Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
bx cable
لوله ب ایکس
Other Matches
x ray
بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
intubate
لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
hosing
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate
بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
breech end
انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
muzzle burst
ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
go devil
لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
thermionic tube
لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
cannon
لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannons
لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
X-rayed
اشعه ایکس
xrays
اشعه ایکس
X chromosome
فامتن ایکس
roentgen ray
پرتو ایکس
X-ray
پرتو ایکس
X-ray
اشعه ایکس
X-rayed
پرتو ایکس
X-raying
اشعه ایکس
X-raying
پرتو ایکس
X chromosomes
فامتن ایکس
X-rays
اشعه ایکس
x rays
پرتو ایکس
x axis
محور ایکس ها
x ray
اشعه ایکس
x radiation
اشعه ایکس
x potentiometer
پتانسیومتر ایکس
x rays
اشعه ایکس
x cut
برش ایکس
blank flange
قطعه- ایکس
x band
باند- ایکس
b.x. conductor
کابل ب ایکس
x axis defelection
انحراف- ایکس
x axis
محور ایکس
x radiation
پرتو ایکس
jack ring
حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
crookes tube
لامپ اشعه ایکس
x ray microdiffraction
پراش پرتو ایکس
x ray diffraction
پراش پرتو ایکس
x y presentation
نمایش ایکس- ایگرگ
roentgen diffractometry
بلورنگاری پرتو ایکس
x y selector
سلکتور ایکس- ایگرگ
x y switch
کلید ایکس- ایگرگ
x ray apparatua
دستگاه پرتو ایکس
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
x ray tube
لامپ پرتو ایکس
x ray crystallography
بلورنگاری پرتو ایکس
nike x
موشک نایک ایکس
soft x rays
پرتو ایکس کم نفوذ
roentgenography
پرتونگاری با اشعه ایکس
hard x ray
پرتو ایکس سخت
rigatoni
رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
vas deferens
لوله خروجی بیضه لوله منی
x y recorder
دستگاه ثبات ایکس- ایگرگ
the integral from a to b of f-of-x with respect to x
انتگرال اف ایکس بین آ و ب
[ریاضی]
x axis amplifier
تقویت کننده محور ایکس
spigot
لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
oviduct
لوله رحمی لوله فالوپ
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
sockets
بست لوله دوراهی لوله
to pipeline
با خط لوله لوله کشی کردن
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
pipeline assets
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
rem
مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
back to battery
برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
x engine
موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
collimating sight
دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
angle of traverse
زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
nozzle
سر لوله اب
rouleau
لوله
tube
لوله
sequacious
لوله شو
tubes
لوله
nozzles
سر لوله اب
nose
سر لوله
noses
سر لوله
fire hose
لوله اب
bores
لوله
piped
لوله
hickey
لوله خم کن
spout
لوله
spouted
لوله
spouting
لوله
bore
لوله
roll
لوله
rolled
لوله
pipe
لوله
pipe cutter
لوله بر
clip
لوله
clipped
لوله
clippings
لوله
clips
لوله
hosing
لوله
chimneys
لوله
chimney
لوله
valves
لوله
valve
لوله
spouts
لوله
pipe line
خط لوله
stave
لوله اب
pipe layer
لوله کش
pipe fitter
لوله کش
rolls
لوله
cylinder
لوله
plumber
لوله کش
plumbers
لوله کش
pipelines
خط لوله
pipeline
خط لوله
hosepipe
لوله
cannon
لوله
cannons
لوله
duct
لوله اب
conduits
لوله
cylinders
لوله
water pipe
لوله اب
discharge head
سر لوله
hosed
لوله
blast pipe
لوله دم
conduit
لوله
drain pipe
لوله
tube cutter
لوله بر
downtake
لوله
hoses
لوله
ductile
لوله شو
hose
لوله
tubulation
لوله
blast main
لوله دم
chain pipe
لوله زنجیر
grip wrench
اچار لوله
pipe spanner
اچار لوله
cast iron pipe
لوله چدنی
axis of the bore
محور لوله
intube
در لوله گذاشتن
articulated pipe
لوله تاشو
clay pipe
لوله سفالی
lamp chimney
لوله لامپا
main pipe
لوله اصلی
gouging chisel
مغار لوله
colling water pipe
لوله اب سرد
gun barrel
لوله توپ
boring pipe
لوله حفاری
gun barrel
لوله تفنگ
blind pipe
لوله کور
bourdon tube
لوله بوردون
inductile
لوله نشو
bustle pipe
لوله حلقوی
blind pipe
لوله غیرمشبک
bleeding tube
لوله هواگیری
inductor hose
لوله رابط
interlocking pipe
لوله هم بند
subsoil pipe
لوله زهکشی
header pipe
لوله زهکشی
by pass
لوله فرعی
cable shield
لوله کابل
capillary tube
لوله موئین
capillary tube
لوله مویین
casing tube
لوله جدار
canula
لوله جراحی
earth ware
لوله سفالی
feed pipe
لوله تغذیه
down pipes
لوله ناودان
ductule
لوله کوچک
drain cock
لوله تخلیه
gage tube
لوله پیتو
discahrge pipe
لوله تخلیه
field drain pipe
لوله زهکشی
corrugated tube
لوله موجدار
exhaust pipe
لوله خروجی
drain pipe
لوله زهکشی
drying tube
لوله نمگیر
earthenware pipe
لوله سفالین
education pipe
لوله تخلیه
electric lead pipe
لوله برکمن
electron tube
لوله الکترون
drawtube
لوله دوربین
end plug
درپوش لوله
enteron
لوله هاضمه
coppering
مس گیری لوله
copper tube
لوله مسی
gas line
لوله گاز
glass tube
لوله شیشهای
conduit wire
لوله برگمن
rodding a conduit
فنرگذرانی از لوله
glazed ware pipe
لوله لعابدار
conduit rodding
فنرگذرانی از لوله
concrete pipe
لوله سیمانی
concrete pipe
لوله بتنی
gauge tube
لوله پیتو
connecting tube
لوله رابط
foam inlet tube
لوله ورودی کف
copper pipe
لوله مسی
flexible pipe
لوله خرطومی
flexible pipe
لوله تاشو
flue pipe
لوله دودکش
flume
لوله اب خم شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com