English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (8 milliseconds)
English Persian
I want one of these please. لطفا من یکی از اینها را میخواهم.
Other Matches
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
I'd like a dessert, please. لطفا دسر میخواهم.
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
here it is اینها
these اینها
those are your pencils اینها
all this همه اینها
about time <idiom> زودتراز اینها
none the less باهمه اینها
for all that با همه اینها
here is my book کتاب من اینها
all this تمام اینها
for all that با وجود همه اینها
For all that . In spite of all that . باتمام اینها ( معذلک )
keep these separate from those. اینها را از آنها جدا نگاهدار
It is all hot air . it is all talk. اینها همه اش حرف است
She fabricates them. she makes them up . اینها را از خودش می سازد ( درمی آورد)
take to pieces پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
She had the never to ask for cash . اینها همه هیچ تازه پول نقد هم می خواست
I'd like a ... من یک ... میخواهم.
I'd like ... من ... را میخواهم.
I'd like ... من ... میخواهم.
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I'd like a dye. من رنگ مو میخواهم.
I'd like some hair gel. من کمی ژل مو میخواهم.
I'd like some ... من کمی ... میخواهم.
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I'd like some orange juice. من آب پرتقال میخواهم.
i am in a hurry for it زود میخواهم
iam inclined to think میخواهم بگویم
I'd like a sinlge room. من یک اتاق یک نفره میخواهم.
I'd like a double room من یک اتاق دو نفره میخواهم.
Fine, I will take it. خوب من اتاق را میخواهم.
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
i beg leave to say اجازه میخواهم بگویم
I'd like a face-pack. من ماسک صورت میخواهم.
an inceptive یعنی میخواهم لرزکنم
I'd like to try ... من میخواهم ... را امتحان کنم.
I'd like to pay. میخواهم پرداخت کنم.
I need them tonight. من آنها را امشب میخواهم.
I need them urgently. من آنها را فوری میخواهم.
I need them today. من آنها را امروز میخواهم.
I'd like some soup. من مقداری سوپ میخواهم.
I'd like a shave. میخواهم ریشم را بزنم.
I want full insurance. من با بیمه کامل میخواهم.
i express my regret for it پوزش میخواهم که چنین شد
I will be staying a few days من میخواهم یک هفته بمانم.
i wish to stay here میخواهم اینجا بمانم
i want you to go میخواهم شما بروید
I will be staying a month من میخواهم یک ماه بمانم.
I'd like some coffee. من یه مقدار قهوه میخواهم.
I will be staying a few days من میخواهم چند روزی بمانم.
I'd like a shampoo and set. شامپو و خشک کردن میخواهم.
I need them before friday. من آنها را قبل از جمعه میخواهم.
I'd like something to eat. چیزی برای خوردن میخواهم.
I'd like something to drink. چیزی برای نوشیدن میخواهم.
i beg your pardon پوزش میخواهم معذرت می خواهم
I'd like a shave. میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
I'd like some small change. من قدری پول خرد میخواهم.
I'd like a double bed room. من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
I'd like to hire a car. من میخواهم یک اتومبیل اجاره کنم.
I'd like a shampoo for dry hair. من یک شامپو برای موهای خشک میخواهم.
I want these clothes ironed. من میخواهم این لباس ها اتو شود.
I want these clothes cleaned. من میخواهم این لباس ها تمیز شود.
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
I'd like a shampoo for greasy hair. من یک شامپو برای موهای چرب میخواهم.
I want these clothes washed. من میخواهم این لباس ها شسته شود.
I'd like to change some 1000 euro. میخواهم ۱۰۰۰ یورو را تبدیل کنم.
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
give someone an inch and they will take a mile <idiom> اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
Without wishing to belittle [disparage] [denigrate] the importance of this issue, I would like to ... بدون اینکه اهمیت این موضوع را پایین بیاورم من میخواهم ...
patronizingly لطفا
graciously لطفا"
prithee لطفا
Your passport, please. لطفا گذرنامتان.
deigned لطفا پذیرفتن
vouchsafe لطفا حاضرشدن
vouchsafed لطفا حاضرشدن
vouchsafes لطفا حاضرشدن
deign لطفا پذیرفتن
Please stand up ! لطفا" بایستید !
deigns لطفا پذیرفتن
vouchsafing لطفا حاضرشدن
deigning لطفا پذیرفتن
With milk, please. لطفا با شیر.
Tickets, please. لطفا بلیت.
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
No milk, please. لطفا بدون شیر.
The bill, please. لطفا صورت حساب.
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
Something light, please. لطفا یک چیز سبک.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
pleases سرگرم کردن لطفا
PLease let me know(notiffy me). لطفا" به من خبر بدهید
Please come down(downstairs). لطفا"بفرمایید پایین
Please let me know. لطفا"به من اطلاع دهید
Please fetch the book. لطفا"بروکتاب رابیاور
Please make yourself comfortable. لطفا" راحت باشید
please سرگرم کردن لطفا
Stand back, please ! لطفا"عقب با یستید
kindly لطفا از روی مرحمت
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please write down your new address . لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
Please keep me posted(informed). لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
Please consider my suggestion. لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please turn left now. لطفا حالا شما به چپ بپیچید.
Please heat up my food. لطفا" غذایم را داغ کنید
Please answer the telephone. لطفا" جواب تلفن را بدهید
Please pass round the fruit . لطفا" میوه را دور بگردانید
Please get it off ! [Please clean it up !] لطفا این را پاک کنید !
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please do not touch! لطفا دست نزن [نزنید] !
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
Stop here, please. لطفا همینجا نگه دارید.
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
Please don't wake me until 9 o'clock! لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
Hold the line, please! لطفا گوشی را نگه دارید!
Please reply as a matter of urgency. لطفا فوری پاسخ دهید.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Please let me in on your affairs . لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید
condescendingly ازروی فروتنی یامهربانی لطفا
Please give me this one . این یکی را لطفا" بدهید
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
Move along, please! [in a crowd] لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
Save this for me, please! لطفا این را برای من نگه دار!
Please partake of this meal . لطفا" از این غذا صرف کنید
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Can you give me the key, please? لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
Would you wait for me, please? ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
Please help yourself ( with the food ) . لطفا" برای خودتان غذا بکشید
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Two coffees please . لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Please face me when I'm talking to you. لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
Could we have a fork please? ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
repondez s'il vous plait [RSVP] لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
If there is a reason for complaint, please contact ... اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
Could you drive more slowly, please? ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
Please put these clocolates aside for me . لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
Can you send a mechanic, please? آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
Can you send a breakdown lorry, please? آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
please reply لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
Would you change the tyre please? آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
Would you change the lamp please? آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Please accept this gift as a mark of my friendship. لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Could you repeat what you said, please? میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
I'll have a beer with a rum chaser. لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
Would you call the head waiter, please? لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Could we have some matches please? ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
Please supply the facts relevant to the case. لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن.
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com