Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (38 milliseconds)
English
Persian
cancel
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancelling
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancels
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
Other Matches
undo
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش
undoes
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش
separator
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
presentiment
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
presentiments
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
statement
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statements
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
one for one
که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
repeats
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
provisional ball
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to wipe the slate clean
<idiom>
شروع تازه ای کردن
[تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن]
[اصطلاح]
adds
اضافه کنید زیاد کنید
add
اضافه کنید زیاد کنید
adding
اضافه کنید زیاد کنید
ctrl break
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
premeditate
قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
prior admission
اجازه پرواز قبلی هوایی اجازه عبور قبلی
prescan
خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
foretaste
ازمایش قبلی پیش بینی کردن
prevue
قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
identify
مشاهده کردن شناسایی کنید
identified
مشاهده کردن شناسایی کنید
adjusting
میزان کردن تنظیم کنید
adjusts
میزان کردن تنظیم کنید
drops
قطره سقوط کردن کم کنید
dropping
قطره سقوط کردن کم کنید
identifying
مشاهده کردن شناسایی کنید
dropped
قطره سقوط کردن کم کنید
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
identifies
مشاهده کردن شناسایی کنید
actual address
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
skip
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
statement
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
skips
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
modifier
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
skipped
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
statements
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
modifiers
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
pipe
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
piped
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
basic
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
GOSUB
دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند
fetch
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
basics
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
fetches
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
prefix
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
prefixes
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
effective
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
branches
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
branch
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
discrimination instruction
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
parting injuncyions
دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
rig the ship
فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
disassembly order
دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
macroinstruction
دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo
languages
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
do nothing instruction
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
halted
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halts
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halt
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
resident
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
residents
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
to put out of court
از دستور خارج کردن
tabling
از دستور خارج کردن
tables
از دستور خارج کردن
obeys
اجرا کردن دستور
to issue instructions
دستور صادر کردن
obeying
اجرا کردن دستور
obeyed
اجرا کردن دستور
obey
اجرا کردن دستور
briefed
دستور خلاصه کردن
table
از دستور خارج کردن
brief
دستور خلاصه کردن
briefer
دستور خلاصه کردن
tabled
از دستور خارج کردن
briefest
دستور خلاصه کردن
lay on the table
از دستور خارج کردن
one plus one address
قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
branches
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
branch
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
to act for somebody
به دستور کسی عمل کردن
immediate
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
chain-smoke
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoking
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoked
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smokes
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
cancelling
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
kill
دستور پاک کردن فایل ذخیره شده به کلی
justify
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
kills
دستور پاک کردن فایل ذخیره شده به کلی
cancels
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
justifies
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
cancel
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
justifying
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
commented
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
comment
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
commenting
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
modes
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
mode
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
directive
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
macro
کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
directives
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
preceding
قبلی
ex-
قبلی
one-time
قبلی
prior
قبلی
ex
قبلی
previous
قبلی
aforetime
قبلی
fore
قبلی
predecessor
قبلی
predecessors
قبلی
foregone
قبلی
premonition
اخطار قبلی
preoccupations
اشغال قبلی
foreordainment
حکم قبلی
pre arrengement
قرار قبلی
pre arrangement
قرار قبلی
precognition
اطلاع قبلی
forethought
اندیشه قبلی
previews
اطلاع قبلی
backgrounds
معلومات قبلی
foretype
نمونه قبلی
at sight
بی مطالعه قبلی
foretoken
اعلام قبلی
presuppositions
فرض قبلی
premeditated
با قصد قبلی
presupposition
فرض قبلی
predesignation
تعیین قبلی
preview
اطلاع قبلی
background
معلومات قبلی
foredoom
محکومیت قبلی
precompression
تراکم قبلی
prefiguration
تصور قبلی
prefiguration or prefigurement
نمایش قبلی
premeditation
قصد قبلی
predilection
تمایل قبلی
predilections
تمایل قبلی
pregiurement
احتساب قبلی
chain
از کلمه قبلی
premeditatedly
با اندیشه قبلی
preformation
تشکیل قبلی
late war
جنگ قبلی
prepossession
تصرف قبلی
preexistence
موجودیت قبلی
chains
از کلمه قبلی
preengagement
تعهد قبلی
preoccupation
اشغال قبلی
previous work
کارهای قبلی
forewarning
اخطار قبلی
pretreatment
معالجه قبلی
preconidtion
شرط قبلی
predispostion
تمایل قبلی
premonitions
اخطار قبلی
pre indexing
شاخص گذاری قبلی
at ten minutes notice
با ده دقیقه اخطار قبلی
pre indexing
فهرست سازی قبلی
biases
ولتاژ قبلی دادن
pre engaged
دارای تعهد قبلی
prelibation
ازمایش یانوشیدن قبلی
bias
ولتاژ قبلی دادن
premonitory
متضمن اخطار قبلی
A one-month notice.
اطلاع قبلی یک ماهه
as you were
به حالت قبلی برگردید
prior permission
اجازه قبلی پرواز
off the cuff
<idiom>
بدون آمادگی قبلی
prognostication
تشخیص قبلی مرض
leave hanging (in the air)
<idiom>
بدون تصمیم قبلی
forebedement
اخبار قبلی پیشگویی
prognostications
تشخیص قبلی مرض
malice aforethought
سوء نیت قبلی
premise
فرض قبلی فرضیه مقدم
prenotion
احساس قبلی نسبت بچیزی
premised
فرض قبلی فرضیه مقدم
a priori
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
prefiguration
پیش بینی احتساب قبلی
prefiguration or prefigurement
تشبیه از پیش تصور قبلی
premisses
فرض قبلی فرضیه مقدم
quondam
قبلی مربوط به چندی قبل
inherited error
خطایی در فرآیند یا عمل قبلی
prepossession
اشغال قبلی تمایل بیجهت
prerequisites
شرط قبلی لازمه امری
prerequisite
شرط قبلی لازمه امری
sight-reading
بدون مطالعه قبلی خواندن
sneak preview
نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
sneak previews
نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
free wheeling
بازی بدون نقشه قبلی
foredknowlege
اطلاع قبلی علم غیب
prognosticate
تشخیص دادن قبلی مرض
sight-reading
بدون امادگی قبلی اجراکردن
premonitions
برحذر داشتن فکر قبلی
sight-read
بدون امادگی قبلی اجراکردن
premonition
برحذر داشتن فکر قبلی
sight-reads
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-read
بدون مطالعه قبلی خواندن
pre condition
شرط لازم الاجرای قبلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com