English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (8 milliseconds)
English Persian
macule لکه خورشید
Search result with all words
sunlight نور خورشید
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
corona خرمن خورشید
coronas خرمن خورشید
sun خورشید
sunned خورشید
sunning خورشید
suns خورشید
noise استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noises استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
gossamer لعاب خورشید لعاب عنکبوت
sail سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailings سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
helium گاز خورشید
titan خدای خورشید
titans خدای خورشید
supernova ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovae ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovas ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
actinogram ثبت تغییرات نیروی اشعهء خورشید
actinograph دستگاهی که تغییرات نیروی اشعهء خورشید را ثبت میکند
actinometer پرتوسنج خورشید
actinometre پرتوسنج خورشید
air thread لعاب خورشید
anthelion هاله رو به روی خورشید
aureola هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
aureole هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
autumnal equinox نقطه عبور خورشید ازاستوای نجومی در اول پاییز
chromatosphere هاله سرخ خورشید
coronal هاله خورشید وغیره
coronel هاله خورشید وغیره
d. of the sun انحراف خورشید
day star خورشید
daystar خورشید
declination میل خورشید
eclipse of the sun خورشید گرفتگی
first light اولین طلیعه خورشید
flocculus دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
gossamery لعاب خورشید پارچه بسیارنازک
helical ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
heliocentric دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
heliometer خورشید سنج
heliometer الت پیمایش قطر خورشید
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
helios دارگونه خورشید خورشیدخدا
hill shading سایه زدن ارتفاعات و تپه هاروی نقشه رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور خورشید
hour angle زاویه ساعتی خورشید
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
midnight sun خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
mock sun عکس خورشید
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
opposition jupiter to the sun تقابل بر جیس با خورشید
parheliacal مانند عکس خورشید
parhelic وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
parhelion خورشید کاذب
parhelion عکس خورشید
perihelion حضیض خورشید
perihelion نزدیکترین نقطه مدار به خورشید
phoebus خورشید
photoheliograph دوربین مخصوص عکسبرداری از خورشید
pyrheliometer گرماسنج ونیرو سنج خورشید
reversing layer لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
samson اهل خورشید
snowblink انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
sol خورشید
sol الهه خورشید
solar eclipse گرفت خورشید
solar flare تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
solunar حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
spectroheliogram تصویر یک رنگ طیف نمای خورشید
spectroheliograph تصویریک رنگ طیف نمای خورشید
spectrohelioscope طیف بین خورشید
sun's disk قرص خورشید
sunglow فلق و شفق خورشید
sunspot لکه روی خورشید
the greater lumen خورشید
the setting of the sun غروب کردن خورشید
white out انحراف افق به علت انعکاس نور خورشید روی برف خطای تشخیص محل افق
The earth moves round the sun. زمین دوز خورشید می چرخد
The earth moves round the sun . زمین بدور خورشید می گردد
Plants store up the sun's energy. گیاهان انرژی خورشید را ذخیره میکنند.
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
apolline [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
camera lucida [ابزاری که نور خورشید را بوسیله منشور منعکس می کند.]
to screen one's eyes from the sun از چشمهای خود از خورشید محافظت کردن
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com