English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (7 milliseconds)
English Persian
smutch لکه کثیف
Search result with all words
impure کثیف ناصاف
slum محله کثیف
slums محله کثیف
sloppily کثیف
sloppy کثیف
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
lousy کثیف
splodge کثیف کردن
splodges کثیف کردن
filthier کثیف
filthiest کثیف
filthy کثیف
ragamuffin ادم کثیف و بی سر وپا
ragamuffins ادم کثیف و بی سر وپا
bedraggled کثیف
messy کثیف شلوغ
squalid کثیف
soil کثیف کردن
soiling کثیف کردن
soils کثیف کردن
amiss بد کثیف
sculleries جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
scullery جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
sludge جای کثیف ولجن الود
sludge کثیف شدن
contaminate الوده یا کثیف کردن
contaminated الوده یا کثیف کردن
contaminates الوده یا کثیف کردن
contaminating الوده یا کثیف کردن
dirtied کثیف
dirtied کثیف کردن
dirtier کثیف
dirtier کثیف کردن
dirties کثیف
dirties کثیف کردن
dirtiest کثیف
dirtiest کثیف کردن
dirty کثیف
dirty کثیف کردن
dirtying کثیف
dirtying کثیف کردن
sump استخراب کثیف
sumps استخراب کثیف
grubbier کثیف شلخته
grubbiest کثیف شلخته
grubby کثیف شلخته
establish 1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
establishes 1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
establishing 1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
slop ادم کثیف
slopped ادم کثیف
slopping ادم کثیف
nastier کثیف
nasties کثیف
nastiest کثیف
nasty کثیف
mucky کثیف
snotty کثیف
pigsties جای کثیف
pigsty جای کثیف
pigpen جای کثیف
pigpens جای کثیف
piggeries جای کثیف
piggery جای کثیف
grimy کثیف
smoochy کثیف
bugger کثیف وفاسد
buggering کثیف وفاسد
buggers کثیف وفاسد
slob ادم نامرتب وکثیف ادم کثیف وژولیده
slobs ادم نامرتب وکثیف ادم کثیف وژولیده
sordid کثیف دون
bedrabbled کثیف
bedraggle کثیف کردن
befoul کثیف کردن الوده کردن
bemire کثیف کردن
besmear کثیف کردن
dauby کثیف
draggle tail دارای دامن کثیف والوده
draggy کثیف
grimily بطور سیاه و کثیف
in mourning کثیف سیاه
mussy کثیف
piggy wiggy بچه کثیف
scabbiness کثیف
scabione کثیف
scabious کثیف
scall سعفه کثیف
slub کثیف کردن
slubber کثیف کردن
slummer ساکن محلات کثیف
smeary کثیف
smutch کثیف کردن
soapless کثیف
wild and woolly کثیف
grotty ارزان و کثیف
litterbug آدم کثیف وآشغال پاش
litterbugs آدم کثیف وآشغال پاش
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool). خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
How dirty the house is ! چقدر خانه کثیف است
Other Matches
to [make] muddy کثیف کردن
off-color <idiom> بد مزه ،کثیف ،بیادب
patina [جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com