English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
harlequin لودهای که درنمایش هاولال بازی هاجامه رنگارنگ میپوشد
Other Matches
to play up to another actor بدانگونه درنمایش بازی کردن که بازیگر دیگر سر ذوق آید
beach balls توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach ball توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
bouncer ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
bouncers ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
colourful رنگارنگ
versicolour رنگارنگ
parti coloured رنگارنگ
colorings رنگارنگ
colorful رنگارنگ
motley رنگارنگ
party coloured رنگارنگ
colourings رنگارنگ
polychromic رنگارنگ
many coloured رنگارنگ
painted رنگارنگ
Technicolor رنگارنگ
variegated رنگارنگ
kaleidoscopic رنگارنگ
versicolor رنگارنگ
joseph's coat کت رنگارنگ
polychromatic رنگارنگ
multicolored رنگارنگ
pied رنگارنگ
polychrome رنگارنگ
paned رنگارنگ
painted lady پروانه رنگارنگ
piebald رنگارنگ ناجور
polychromy نقاشی رنگارنگ
variegate رنگارنگ کردن
grnish نقش رنگارنگ
onyx عقیق رنگارنگ
plychromy نقاشی رنگارنگ
pied پرنده رنگارنگ
trogon مرغان رنگارنگ
medleys مختلط رنگارنگ
medley مختلط رنگارنگ
omnifarious متنوع رنگارنگ
keuper مارن رنگارنگ
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
tragopan قرقاول رنگارنگ هندی
dapple چیزی با نقاط رنگارنگ
willemite سنگ معدنی رنگارنگ متبلور
varied دارای رنگهای گوناگون رنگارنگ
mottle با خالهای رنگارنگ نشان گذاردن
ingrain خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
oculate دارای چشم ها یاخالهای رنگارنگ
onyx marble سنگ مرمری که رکههای رنگارنگ دارد
triggerfish ماهیان رنگارنگ دارای بدن ضخیم
granite paper کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
The Pied Piper of Hamelin فلوت زن رنگارنگ هاملن [با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
dithering ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
grey hound سگ بازی
patulousness بازی
gaming بازی
partie بازی
plain dealing بازی
hopscotch بازی لی لی
openness بازی
solitaire تک بازی
solitaires تک بازی
watermanship اب بازی
game بازی
actions بازی
play بازی
dibasic دو بازی
falconine بازی
sportiveŠetc بازی کن
played بازی
clearance بازی
playing بازی
action بازی
homes بازی
basic بازی
home بازی
basics بازی
slackness بازی
plays بازی
fun بازی
lusory بازی کن خنده کن
ropery طناب بازی
swordsmanship شمشیر بازی
surf riding موج بازی
sheep's eyes نظر بازی
rooker یکجورکفش یخ بازی
rope dancing ریسمان بازی
on side پایان بازی
rope dancing بند بازی
off hand game بازی جنبی
off hand game بازی غیررسمی
sodomyh بچه بازی
legerdemain حقه بازی
let us play بازی کنیم
footballs بازی فوتبال
football بازی فوتبال
malversation دغل بازی
miscast بد بازی کردن
stock jobbery سفته بازی
stock jobbing سفته بازی
playthings اسباب بازی
middle game وسط بازی
paraphrase بازی با الفاظ
paraphrased بازی با الفاظ
paraphrasing بازی با الفاظ
shell game گردو بازی
plaything اسباب بازی
rink یخ بازی کردن
stoppage of the game توقف بازی
paraphrases بازی با الفاظ
mountebankery زبان بازی
rinks میدان یخ بازی
mountebankery چاچول بازی
misplay بازی اشتباه
pyrotechnic display اتش بازی
puppet show خیمه شب بازی
pugilism بوکس بازی
priestcraft کشیش بازی
popery پاپ بازی
playing the man بازی با حریف
twiddle بازی کردن
twiddled بازی کردن
twiddles بازی کردن
twiddling بازی کردن
playing time مدت بازی
playing the man بازی روانی
play away به بازی گذراندن
footballers فوتبال بازی کن
footballer فوتبال بازی کن
play therapy بازی درمانی
playact رل بازی کردن
playing court زمین بازی
pedophilia بچه بازی
pederosis بچه بازی
red tapery قرطاس بازی
open heartedness راست بازی
fences شمشیر بازی
radial play بازی شعاعی
fence شمشیر بازی
radial play بازی عرضی
playing the board بازی فی نفسه
papistry پاپ بازی
passive play بازی غیرفعال
rinks یخ بازی کردن
quiot لیس بازی
quackery حقه بازی
pyrotechny فن اتش بازی
pederasty بچه بازی
puppetry عروسک بازی
puppetry خیمه شب بازی
pederasty or pae بچه بازی
playing the board بازی بر صفحه
skating اسکیت بازی
stanzas بخشی از بازی
sharp practice حقه بازی
first hand نخستین بازی کن
field of play زمین بازی
favoritism پارتی بازی
hawking قوش بازی
swordplay فن شمشیر بازی
double dealing حقه بازی
doll play عروسک بازی
dibs بازی نرد
playground زمین بازی
playgrounds زمین بازی
dib تیله بازی
dib قاپ بازی
winner برنده بازی
video games بازی دیدنی
video game بازی دیدنی
fitting clearance بازی مناسب
skiing اسکی بازی
game plan استراتژی بازی
game of chance بازی قمار
game cycle دوره بازی
game ball توپ بازی
free play بازی ازاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com