English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (10 milliseconds)
English Persian
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Other Matches
If there is a reason for complaint, please contact ... اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
taxiway راه تاکسی یا باند تاکسی
You can call me at ... [phone no.] <idiom> شما می توانید با من با شماره ... تماس بگیرید.
Can you get me manchester 123-45-67? آیا میتوانید شماره 123-45-67 منچستر را برای من بگیرید؟
drastic times call for drastic measures <idiom> [زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
pogo در رهگیری هوایی یعنی چانل مخابراتی را که بعد از این کلمه اعلام می کنم بگیرید
He told me in so many words . عینا" اینطور برایم گفت
It is easy for me. برایم خیلی آسان است
Please bring me the orifinal letter . عین نامه را برایم بیاورید
i must answer for the damages ازعهده خسارت ان باید برایم
Bring me a few sheets of paper . چند صفحه کا غذ برایم بیاور
I have outgrown my suits. لباسهایم برایم تنگ شده
It is too easy for me. برایم مثل آب خوردن است
i paid dearly for it بسیار گران برایم تمام شد
Keep a free(an empty)seat for me. یک صندلی خالی برایم نگاهدار
Could you bring me ... ? ممکن است ... برایم بیاورید؟
I don't [ couldn't ] give a damn about it. <idiom> برایم اصلا مهم نیست.
shore boat تاکسی اب
taxicab تاکسی
taxicabs تاکسی
Taxi! تاکسی!
Taxi تاکسی
cabs تاکسی
cab تاکسی
Drop me a line . برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
These shoes are too big for me . این کفشها برایم گشاد است
These shoes are too tight for me. این کفشها برایم تنگ است
I've been set up! برایم پاپوش درست کرده اند!
Please take that bag. خواهش میکنم آن کیف را برایم بیاورید.
Tell me hpw you escaped. برایم بگه چطور فرار کردی
This is my last chance . این برایم آخرین فرصت است
I paid dearly for this mistake . این اشتباه برایم گران تمام شد
Mother left me 500 tomans . مادرم برایم 500 تومان گذاشت
May I have an iron? ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟
May I have a blanket? ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟
May I have an ashtray? ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟
Please take my suitcase. خواهش میکنم چمدانم را برایم بیاورید.
taxied تاکسی یا خودروی
cab drivers رانندهی تاکسی
taxi تاکسی خودروی
cabstand توقفگاه تاکسی
taxiing تاکسی کردن
taxiing تاکسی یا خودروی
cabbie راننده تاکسی
cabbies راننده تاکسی
cabby راننده تاکسی
taximan راننده تاکسی
shore boat تاکسی ساحلی
taxiing تاکسی خودروی
taxi تاکسی کردن
cab driver رانندهی تاکسی
taxied تاکسی کردن
cabman راننده تاکسی
taxi تاکسی یا خودروی
taxies تاکسی خودروی
taxies تاکسی یا خودروی
taxies تاکسی کردن
taxied تاکسی خودروی
May I have some ...? آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟
May I have some ...? آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
Give me a full account of the events. جریان کامل وقایع را برایم تعریف کنید
May I have a bath towel? ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟
help any one . برایم خوش قدم بود ( شانس آورد )
May I have some soap? ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
The notice is too short [for me] . آگاهی [برایم] خیلی کوتاه مدت است.
taximeter مسافت نمای تاکسی
taxi stand ماندگاه مجاز تاکسی
taxiway مسیر تاکسی کردن
Please send me information on ... خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
May I have some toiletpaper? ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟
May I have some hangers? ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟
Please take this luggage. خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
Can I have some more ...? آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟
Thats no news to me. این برایم خبر جدیدی نیست ( قبلا می دانستم )
Where can I get a taxi? کجا میتوانم یک تاکسی بگیرم.
turn off guidance راهنمای تاکسی کردن هواپیما
The cab neared [approached] 20th Street. تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
Where can I get a taxi? کجا میتوانم تاکسی بگیرم.
taxiway جاده یا راه تاکسی رو فرودگاه
minicab اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
minicabs اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
taximeter نشان دهنده کرایه تاکسی
Where can I get a taxi? کجا میتوانم تاکسی سوار شوم.
cruisers کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
cruiser کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
Where can I get a taxi? کجا میتوانم یک تاکسی سوار شوم.
turn off guidance هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
taxi rank [British E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
To pick up a passenger. مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
taxi stand توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
cabstand [American E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
bare base فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
graciously لطفا"
prithee لطفا
patronizingly لطفا
vouchsafe لطفا حاضرشدن
vouchsafed لطفا حاضرشدن
Please stand up ! لطفا" بایستید !
vouchsafes لطفا حاضرشدن
Tickets, please. لطفا بلیت.
deigning لطفا پذیرفتن
Your passport, please. لطفا گذرنامتان.
deigned لطفا پذیرفتن
With milk, please. لطفا با شیر.
deigns لطفا پذیرفتن
deign لطفا پذیرفتن
vouchsafing لطفا حاضرشدن
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
I'd like a dessert, please. لطفا دسر میخواهم.
Please make yourself comfortable. لطفا" راحت باشید
Something light, please. لطفا یک چیز سبک.
PLease let me know(notiffy me). لطفا" به من خبر بدهید
Please come down(downstairs). لطفا"بفرمایید پایین
Please fetch the book. لطفا"بروکتاب رابیاور
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
No milk, please. لطفا بدون شیر.
please سرگرم کردن لطفا
Please let me know. لطفا"به من اطلاع دهید
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
pleases سرگرم کردن لطفا
The bill, please. لطفا صورت حساب.
Stand back, please ! لطفا"عقب با یستید
kindly لطفا از روی مرحمت
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
Please answer the telephone. لطفا" جواب تلفن را بدهید
Please consider my suggestion. لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
Please keep me posted(informed). لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Please do not touch! لطفا دست نزن [نزنید] !
Please heat up my food. لطفا" غذایم را داغ کنید
Please get it off ! [Please clean it up !] لطفا این را پاک کنید !
Please turn left now. لطفا حالا شما به چپ بپیچید.
Hold the line, please! لطفا گوشی را نگه دارید!
Please pass round the fruit . لطفا" میوه را دور بگردانید
Please write down your new address . لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
Please let me in on your affairs . لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید
Please give me this one . این یکی را لطفا" بدهید
Please reply as a matter of urgency. لطفا فوری پاسخ دهید.
I want one of these please. لطفا من یکی از اینها را میخواهم.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please don't wake me until 9 o'clock! لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
Stop here, please. لطفا همینجا نگه دارید.
condescendingly ازروی فروتنی یامهربانی لطفا
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
Move along, please! [in a crowd] لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
Please help yourself ( with the food ) . لطفا" برای خودتان غذا بکشید
Please partake of this meal . لطفا" از این غذا صرف کنید
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم
Can you give me the key, please? لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
Would you wait for me, please? ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
Two coffees please . لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Save this for me, please! لطفا این را برای من نگه دار!
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
please reply لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
repondez s'il vous plait [RSVP] لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
Could you drive more slowly, please? ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
Could we have a fork please? ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
Please put these clocolates aside for me . لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
Can you send a mechanic, please? آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
Can you send a breakdown lorry, please? آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
Please face me when I'm talking to you. لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
Would you change the tyre please? آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
Would you call the head waiter, please? لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
Would you change the lamp please? آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
I'll have a beer with a rum chaser. لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
Please accept this gift as a mark of my friendship. لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
Could we have some matches please? ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Could you repeat what you said, please? میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
Please supply the facts relevant to the case. لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید
I simply cant concentrate. حواس ندارم ( حواس برایم نمانده )
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن.
taxiway محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
taximan متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com