English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
secondary sewers لولههای فرعی فاضلاب
Other Matches
storm water فاضلاب ناشی از بارندگی فاضلاب سطحی
sewer فاضلاب رو مجرای فاضلاب
sewers فاضلاب رو مجرای فاضلاب
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
bronchial tubes لولههای نایژ
malpighian tubes or vessels لولههای ملپیگی
ducts لولههای هوا
blow tubes لولههای دمنده
fallopian tubes لولههای رحم
guide pipes لولههای راهنما
flying lines لولههای متحرک
drop message لولههای خبر
vapor trail لولههای بخار
voice tube لولههای صدارسان
casing pipe لولههای غیرمشبک چاه
carburetor tickler پاک کننده لولههای کاربراتور
stuffing tube لولههای کانال کشی ناو
quick coupler بست سریع در لولههای ابرسانی
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
utilidor لوله حافظ سیم یا لولههای فلزی
wreckage locator دستگاه تشخیص محل ترکیدگی لولههای اب
pipe cutter اسباب ویژه قطع لولههای فلزی
barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لولههای پنجه اگزوز
water disposal فاضلاب
waste water فاضلاب
sewerage فاضلاب
sewage فاضلاب
drainage trench فاضلاب رو
collecting system شبکه فاضلاب
cesspool چاه فاضلاب
colour of waste water رنگ فاضلاب
domestic waste water فاضلاب خانگی
odour of wastewater بوی فاضلاب
sewers مجاری فاضلاب
sewers مجرای فاضلاب
sewage irrigation ابیاری فاضلاب
scuppers دهانه فاضلاب رو
scuppering دهانه فاضلاب رو
scuppered دهانه فاضلاب رو
scupper دهانه فاضلاب رو
sewer مجرای فاضلاب
sewer مجاری فاضلاب
sewer tunnel مجری فاضلاب
sewer pipe لوله فاضلاب
sewerage system شبکه فاضلاب
sewage system شبکه فاضلاب
sewage purification تصفیه فاضلاب
cesspool انباره فاضلاب
durham اتصال فاضلاب
leaching pit چاه فاضلاب
industrial wastewater فاضلاب صنعتی
drainage trench معبر فاضلاب
sewerage مجموع مجرای فاضلاب
sewers مجرای فاضلاب ساختن
sewage factor ضریب تبدیل اب به فاضلاب
storm sewer لوله فاضلاب اب باران
sewer ventilation تهویه شبکه فاضلاب
sewer مجرای فاضلاب ساختن
acidity of wastewater درجه اسیدی فاضلاب
main sewer مجرای اصلی فاضلاب
sewage works {sg} تصفیه خانه فاضلاب
acicity of wastewater درجه اسیدی فاضلاب
drainage خشک اندازی فاضلاب
waste water purification plant تصفیه خانه فاضلاب
braided الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braids الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braid الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
sewarage زهکشی مجموع مجاری فاضلاب
gathering pit گودال جمع اوری فاضلاب
street inlet دریچه ورود فاضلاب سطحی
sewerage شبکه جمع اوری فاضلاب
sewerage requipment تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
gas fitter فیتر یا مکانیکی که لولههای گاز و لوازم گاز منازل رانصب و تعمیر میکند
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
aluminum wool رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
an fitting رابطهایی برای اتصال لولههای پخدار یا قیفی شکل که دارای زاویه 73 درجه میباشند و فاصلهای بین تمام شدن دندانه ها و شروع قسمت پخدار وجود دارد
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
leaching pit چاه جذب کننده چاه فاضلاب
soakaway چاه فاضلاب چاه جذب کننده
sub dam سد فرعی
extrinsic فرعی
minor فرعی
spillover effect اثر فرعی
derivative فرعی
accessorial فرعی
lateral فرعی
second class فرعی
adjunct فرعی
petty فرعی
half deck پل فرعی
derivatives فرعی
adjuncts فرعی
branch lines خط فرعی
branch line خط فرعی
tributary فرعی
tributaries فرعی
by-effect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
secondary فرعی
inferiors فرعی
succursal فرعی
inferior فرعی
min فرعی
by فرعی
accessory فرعی
byeffect اثر فرعی
subalterns فرعی
secondary effect اثر فرعی
subaltern فرعی
subsidiary فرعی
incident فرعی
incidents فرعی
ancillary فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
subsidiaries فرعی
lay-shaft میله فرعی
incidental effect اثر فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
annexe ساختمان فرعی
incidentals اقلام فرعی
walk-on بازیگر فرعی
link road راه فرعی
byroad جاده فرعی
DIVERSION راه فرعی
lay shaft میله فرعی
extension شماره فرعی
intercardinal points جهات فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
floor jack اهرم فرعی
diverticulum جاده فرعی
coproduct محصول فرعی
derived units احاد فرعی
derived units واحدهای فرعی
secondary unit واحد فرعی
cotype نوعی فرعی
byname اسم فرعی
derived unit واحد فرعی
dixings ارایشهای فرعی
consequent pole قطب فرعی
extension telephone تلفن فرعی
episodes داستان فرعی
minor league لیگ فرعی
sub network شبکه فرعی
colonnette ستون فرعی
dog leg شاخه فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
subclass طبقه فرعی
submenu منوی فرعی
slave station ایستگاه فرعی
sideway فرعی از پهلو
sidepiece چیز فرعی
side show موضوع فرعی
side show نمایش فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
sub station پست فرعی
side effects اثرات فرعی
side dish غذاهای فرعی
subspace فضای فرعی
subinterval فاصله فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
subagency نمایندگی فرعی
subclass شعبه فرعی
sub sector بخش فرعی
subdirectory فهرست فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
subfamily خانواده فرعی
stop street خیابان فرعی
subfamily تیره فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
subgenus جنس فرعی
subgenus تیره فرعی
suborder راسته فرعی
substation ایستگاه فرعی
byway راه فرعی
byways راه فرعی
quadrantal points جهات فرعی
pseudocarp میوه فرعی
probative حقایق فرعی
accessory دعوای فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
municipal road راه فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
minor elements عناصر فرعی
minor constituent عنصر فرعی
radicle فرعی نازک
retort tar قطران فرعی
rootlet ریشه فرعی
substrate شکل فرعی
sugroup دسته فرعی
tine شاخ فرعی
secondary stress خستگی فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com