English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (2 milliseconds)
English Persian
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
Other Matches
presswork کار مطبوعاتی
press attache وابسته مطبوعاتی
pressman مخبر مطبوعاتی
press campaign مبارزه مطبوعاتی
press releases مطلب مطبوعاتی
press release مطلب مطبوعاتی
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
pressmen مخبر مطبوعاتی
press conference مصاحبه مطبوعاتی
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
news conference مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
news conferences مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
stationed جایگاه
positioned جایگاه
limb top جایگاه
cabin جایگاه
position جایگاه
station جایگاه
place جایگاه
places جایگاه
stations جایگاه
houses جایگاه جا
housed جایگاه جا
placing جایگاه
toll house جایگاه
house جایگاه جا
hibernaculum جایگاه زمستانی
home range جایگاه حیوانات
flash house جایگاه دزدان
site plan نقشه جایگاه
telephone station جایگاه تلفن
booths جایگاه رژه
booth جایگاه رژه
seat جایگاه نشاندن
seated جایگاه نشاندن
engine house جایگاه لوکوموتیو
parking place جایگاه توقف
ordinal position جایگاه ترتیبی
picture theatre جایگاه سینما
banstand جایگاه ارکست
picturedrome جایگاه سینما
grandstands جایگاه سرپوشیده
lattice site جایگاه شبکه
grandstand جایگاه سرپوشیده
pumping ststion جایگاه تلمبه
picture palace جایگاه سینما
seats جایگاه نشاندن
stall لژ جایگاه ویژه
gallery جایگاه تماشاگران
galleries جایگاه تماشاگران
stands جایگاه تماشاگران
stalling لژ جایگاه ویژه
band-stand جایگاه ارکستر
sanctuaries جایگاه مقدس
sanctuary جایگاه مقدس
scene of destruction جایگاه خرابیها
expanse of rubble جایگاه خرابیها
expanse of ruins جایگاه خرابیها
operating room جایگاه عمل
operating rooms جایگاه عمل
malt house جایگاه مالت سازی
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
stand one's ground <idiom> حمایت از جایگاه شخص
swinery پرورشگاه یا جایگاه خوکان
stone work جایگاه سنگ تراشی
sail loft جایگاه بادبان سازی
sanctum قدس جایگاه مقدس
far turn پیچ سمت جایگاه
menagerie جایگاه دام ودد
lay-bys جایگاه ایست ایستگاه
lay-by جایگاه ایست ایستگاه
lay by جایگاه ایست ایستگاه
news stand جایگاه فروش روزنامه
oarlock جایگاه فلزی پارو
podiums بالکن جایگاه مخصوص
podium بالکن جایگاه مخصوص
news-stands جایگاه فروش روزنامه
news-stand جایگاه فروش روزنامه
dock جایگاه متهم در دادگاه
docked جایگاه متهم در دادگاه
menageries جایگاه دام ودد
docks جایگاه متهم در دادگاه
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
fire post جایگاه اتش نشانی
bars جایگاه متهمین در دادگاه
stand جایگاه گواه در دادگاه
dram shop جایگاه نوشابه فروشی
platform کف راه جایگاه خطابه
platforms کف راه جایگاه خطابه
bar جایگاه متهمین در دادگاه
location جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
locations جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
choir-loft [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
orchestra دسته نوازندگان جایگاه ارکست
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
orchestras دسته نوازندگان جایگاه ارکست
perches جایگاه بلند جای امن
perched جایگاه بلند جای امن
perching جایگاه بلند جای امن
witness box جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
perch جایگاه بلند جای امن
haras جایگاه تخم کشی اسب
witness box جایگاه شهود گواه جای
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
lubritorium جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
fore [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
antechoir جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
tap room جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
porter house جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
Pay attention to the house rules [hazard statements] . توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
clubhouses ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
clubhouse ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
grandstand جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstands جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
iconostasis [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
choir-rail [ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
feretory تابوت یاصندوق اثارمقدس جایگاه اثارمقدس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com