English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English Persian
suffixix لفظ معنای الحاقی
Other Matches
atto معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
appendant الحاقی
supplemental الحاقی
adjunctive الحاقی
adjoint الحاقی
accessional الحاقی
extensions الحاقی
rider الحاقی
extension الحاقی
riders الحاقی
adjunct الحاقی
adjuncts الحاقی
paragogic افزوده الحاقی
incorporative الحاقی مشارکت
postpositive الحاقی و بی تکیه
concatenation operator عملگر الحاقی
adventitious خارجی الحاقی
joint مشترک الحاقی
intromission مواد الحاقی
extensions تمدید قسمت الحاقی
extension تمدید قسمت الحاقی
rider ماده یا بند الحاقی
riders ماده یا بند الحاقی
adjunct فرع قسمت الحاقی
adjuncts فرع قسمت الحاقی
postpositive preposition حرف اضافه الحاقی
adjunct matrix ماتریس الحاقی [ریاضی]
adjoint matrix ماتریس الحاقی [ریاضی]
paragoge حرف یا هجای الحاقی
shaft extension قسمت الحاقی محوری
postscripts یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
postscript یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
postposition لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
concurrent jurisdiction رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
negatives به معنای
negative به معنای
non- در معنای نه
mono- در معنای تک یا یک
inter- در معنای بین
implication معنای ضمنی
denotation معنای صریح
positive در معنای بله
connotations معنای ضمنی
connotation معنای ضمنی
n در معنای نانو
anti- به معنای "مخالف "
mini- در معنای کوچک
implications معنای ضمنی
sub- در معنای کمتر
pre در معنای پیش از
pre- در معنای پیش از
kilos در معنای یک هزار
kilo در معنای یک هزار
rider ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
riders ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
atto پیشوندی به معنای 01 به توان 81-
nano پیشوندی به معنای یک بیلیونیم
ampersand علامت چاپی & به معنای "و"
hecto پیشوندی به معنای یکصد
tera پیشوندی به معنای یک تریلیونیم
nano پیشوندی به معنای 01 به توان 9-
g در معنای یک هزار میلیون
micro- در معنای خیلی کوچک
nimbuses وندی به معنای باران زا
micro- در معنای یک میلیونیوم واحد
semi- در معنای نصف یا بخش
ultra- در معنای بسیار بزرگ
quads در معنای چهار بار
significance معنای مخصوص دارد
quad در معنای چهار بار
nimbus وندی به معنای باران زا
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
significant آنچه معنای مخصوصی دارد
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
pico پیشوندی به معنای 01 به توان منفی 21
ambiguous آنچه دو معنای ممکن دارد
super- در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
a word with a pejorative connotation واژه ای با معنای ضمنی منفی
multi در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
semantics معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
multi- در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
N.A مخفف به معنای غیر قابل اجرا
m علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
null حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
kara به معنای رنگ سیاه [در زبان ترکی]
alinik design واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
erase character حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
RTFM خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
fire coordination line خط هماهنگی اتش هلی کوپترها و نیروهای هوابردو نیروهای الحاقی
u جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
kb واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
IF statement عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
kilos واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilo واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
soft keys کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
handshake استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshaking استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
granted واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grants واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grant واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
com پسوندی که به معنای این است که نام میدان اینترنت یک شرکت است و معمولاگ پایه آن در آمریکاست
cls در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
kikalak design طرح قوچ [در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com