Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (6 milliseconds)
English
Persian
Freudian slip
لغزش فرویدی
Freudian slips
لغزش فرویدی
Other Matches
Freudian
فرویدی
gaffes
لغزش
peccadillo
لغزش
peccadilloes
لغزش
peccadillos
لغزش
anti skid
ضد لغزش
slithers
لغزش
lapsus
لغزش
gaffe
لغزش
errors
لغزش
error
لغزش
slippage
لغزش
slipping
لغزش
sure-footed
بی لغزش
sure footed
بی لغزش
lap sus
لغزش
offence
لغزش
fauxpas
لغزش
sliding
لغزش
lapses
لغزش
lapse
لغزش
fingerfehler
لغزش
slithering
لغزش
slithered
لغزش
slither
لغزش
lapsing
لغزش
offenses
لغزش
line of sliding
خط لغزش
peccabillo
لغزش
tripped
لغزش
yori ashi
لغزش پا
trip
لغزش
faux pas
لغزش
slips
لغزش
trips
لغزش
slide
لغزش
slides
لغزش
offense,etc
لغزش
petty offence
لغزش
slip
لغزش
surefooted
بی لغزش
slipped
لغزش
metachronism
لغزش تاریخی
back slide
لغزش به عقب
court of petty offences
دادگاه لغزش
earth fall
لغزش خاک
fabllibility
لغزش پذیری
glide plane
سطح لغزش
free from slip
خالی از لغزش
free from slip
بدون لغزش
slip plane
سطح لغزش
slip of the tongue
لغزش زبان
slip band
نوار لغزش
lapsus linguae
لغزش زبانی
paralogism
لغزش منطقی
lapsus memoriac
اشتباه یا لغزش
lapsus memoriae
لغزش حافظه
lapsus linguac
لغزش درسخن
lapsus linguac
لغزش زبان
lapsus calami
لغزش قلمی
anti-slip foot
پایه ضد لغزش
guide way
مسیر لغزش
inerrability
لغزش ناپذیری
inerrable
لغزش ناپذیری
infallibly
لغزش ناپذیری
land alide
لغزش زمین
to oversee oneself
لغزش خوردن
to make a slip
لغزش خوردن
non skid quality
خاصیت ضد لغزش
asymmetrical sweep
لغزش انحرافی
trip
سفر لغزش
balking
مایهء لغزش
balks
مایهء لغزش
baulked
مایهء لغزش
baulking
مایهء لغزش
baulks
مایهء لغزش
mistook
لغزش خوردن
infallible
لغزش ناپذیر
stumbling blocks
موجب لغزش
stumbling block
موجب لغزش
stumbling block
سنگ لغزش
balked
مایهء لغزش
balk
مایهء لغزش
tripped
سفر لغزش
anti slip plate
ورقه ضد لغزش
anti skid system
سیستم ضد لغزش
trips
سفر لغزش
anti skid protection
حفافت از لغزش
stumbling blocks
سنگ لغزش
unerring
غیرقابل لغزش
bobble
اشتباه کاری لغزش
slip regulator
تنظیم کننده لغزش
slip proof
مقام در برابر لغزش
bobbles
اشتباه کاری لغزش
police magistrate
رئیس دادگاه لغزش
faltered
تزلزل یا لغزش پیداکردن
falters
تزلزل یا لغزش پیداکردن
schuss
لغزش بطورمستقیم وسریع
falter
تزلزل یا لغزش پیداکردن
inerrably
بطور لغزش ناپذیر
angle of sideslip
زاویه لغزش جانبی
drunkennes
خطای جابجایی یا لغزش
flounders
نوعی ماهی پهن لغزش
power slide
لغزش به کنار در پیچ مسیر
flounder
نوعی ماهی پهن لغزش
plane of asymmetry
سطح مسیر لغزش انحرافی
floundering
نوعی ماهی پهن لغزش
anti skid chain
زنجیر محافظ در برابر لغزش
floundered
نوعی ماهی پهن لغزش
slippage
میزان لغزش یا کم وزیادی چیزی از حد عادی ان
asymmetrical sweep
باد انحرافی لغزش هواپیما از مسیر
surging
تکان خوردن لغزش پیدا کردن
turn and slip
زاویه دور زدن و لغزش مسیر هواپیما
to p upon any one's blunder
لغزش کسیراباشتیاق پیداکردن وبدان حمله نمودن
slip
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slipped
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slips
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
automatic trim
روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
joggling
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggles
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggle
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggled
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
forward slip
جلو افتادگی لغزش به سمت جلو
trips
لغزش خوردن سکندری خوردن
trip
لغزش خوردن سکندری خوردن
tripped
لغزش خوردن سکندری خوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com