
some milk |
مقداری شیر |
I'd like some ... |
من مقداری ... میخواهم. |
some hot water |
مقداری آب گرم |
amounted |
مقداری از داده یا کاغذ یا... |
amount |
مقداری از داده یا کاغذ یا... |
quantity theory of money |
نظریه مقداری پول |
amounts |
مقداری از داده یا کاغذ یا... |
I'd like some soup. |
من مقداری سوپ میخواهم. |
size distribution of income |
توزیع درامد مقداری |
applicative |
صفت مقداری مانندsome یا every |
amounting |
مقداری از داده یا کاغذ یا... |
augmenter |
مقداری که به دیگری اضافه میشود |
quantity theory of money and prices |
نظریه مقداری پول و قیمت |
to have a limit [of up to something] |
[تا] به حد [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد] |
to run to a quantity [to run into a sum] |
بر مبلغی [مقداری] بالغ شدن [یا بودن] |
The welfare budget has been cut down. |
از بودجه رفاهی مقداری زده اند |
handily |
ذخیره کردن مقداری از انرژی از طرف اسب |
lipoprotein |
مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند |
to have a maximum limit [of something] |
[به] حداکثر [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد] |
May I have some ...? |
آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟ |
transparencies |
مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد |
transparency |
مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد |
parameter |
مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی |
parameters |
مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی |
leakages |
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند |
leakage |
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند |
plough land |
مقداری زمین که با هشت گاومیتوانستند در یک سال شخم بزنند |
graciously |
لطفا" |
prithee |
لطفا |
patronizingly |
لطفا |
dragged |
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین |
oversale |
پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد |
drags |
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین |
drag |
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین |
soft valve |
شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است |
Tickets, please. |
لطفا بلیت. |
Please stand up ! |
لطفا" بایستید ! |
With milk, please. |
لطفا با شیر. |
Your passport, please. |
لطفا گذرنامتان. |
vouchsafe |
لطفا حاضرشدن |
deigns |
لطفا پذیرفتن |
vouchsafed |
لطفا حاضرشدن |
vouchsafes |
لطفا حاضرشدن |
vouchsafing |
لطفا حاضرشدن |
deign |
لطفا پذیرفتن |
deigning |
لطفا پذیرفتن |
deigned |
لطفا پذیرفتن |
plene administrative preter |
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است |
nuclide |
انواع اتم هایی که حاوی پروتون و نوترون و مقداری نیرو میباشند |
defaulted |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
defaults |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
defaulting |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
biases |
مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر |
water hole |
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد |
bias |
مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر |
default |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
I'd like breakfast, please. |
لطفا صبحانه میخواهم. |
kindly |
لطفا از روی مرحمت |
Please check the water. |
لطفا آب را کنترل کنید. |
Full tank, please. |
لطفا باک را پر کنید. |
The bill, please. |
لطفا صورت حساب. |
No milk, please. |
لطفا بدون شیر. |
Something light, please. |
لطفا یک چیز سبک. |
I'd like a dessert, please. |
لطفا دسر میخواهم. |
please |
سرگرم کردن لطفا |
pleases |
سرگرم کردن لطفا |
Please check the ... |
لطفا ... را کنترل کنید. |
Stand back, please ! |
لطفا"عقب با یستید |
Please let me know. |
لطفا"به من اطلاع دهید |
Please fetch the book. |
لطفا"بروکتاب رابیاور |
PLease let me know(notiffy me). |
لطفا" به من خبر بدهید |
Please make yourself comfortable. |
لطفا" راحت باشید |
Please come down(downstairs). |
لطفا"بفرمایید پایین |
creditor's bill |
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب |
Please consider my suggestion. |
لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید |
Hold the line, please! |
لطفا گوشی را نگه دارید! |
Please keep me posted(informed). |
لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید ) |
Please heat up my food. |
لطفا" غذایم را داغ کنید |
A pot of tea for 4, please. |
لطفا یک قوری چایی 4 نفره. |
I want one of these please. |
لطفا من یکی از اینها را میخواهم. |
A ticket to Bath, please. |
لطفا یک بلیت به شهر باته. |
Please do not touch! |
لطفا دست نزن [نزنید] ! |
condescendingly |
ازروی فروتنی یامهربانی لطفا |
Please call the police. |
لطفا پلیس را خبر کنید. |
Please check the battery. |
لطفا باطری را کنترل کنید. |
Please check the oil. |
لطفا روغن را کنترل کنید. |
Please reply as a matter of urgency. |
لطفا فوری پاسخ دهید. |
Stop here, please. |
لطفا همینجا نگه دارید. |
Please sign here. |
لطفا اینجا را امضا کنید. |
Please have my bill ready. |
لطفا صورتحسابم را آماده کنید. |
Please give me this one . |
این یکی را لطفا" بدهید |
Please get it off ! [Please clean it up !] |
لطفا این را پاک کنید ! |
Please answer the telephone. |
لطفا" جواب تلفن را بدهید |
Please turn left now. |
لطفا حالا شما به چپ بپیچید. |
Please get me a taxi. |
لطفا یک تاکسی برایم بگیرید. |
Please let me in on your affairs . |
لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید |
I'd like a cup of coffee, please. |
لطفا یک فنجان قهوه میخواهم. |
Please pass round the fruit . |
لطفا" میوه را دور بگردانید |
Please don't wake me until 9 o'clock! |
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید! |
Please write down your new address . |
لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید |
Please show me the way out I'll show you ! |
لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید |
Move along, please! [in a crowd] |
لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی] |
Save this for me, please! |
لطفا این را برای من نگه دار! |
Would you wait for me, please? |
ممکن است لطفا منتظرم باشید؟ |
May I have my bill, please? |
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟ |
I'd like a haircut, please. |
لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم. |
Can you give me the key, please? |
لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟ |
Please partake of this meal . |
لطفا" از این غذا صرف کنید |
Please help yourself ( with the food ) . |
لطفا" برای خودتان غذا بکشید |
Please open this bag. |
لطفا این کیف را باز کنید. |
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. |
ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید |
A cup of tea with lemon, please. |
لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش. |
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . |
لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم |
Two coffees please . |
لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید ) |
Please check the spear tyre, too. |
لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید. |
defaulted |
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد |
defaults |
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد |
defaulting |
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد |
multipe expansion of credit |
استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد |
default |
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد |
Please put these clocolates aside for me . |
لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید |
repondez s'il vous plait [RSVP] |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
Please face me when I'm talking to you. |
لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن. |
If there is a reason for complaint, please contact ... |
اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید. |
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . |
لطفا" این شیر را قدری گرم کنید |
please reply |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
Could we have a plate please? |
ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟ |
Could you drive more slowly, please? |
ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟ |
Can you send a mechanic, please? |
آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟ |
Can you send a breakdown lorry, please? |
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟ |
Could we have a fork please? |
ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟ |
Could you repeat what you said, please? |
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟ |
Please accept this gift as a mark of my friendship. |
لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید |
I'll have a beer with a rum chaser. |
لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند. |
Take this luggage to the taxi, please. |
لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید. |
Would you call the head waiter, please? |
لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟ |
Would you change the tyre please? |
آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟ |
Would you change the lamp please? |
آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟ |
Would you post this for me, please? |
ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟ |
May I have the menu, please? |
ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟ |
May I have the drink list, please? |
ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟ |
Could we have some matches please? |
ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟ |
Could we have a napkin please? |
ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟ |
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. |
من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن. |
Please supply the facts relevant to the case. |
لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید |
Take this luggage to the bus, please. |
لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید. |
earnest |
مقداری از مبیع که پیش از قبض واقباض کل مبیع و ثمن به خریدار تسلیم میشود |
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. |
حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن. |
whisker |
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است |
quantity theory of money |
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V |
continental shelf |
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود |
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . |
درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] . |
classical theory of money |
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول |
shaggy ugs |
فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.] |