English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Good bye . so long . See you later . لطف شما زیاد ( خداحافظ )
Other Matches
good afternoon خداحافظ
bye خداحافظ
ta-ta خداحافظ!
byes خداحافظ
pip pip خداحافظ
aurevior خداحافظ
ave خداحافظ
hasta la vista خداحافظ [اسپانیایی]
adios خداحافظ [حرف ندا]
farewells خدا نگهدار خداحافظ
farewell خدا نگهدار خداحافظ
Bye and take care of yourself! [leaving phrase] خداحافظ و مواظب خودت باش! [عبارت هنگام ترک ]
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharges زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
vastly زیاد
highly زیاد
immane زیاد
outrageously زیاد
rife زیاد
for all the world بی کم و زیاد
much زیاد
in quantities زیاد
profusely زیاد
squeamishness زیاد
greatly زیاد
wide زیاد
wider زیاد
widest زیاد
heavily زیاد
overmuch زیاد
ranksack زیاد
in excess زیاد
heartbreak غم زیاد
large adv زیاد
extortionate زیاد
fulsome زیاد
too زیاد
to a large extent زیاد
squeamishly زیاد
supererogatory زیاد
populous زیاد
numerous زیاد
intense زیاد
extortionary زیاد
excessive زیاد
egregiously زیاد
great زیاد
great- زیاد
greatest زیاد
effusively زیاد
widely زیاد
late زیاد
many زیاد
superabundant زیاد
mortally زیاد
muckle زیاد
not a lettle زیاد
swingeing زیاد
immoderate زیاد
very زیاد
extensive زیاد
plaguily زیاد
plethoric زیاد
no end of زیاد
glaring زیاد
mickle or muckle زیاد
mickle زیاد
intensely زیاد
highest زیاد
high زیاد
highs زیاد
over and above زیاد
thick زیاد
thickest زیاد
copious زیاد
generous زیاد
hugely زیاد
tremendously زیاد
intensively زیاد
quite a few <idiom> زیاد
heart break غم زیاد
profoundly زیاد
overly زیاد
too much زیاد
thicker زیاد
heightens زیاد کردن
to run rup زیاد کردن
superrabundant خیلی زیاد
heighten زیاد کردن
hell-bent زیاد خمیده
accretive زیاد شونده
hell bent زیاد خمیده
boosters زیاد کننده
escalating زیاد شدن
superrabundant زیاد فراوان
far زیاد خیلی
swingeing damages خسارات زیاد
an abundance of مقدار زیاد
alto relievo برجستگی زیاد
quaff زیاد نوشیدن
tabes ضعف زیاد
heightening زیاد کردن
amplitude فاصلهء زیاد
an abrupt place با سراشیبی زیاد
escalate زیاد شدن
aggrandise زیاد شدن
agreat d. of trouble دردسر زیاد
tabes لاغری زیاد
escalates زیاد شدن
heightened زیاد کردن
booster زیاد کننده
to be left زیاد امدن
floridly با ارایش زیاد
extravagantly با افراط زیاد
terrors ترس زیاد
terror ترس زیاد
oodles خیلی زیاد
manifold بسیار زیاد
superannuated زیاد کهنه
quaffs زیاد نوشیدن
quaffing زیاد نوشیدن
quaffed زیاد نوشیدن
swarms دسته زیاد
overrider حق دلالی زیاد
swarmed دسته زیاد
swarm دسته زیاد
multiplying زیاد شدن
multiply زیاد شدن
multiplies زیاد شدن
desperation نومیدی زیاد
torrid زیاد گرم
extreme خیلی زیاد
queasy زیاد دقیق
overload زیاد پر کردن
increases زیاد کردن
with much regret با تاسف زیاد
increased زیاد کردن
increase زیاد کردن
escalated زیاد شدن
with many regrets با تاسف زیاد
overloaded زیاد پر کردن
wheen تعداد زیاد
overloads زیاد پر کردن
violent pain درد زیاد
lots خیلی زیاد
downpours بارندگی زیاد
downpour بارندگی زیاد
to overleap oneself زیاد دورافتادن
to toll up زیاد شدن
multiplied زیاد شدن
prosternation ضعف زیاد
increaser زیاد کننده
increscent زیاد شونده
polyuria ادرار زیاد
overlabour زیاد کارکردن
intensification زیاد کردن
interminableness درازی زیاد
polyphagia اشتهای زیاد
polymathy دانش زیاد
jillion مقدار زیاد
latifundia املاک زیاد
left over زیاد امده
in large بمقیاس زیاد
in large بمقدار زیاد
high vacuum خلاء زیاد
prosternation سستی زیاد
high yield با بازده زیاد
high yielding farms با بازده زیاد
hypercathexis نیروگذاری زیاد
profuse of gilfts زیاد بخشنده
hyperemployment اشتغال زیاد
hyperidrosis تعرق زیاد
profound interest دلبستگی زیاد
pretentiousness ادعایی زیاد
pretentiously با ادعای زیاد
particularity دقت زیاد
overwrite زیاد نوشتن
obstipation یبوست زیاد
over anxiety دل واپسی زیاد
over anxious زیاد دل واپس
over blow زیاد دمیدن
over confident زیاد مطمئن
over estimate زیاد براوردکردن
over issue زیاد انتشاردادن
over ripe زیاد رسیده
overblown steel فولاد با دم زیاد
overburdensome زیاد سنگین
overbusy زیاد مشغول
overmoke زیاد سیگارکشیدن
my grief was intensified غصه من زیاد
overvoltage فشار زیاد
long precision دقت زیاد
long range با برد زیاد
macro رشد زیاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com