English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
marina لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
marinas لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
Other Matches
parachute spinnaker بادبان سه گوش قایقهای تفریحی
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
beacon frame فرم مخصوص در پروتکل FDDI که پس از توقف در شبکه ارسال میشود
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
quadruple scylls مسابقه قایقهای 4 نفره
pairs مسابقه قایقهای 2نفره
boat flotilla ناو گروه قایقهای هجومی
yaght racing مسابقه قایقهای بادباندار یاموتوردار
yaghtman's anchor لنگر قایقهای بادی کوچک
fleet گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
fleets گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
boat rendezvous area منطقه الحاق قایقهای ناو گروه
hole نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holed نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holes نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holing نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
last chance rule مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
break bulk point نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
what a lark چه تفریحی
social تفریحی
sportive تفریحی
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
amusement parks پارک تفریحی
sportful تفریحی خوشگذران
dinghy قایق تفریحی
dinghies قایق تفریحی
sport fish ماهیگیری تفریحی
amusement park پارک تفریحی
cabin cruiser قایق تفریحی
cabin cruisers قایق تفریحی
junkets سفر تفریحی
junket سفر تفریحی
resourc کار تفریحی
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
sported تفریحی سرگرم کردن
ski tourer اسکی باز تفریحی
sport تفریحی سرگرم کردن
day sailer قایق بادبانی تفریحی
hacking اسب سواری تفریحی
sports تفریحی سرگرم کردن
yachtsman صاحب کشتی تفریحی
hobbyhorse کار تفریحی سرگرمی
yachting مسافرت با قایق تفریحی
keelboat قایق تفریحی لنگردار
sashay راه پیمایی تفریحی
yachtsmen صاحب کشتی تفریحی
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
interlook dormant period زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
donkey baseball بیس بال تفریحی با الاغ
craftshop کارگاه هنرهای دستی تفریحی
powerboat قایق موتوری تفریحی یاماهیگیری
sports نمایش تفریحی بازی کردن
impresario مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
to play for love تفریحی یا عشقی بازی کردن
powerboats قایق موتوری تفریحی یاماهیگیری
plinking تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
sported نمایش تفریحی بازی کردن
sport نمایش تفریحی بازی کردن
impresarios مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
scow وته پهن قایق تفریحی
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
day-trippers کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
day-tripper کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
boat lanes خط سریال هجوم قایقها درعملیات اب خاکی ستون قایقهای هجوم کننده
dabbling سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabble سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbled سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
sport تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sports تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
dabbles سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
sported تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
berth لنگرگاه
berthing لنگرگاه
berthed لنگرگاه
harbour لنگرگاه
harboring لنگرگاه
harbored لنگرگاه
harbors لنگرگاه
harboured لنگرگاه
pier لنگرگاه
port complex لنگرگاه
berths لنگرگاه
harbours لنگرگاه
harbouring لنگرگاه
piers لنگرگاه
docks لنگرگاه
harbor لنگرگاه
dockage لنگرگاه
harbourage لنگرگاه
haven لنگرگاه
docked لنگرگاه
dock لنگرگاه
anchorage لنگرگاه
port لنگرگاه
anchorages لنگرگاه
harborage لنگرگاه
package shows نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی
hacks ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hacked ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hack ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
dock dues هزینههای لنگرگاه
anchorage buoy بویه لنگرگاه
aerial port لنگرگاه هوایی
dock warrant رسید لنگرگاه
docker کارگر لنگرگاه
dockers کارگر لنگرگاه
dock receipt رسید لنگرگاه
anchorages باج لنگرگاه
longshorement باربر لنگرگاه
anchorage باج لنگرگاه
levee بند لنگرگاه
longshoremen باربر لنگرگاه
longshoreman باربر لنگرگاه
dock yard محوطه لنگرگاه
roadstead لنگرگاه باز
leave the anchorage ترک کردن لنگرگاه
berth اطاق کشتی لنگرگاه
berthed اطاق کشتی لنگرگاه
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
wharf لنگرگاه لنگر انداختن
roadstead لنگرگاه دور از ساحل
advanced fleet anchorage لنگرگاه مقدم ناوگان
wharfs لنگرگاه لنگر انداختن
berthing اطاق کشتی لنگرگاه
roadstead لنگرگاه بدون حفاظ
wharves لنگرگاه لنگر انداختن
berths اطاق کشتی لنگرگاه
yaght club باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
dry dock استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
docl pass گواهی ورود به لنگرگاه یاخروج از ان
dry docks استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
harbour master مسئول بندر متصدی لنگرگاه
stand fast فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
wharfinger مامور اسکله یا برانداز رئیس لنگرگاه
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
boat train ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
boat trains ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
dock receipt رسیدی که مسئول لنگرگاه پس ازدریافت کالا صادر میکند
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
docl pass گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
stopple توقف
insolvency توقف
interrupts توقف
cessation توقف
park توقف
interrupting توقف
stop code کد توقف
stops توقف
interrupt توقف
stop توقف
stopped توقف
syncope توقف
suspension توقف
stopping توقف
commorant توقف
parks توقف
flag stop توقف
stand توقف
suspensions توقف
halts توقف
halted توقف
pause توقف
stoppage توقف
pausing توقف
pauses توقف
paused توقف
suspension of payment توقف
stoppages توقف
tarriance توقف
interruption توقف
interruptions توقف
parked توقف
halt توقف
lay-by منطقه توقف
cease ایست توقف
stayed توقف مکث
stayed توقف کردن
black induction توقف القا
ceased ایست توقف
ceases ایست توقف
lay-bys منطقه توقف
break key کلید توقف
stop instruction دستورالعمل توقف
ceasing ایست توقف
stay توقف مکث
failures توقف کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com