English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English Persian
light engineh لوکوموتیو بی قطار
Other Matches
to limber up پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up a gun carriage پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
iron horse لوکوموتیو
locomotive متحرک لوکوموتیو
locomotives متحرک لوکوموتیو
chugged صدای لوکوموتیو
chugging صدای لوکوموتیو
jenny جراثقال لوکوموتیو
engine house جایگاه لوکوموتیو
chugs صدای لوکوموتیو
chug صدای لوکوموتیو
locomotive frame drilling machine دستگاه مته چارچوب لوکوموتیو
brake rigging اتصالات ترمز لوکوموتیو تقویت کنندههای ترمزلوکوموتیو
multigage قطار راه اهن چند ریله قطار چند ریله
colleague هم قطار
colleagues هم قطار
conpanion هم قطار
tandem قطار
tandems قطار
compeer هم قطار
rowed قطار
string قطار
train قطار
row قطار
filed قطار
file قطار
trains قطار
rows قطار
trained قطار
locomotive engineer [American E] راننده قطار
The train ran off the rails. قطار از خط خارج شد
railway station ایستگاه قطار
freight train قطار باری
wagon master رئیس قطار
wave train قطار موج
pulse train قطار تپشها
sleeping carriage خوابگاه قطار
freight trains قطار باری
train of waves قطار موج
When does the train arrive? قطار کی می رسد؟
train ride گردش با قطار
railroad engineer [American E] راننده قطار
train operator [American E] راننده قطار
locomotive operator [British E] راننده قطار
locomotive driver [British E] راننده قطار
train driver راننده قطار
ranked قطار رشته
train پیش قطار
trained پیش قطار
trains پیش قطار
electric train قطار برقی
ranks قطار رشته
goods train قطار باربری
goods trains قطار باربری
cross belt قطار حمایل
rank قطار رشته
prime mover پیش قطار
prime movers پیش قطار
primers پیش قطار
error burst قطار خطاها
i lost the train به قطار نرسیدم
rows قطار راسته
row قطار راسته
truck واگن قطار
in a row قطار شده
trucked واگن قطار
rowed قطار راسته
trucking واگن قطار
trucks واگن قطار
primer پیش قطار
buffer-bar [railway] ضرب خور [قطار]
for تحویل روی قطار
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
buggie پیش قطار توپ
caboose اطاق کارگران قطار
train journey from ... over ... to ... مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
tram [British E] قطار برقی خیابان
dining car واگن رستوران قطار
dining cars واگن رستوران قطار
goods train قطار حمل کالا
goods trains قطار حمل کالا
intercity train قطار بین شهری
the train runs without a stop قطار بدون ایست
a thorugh train قطار بدون توقف
streamliner قطار سریع وشیک
time bill برنامه حرکت قطار
i lost the train قطار را از دست دادم
parlor car سالن استراحت قطار
When wI'll the train arrive ? چه وقت قطار می آید ؟
When does the train [bus] to ... depart? قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
The train came in on time . قطار به موقع رسید ( سروقت )
What time does the train arrive in London? چه وقت قطار به لندن می رسد؟
container قطار و کشتی بکاربرده میشود
containers قطار و کشتی بکاربرده میشود
We rushed ( hurried ) back to the train station. با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
free on rail تحویل کالا روی قطار
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
intercity train قطار بین شهری با توقف
lounge car قطار دارای سالن استراحت وتفریح
slip carriage واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
boat train [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
Is there a train to the airport? آیا برای فرودگاه قطار هست؟
Do I have to change trains? آیا باید قطار عوض کنم؟
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
Does the train stop in London? آیا قطار در لندن توقف دارد؟
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
limber عراده را به عقب توپ بستن پیش قطار
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
What platform does the train to York leave from? قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
What platform does the train from York arrive at? قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
freight lighter قطار سریع السیر جهت حمل کانتینر
I missed the connection. من اتوبوس [قطار هواپیمای] رابط را از دست دادم.
Is this the train to Liverpool? آیا این قطار شهر لیورپول است؟
rail capacity حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
convention international de merchandies عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
switches روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
Is there enough time to change trains? آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
You have to change at London. شما باید در لندن قطار تان را عوض کنید.
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
switch روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
When is the last train to Oxford? چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
switched روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
ferrybridge کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
To alight from a bus(tarin,car). پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
streamliner قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
drawbar میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
highball یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
demurrage هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
get off <idiom> پایین آمدن یا بیرون آمدن از (اتوبوس ،قطار)
cross belt کمربند حمایل قطار حمایل فشنگ
detrain از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
towbar اهرم یدک کش اهرم پیش قطار
trainable تربیت شدنی قطار شدنی
freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com