English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
speaking tube لوله مخصوص مکالمه بین دواتاق
Other Matches
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
go devil لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
two way telephone equipment تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
snorkels لوله مخصوص تنفس در زیر اب
snorkel لوله مخصوص تنفس در زیر اب
bull dog wrench اچار مخصوص لوله گاز
schnorkel لوله مخصوص تنفس در زیر اب
culvert لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
culverts لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
purge valve لوله مخصوص بیرون فرستادن اب از ماسک بافشار هوای بینی
back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
intubate لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
palaver مکالمه
parlance مکالمه
colloquia مکالمه
parle مکالمه
colloquium مکالمه
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
dialogist مکالمه نویس
sign languages مکالمه با اشاره
parleys مکالمه کردن
crosstalk مکالمه متقابل
conversation مکالمه محاوره
parleying مکالمه کردن
parleyed مکالمه کردن
frequency of calls تراکم مکالمه
conversations مکالمه محاوره
sign language مکالمه با اشاره
through call مکالمه مستقیم
radiotelephony مکالمه با بی سیم
parley مکالمه کردن
telephone conversation مکالمه تلفنی
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
push to talk کلید مکالمه تلفنی
radiotelephony مکالمه رادیو تلفنی
chargeable call مکالمه قابل پرداخت
duplex telephony مکالمه تلفنی دو طرفه
telephone modal distance مسافت مکالمه تلفنی
emergency call خبر یا مکالمه اضطراری
radio dicipline انضباط مکالمه بی سیم
international call مکالمه بین المللی
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
trunk call مکالمه مشترکین از طریق ترانک
fixed time call مکالمه در زمان معین و ثابت
trunk calls مکالمه مشترکین از طریق ترانک
rigatoni رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
uncommunicative بی علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر
ring off قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
procedure word کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
interphone سیستم تلفن یا مکالمه داخلی یک جنگ افزار
I'm putting you through now. شما را الان وصل میکنم. [در مکالمه تلفنی]
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
interrogator responder دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
spigot لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
sockets بست لوله دوراهی لوله
oviduct لوله رحمی لوله فالوپ
to pipeline با خط لوله لوله کشی کردن
Their eyes met. آنها به هم زل زدند. [همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
dialectic روش مبتنی بر مباحثه و مکالمه روشی است که فلاسفهای نظیر سقراط
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
cannon لوله
spouting لوله
blast pipe لوله دم
noses سر لوله
nose سر لوله
hickey لوله خم کن
blast main لوله دم
rouleau لوله
clip لوله
tube cutter لوله بر
pipe line خط لوله
clips لوله
clippings لوله
clipped لوله
sequacious لوله شو
duct لوله اب
spouts لوله
cannons لوله
hose لوله
hosing لوله
tube لوله
roll لوله
hosed لوله
tubes لوله
ductile لوله شو
rolls لوله
rolled لوله
valve لوله
valves لوله
hoses لوله
chimney لوله
chimneys لوله
water pipe لوله اب
plumbers لوله کش
pipeline خط لوله
bore لوله
fire hose لوله اب
downtake لوله
cylinders لوله
discharge head سر لوله
bores لوله
hosepipe لوله
pipelines خط لوله
pipe layer لوله کش
drain pipe لوله
piped لوله
conduit لوله
spout لوله
pipe fitter لوله کش
nozzles سر لوله اب
spouted لوله
nozzle سر لوله اب
tubulation لوله
stave لوله اب
cylinder لوله
pipe cutter لوله بر
plumber لوله کش
pipe لوله
conduits لوله
tube لوله دارکردن
pipe fitter لوله نصب کن
pipe fitting لوله کشی
pipe clip گیره لوله
tubular لوله دار
nozzle لوله خرطومی
pipe wrench لوله گیر
nozzles لوله خرطومی
pipe cutter لوله قطع کن
exhaust لوله اگزوز
lamp chimney لوله لامپا
monkey wrench اچار لوله
flange پیوند لوله
exhausts لوله اگزوز
observation pipe لوله پیزومتر
flanges پیوند لوله
plumbing work لوله کشی
petrol pipe لوله بنزین
capillary tube لوله موئین
oil p لوله نفت
cable shield لوله کابل
pipe connection اتصال لوله
oil pipeline لوله نفت
overflow pipe لوله سرریز
casing tube لوله جدار
metal conduit لوله حفاظ
mains water لوله اب اصلی
by pass لوله فرعی
pipe vice لوله گیر
pipe bending device لوله خمکن
pipe tongs لوله گیر
pipe straightner لوله راستکن
pipage لوله کشی
cast iron pipe لوله چدنی
pipe laying لوله کشی
pipe reticulation لوله کشی
canula لوله جراحی
pezometer tube لوله پیزومتری
main pipe لوله اصلی
main sewer لوله اصلی
pezometer tube لوله فشارسنج
capillary tube لوله مویین
ductule لوله کوچک
muzzles دهانه لوله
feed pipe لوله تغذیه
windpipe لوله هوا
windpipes لوله هوا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com