Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
waiting list
لیست انتظار
waiting lists
لیست انتظار
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness.
نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
moderated list
لیست پستی که تمام موضوعات آن پیش از ارسال به کاربران لیست خوانده میشود
attends
انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending
انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend
انتظار کشیدن انتظار داشتن
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
holding position
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
unmoderated list
لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
waiting position
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
push up list
لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
circular list
لیست مدور لیست حلقوی
stacked
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
dictionaries
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
anticipation
انتظار
expectancy
انتظار
expectation
انتظار
expectantly
با انتظار
prospect
انتظار
expectations
انتظار
prospects
انتظار
expectance
انتظار
prospected
انتظار
prospecting
انتظار
ready line
خط انتظار
waiting-room
اطاق انتظار
waiting-rooms
اطاق انتظار
expectative
مورد انتظار
rendezvous area
موضع انتظار
waiting-room
اتاق انتظار
redezvous
محل انتظار
to my great surprise
برخلاف انتظار من
waiting room
اطاق انتظار
waiting time
زمان انتظار
reception room
اتاق انتظار
reception rooms
اتاق انتظار
wait time
زمان انتظار
wait state
حالت انتظار
wait state
وضعیت انتظار
to look forward to
انتظار داشتن
anticipatory
در حال انتظار
in the cards
<idiom>
انتظار داشتن
beyond the pale
<idiom>
دوراز انتظار
probable
<adj.>
انتظار می رود
expectancy chart
نمودار انتظار
ante-chamber
اتاق انتظار
error of expectation
خطای انتظار
standby
حالت انتظار
ante-rooms
اطاق انتظار
anteroom
اطاق انتظار
aspiration level
سطح انتظار
anticipative
درحالت انتظار
anticipated
<adj.>
انتظار می رود
estimated
<adj.>
انتظار می رود
expected
<adj.>
انتظار می رود
presumable
<adj.>
انتظار می رود
lobbies
سالن انتظار
lobbied
سالن انتظار
expectancy table
جدول انتظار
anterooms
اطاق انتظار
in prospect
انتظار داشته
lobby
سالن انتظار
inopinate
انتظار نداشته
half pay
حق انتظار خدمت
bide
در انتظار ماندن
cooling period
زمان انتظار
in prospective
انتظار داشته
standbys
حالت انتظار
sales expectations
فروش مورد انتظار
likly
انتظار داشتنی مناسب
look forward
انتظار چیزی را داشتن
intended saving
پس انداز مورد انتظار
means end expectation
انتظار وسیله- هدف
anticipated inflation
تورم مورد انتظار
expected frequency
فراوانی مورد انتظار
expected price
قیمت مورد انتظار
expected value
ارزش مورد انتظار
nonpay status
حالت انتظار خدمتی
beyond one's expectation
مافوق انتظار کسی
anticipated profit
سود مورد انتظار
on deck
در انتظار نوبت شنا
anticipated price
قیمت مورد انتظار
point spread
امتیاز قابل انتظار
tempo stroll variation
واریاسیون صبر و انتظار
one anxious week of waiting
یک هفته انتظار با نگرانی
to look forward to something
انتظار چیزی را داشتن
in prospect
مورد انتظار
[در برنامه ]
suit up
ذخیره در انتظار بازی
awaited
منتظر شدن انتظار داشتن
await
منتظر شدن انتظار داشتن
hold forth
پیشنهاد کردن انتظار داشتن
awaiting
منتظر شدن انتظار داشتن
fractional antedating goal response
خرده پاسخ انتظار هدف
promises
نوید انتظار وعده دادن
promise
نوید انتظار وعده دادن
intended investment
سرمایه گذاری مورد انتظار
par for the course
<idiom>
تنها چیزیکه انتظار داشته
expect
انتظار داشتن منتظر بودن
expected
انتظار داشتن منتظر بودن
expecting
انتظار داشتن منتظر بودن
to have arrived
[expected moment]
رسیدن
[به زمان انتظار رفته]
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
waits
انتظار کشیدن معطل شدن
waited
انتظار کشیدن معطل شدن
wait
انتظار کشیدن معطل شدن
speculating
انتظار سودو زیاد داشتن
speculates
انتظار سودو زیاد داشتن
speculated
انتظار سودو زیاد داشتن
speculate
انتظار سودو زیاد داشتن
expects
انتظار داشتن منتظر بودن
awaiting aircraft availability
زمان انتظار درخط تعمیر
profiteers
فردیکه انتظار سودزیاد دارد
product life expectancy
عمر مورد انتظار محصول
profiteer
فردیکه انتظار سودزیاد دارد
awaits
منتظر شدن انتظار داشتن
envisaged
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
central tendency
احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
I look forward to receiving your reply.
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
a further 50 are in prospect
۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
queuing theory
نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
envisages
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaging
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
cabstand
[American E]
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
taxi rank
[British E]
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
taxi stand
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
deliver the goods
<idiom>
موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
lounger
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
ready cap
حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth.
لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
get away with murder
<idiom>
انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
table
لیست
tabling
لیست
tabled
لیست
tables
لیست
list
لیست
listing
لیست گیری
listings
لیست گیری
sequential list
لیست ترتیبی
target list
لیست اماجها
trig list
لیست مثلثاتی
target list
لیست هدفها
payroll
لیست حقوق
roll of honour
لیست افتخار
list
لیست گرفتن
sublist
زیر لیست
black list
لیست سیاه
two way list
لیست دو طرفه
chained list
لیست زنجیرهای
chained list
لیست زنجیری
check lists
لیست مرجع
circular list
لیست دایرهای
dense list
لیست متراکم
source listing
لیست منبع
symmetric list
لیست متقارن
actions
لیست امکانات
register
لیست یا فهرست
linear list
لیست خطی
linked list
لیست پیوندی
pay roll
لیست حقوق
load manifest
لیست بارها
list structure
ساختار لیست
money list
لیست حقوق
wage bill
لیست حقوق
rolls of honour
لیست افتخار
linked list
لیست پیوسته
list processing
پردازش لیست
list of targets
لیست اماجها
list of targets
لیست هدفها
inventory
لیست موجودی
list processing
لیست پردازی
action
لیست امکانات
promotion list
لیست ترفیعات
program listing
لیست برنامه
price list
لیست قیمت
registering
لیست یا فهرست
registers
لیست یا فهرست
parts list
لیست قطعات
parts list
لیست اجزاء
immediate
پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
mailing list program
برنامه لیست پستی
military pay order
لیست حقوقی پرسنل
musters
لیست اسامی فراخواندن
muster
لیست اسامی فراخواندن
subscripted list
لیست زیرنویس دار
mustered
لیست اسامی فراخواندن
list processing langauge
زبان لیست پردازی
mustering
لیست اسامی فراخواندن
authorized parts list
لیست قطعات مجاز
double linked list
لیست پیوندی مضاعف
list processing langauge
زبانهای پردازش لیست
pay records
پرونده لیست حقوق
pay order
لیست پرداخت حقوق
pushup list
لیست بالا فشردنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com