Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (34 milliseconds)
English
Persian
tender
لطیف کردن انبار
tendered
لطیف کردن انبار
tenderest
لطیف کردن انبار
tendering
لطیف کردن انبار
Other Matches
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
intenerate
لطیف کردن حساس کردن
caged storage
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
lay up
دچار تاخیر کردن یا شدن انبار یاجمع کردن
stash
انبار کردن
warehouse
انبار کردن
yards
انبار کردن
build-ups
پر کردن انبار
build-up
پر کردن انبار
warehouses
انبار کردن
imburse
انبار کردن
ensile
انبار کردن
stock piling
انبار کردن
yard
انبار کردن
stashed
انبار کردن
build up
پر کردن انبار
deep freeze
انبار کردن
reservedness
انبار کردن
stashes
انبار کردن
storage
انبار کردن
stashing
انبار کردن
deep freezes
انبار کردن
storing
اندوختن انبار کردن
dump
مخزن انبار کردن
warehouses
انبار کردن مخزن
store
اندوختن انبار کردن
garnering
انبار کردن انباشتن
hoardings
انبار کردن پول
garners
انبار کردن انباشتن
stock piling
ذخیره کردن در انبار
store room
جای انبار کردن
garnered
انبار کردن انباشتن
garner
انبار کردن انباشتن
store-rooms
جای انبار کردن
hoarding
انبار کردن پول
store-room
جای انبار کردن
warehouse
انبار کردن مخزن
ware room
انبار کردن مخزن
block storing
انبار کردن بارهای قوال
caged storage
انبار کردن به طریقه محصور
administrative storage
انبار کردن به طریق اداری
to lay down wine
شراب را انبار کردن یا جادادن
stowage
حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
snake out
خارج کردن کالا از انبار ناو
assignment of space
تخصیص جا برای انبار کردن اماد
x site
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
precieux
لطیف
fairs
لطیف
fairest
لطیف
fairer
لطیف
fair
لطیف
etherean
لطیف
tender
لطیف
volatile
لطیف
benign
لطیف
precieuse
لطیف
tendering
لطیف
fragile
لطیف
tenderest
لطیف
tendered
لطیف
benignly
لطیف
soft
<adj.>
لطیف
mignon
لطیف
softest
لطیف
smooth
<adj.>
لطیف
delicate
لطیف
softer
لطیف
gauzy
لطیف
soft
لطیف
benignant
لطیف
gaseous
لطیف
externals
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
stowed
انبار کردن بار کردن
stows
انبار کردن بار کردن
stow
انبار کردن بار کردن
stowing
انبار کردن بار کردن
fine
عالی لطیف
gossamer
لطیف سبک
gentlest
ارام لطیف
gentle sex
جنس لطیف
gentler
ارام لطیف
gentle
ارام لطیف
fined
عالی لطیف
finest
عالی لطیف
tenuous
لطیف دقیق
gossamery
خفیف لطیف
pleasantry
لطیف طبعی
the fairses
جنس لطیف
airy-fairy
فریف و لطیف
pleasantries
لطیف طبعی
honeyed
مطبوع لطیف
queasy
لطیف مزاج
subtlest
دقیق لطیف
subtler
دقیق لطیف
subtle
دقیق لطیف
rose water
لطیف احساساتی
arrefication
لطیف سازی
queazy
لطیف مزاج
rarafaction
لطیف سازی
fragile
لطیف زودشکن
fair sex
جنس لطیف
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
rare
لطیف نیم پخته
rarer
لطیف نیم پخته
the fair sex
جنس لطیف یعنی زن
rarest
لطیف نیم پخته
squeamishness
لطیف مزاجی دقت
The fair sex The female sex.
جنس لطیف ( مؤنث )
the gentle sex
جنس لطیف یعنی زن
daintiness
سلیقه باذوق لطیف
honey combing
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
squeamishly
بانازک طبعی یا لطیف مزاجی
subtilization
ملایمت دقیق و لطیف سازی
inhibiting
اغشتن سطوح داخلی دستگاه یاماشین با ماده ضدخوردگی قبل از انبار کردن ان
wirespun
زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
bacteriolysis
مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
beau geste
حرکات لطیف وزیبا در هنگام سخن گفتن ژست
parnassian school of poets
شعرای سده نوزدهم فرانیه که بیشتراهمیت بوزن شعرمیداندتابمعانی لطیف ان
custodial record
پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
open storage
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
store
انبار
magazines
انبار
storing
انبار
warehouses
انبار
stocked
انبار
reservedness
اب انبار
storage tank
انبار
barn
انبار
warehouse
انبار
almery
انبار
reservoir
اب انبار
reservoir
انبار
rooms
انبار
room
انبار
entrepot
انبار
reservoirs
اب انبار
repositories
انبار
repository
انبار
storehouses
انبار
reservoirs
انبار
agglomeration
انبار
seraglio
انبار
magazine
انبار
reservedness
انبار
barns
انبار
thesauruses
انبار
pantechnicon
انبار
storeroom
انبار
pantechnicons
انبار
thesaurus
انبار
stock
انبار
freight house
انبار
storehouse
انبار
cellar
انبار
store-rooms
انبار
storage bunker
انبار
storage
انبار
store room
انبار
lodges
انبار
sluiced
انبار
lodged
انبار
store-room
انبار
stock room
انبار
cisterns
اب انبار
stockroom
انبار
cistern
اب انبار
sluice
انبار
depository
انبار
tower silo
انبار
lodge
انبار
garners
انبار
garner
انبار
depots
انبار
cellars
انبار
garnering
انبار
sluices
انبار
water storage tank
اب انبار
water reservoir
اب انبار
depot
انبار
wastes
انبار
stockrooms
انبار
garnered
انبار
in bond
در انبار
waste
انبار
spoil pit
انبار
lanary
انبار پشم
storeroom
انبار کالا
general depot
انبار عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com