Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
excess listing
لیست وسایل انفرادی مازاد
Other Matches
excess listing
لیست اقلام مازاد
individual reserves
وسایل ذخیره انفرادی
individual reserves
وسایل ضروری انفرادی که با نفرحمل میشود
spoin bank
محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
manifests
فهرست بارها لیست وسایل
manifesting
فهرست بارها لیست وسایل
manifested
فهرست بارها لیست وسایل
manifest
فهرست بارها لیست وسایل
priorities
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
priority
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
troop space
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
moderated list
لیست پستی که تمام موضوعات آن پیش از ارسال به کاربران لیست خوانده میشود
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
unmoderated list
لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
push up list
لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
circular list
لیست مدور لیست حلقوی
stack
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
beach gear
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
cpu
سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
prevention of stripping
ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
tackles
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
mounting
وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
recovering
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovers
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
excess property
وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
dictionaries
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
channeling
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
map
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
maps
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
single
انفرادی
individuals
انفرادی
individual
انفرادی
single life
انفرادی
singularity
انفرادی
bios
توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
service test
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
surpluses
مازاد
rejcet
مازاد
excess
مازاد
spoils
مازاد
spoil
مازاد
spoiled
مازاد
spoiling
مازاد
excesses
مازاد
salvage
مازاد
surplus
مازاد
salvages
مازاد
residual
مازاد
salvaged
مازاد
salvaging
مازاد
surcharge water
اب مازاد
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
individual tests
ازمونهای انفرادی
individual aquipment
تجهیزات انفرادی
cell
زندان انفرادی
bullword
کمربندحفافتی انفرادی
individualism
حالت انفرادی
cells
زندان انفرادی
solitary confinement
زندان انفرادی
singles
مسابقه انفرادی
spades
بیل انفرادی
sporadic
پراکنده انفرادی
sporadically
پراکنده انفرادی
solitany confinment
حبس انفرادی
slit trench
سنگر انفرادی
spade
بیل انفرادی
single tax
مالیات انفرادی
close confinement
حبس انفرادی
several covenants
تعهدات انفرادی
close confinement
زندان انفرادی
individualized instruction
اموزش انفرادی
social surplus
مازاد اجتماعی
sellers surplus
مازاد فروشنده
remainder
مابقی مازاد
surplus gas
گاز مازاد
redundant
مازاد بر احتیاج
spoin bank
انبار مازاد
excesses
اضافه مازاد
excess reserves
اندوختههای مازاد
excess stock
موجودی مازاد
excess
اضافه مازاد
farm surplus
مازاد کشاورزی
export surplus
مازاد صادرات
overproduction
تولید مازاد
spares
اقلام مازاد
budget surplus
مازاد بودجه
residue of the state
مازاد ترکه
surplus production
مازاد تولید
superimposed
مازاد بر احتیاج
residual variance
پراکنش مازاد
basic surplus
مازاد اساسی
system overhead
مازاد سیستم
residual matrix
ماتریس مازاد
excess demand
درخواست مازاد
surplus water
ابهای مازاد
economic surplus
مازاد اقتصادی
surplus stock
موجودی مازاد
dispersal lays
محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
computation of replacement factors
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
plays
شرکت درمسابقه انفرادی
played
شرکت درمسابقه انفرادی
personal error
خطاهای انفرادی افراد
single tax
مالیات بر درامد انفرادی
play
شرکت درمسابقه انفرادی
playing
شرکت درمسابقه انفرادی
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
solo
تک خوانی بطور انفرادی
solos
تک خوانی بطور انفرادی
advanced individual training
اموزش تکمیلی انفرادی
advance individual training
آموزش تکمیلی انفرادی
excess capacity theory
نظریه مازاد فرفیت
back titration
تیتر کردن مازاد
import surcharge
حقوق واردات مازاد
surplus energy theory
نظریه انرژی مازاد
surpluses
اقلام اضافی و مازاد
trade balance surplus
مازاد تراز تجاری
producer surplus
مازاد تولید کننده
tail drain
نهرچه ابهای مازاد
surplus
اقلام اضافی و مازاد
under arms
مجهز باسلحه سبک و انفرادی
several
انفرادی مربوط به خود چند تن
red concept
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
surplus
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
excess demand
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
property disposition
از بین بردن اقلام مازاد
excess demand inflation
تورم ناشی از مازاد تقاضا
surpluses
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
cryptoancillary equipment
وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
pioneer tools
وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
landing aids
وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
pickets
کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
golf
بازی بصورت انفرادی یا دونفره یا چهارنفره
picketed
کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
picket
کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
vent for surplus theory of trade
نظریه تجارت "درباره استفاده از مازاد "
the system of
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
foursomes
مسابقه انفرادی بین چهار نفر در گلف
administrative segregation
زندانی کردن به طور انفرادی تفکیک اداری
foursome
مسابقه انفرادی بین چهار نفر در گلف
autecology
مبحث شناسایی محیط زندگی انفرادی موجودات
deficit
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
deficits
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
trigraph
حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
pursuit
مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
severalty
مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
pursuits
مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
Grand Prix
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grands Prix
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
cut and cover shelter
سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
basic issue items
وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
kits
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
mercantilists
مرکانتیلیست ها اقتصاددانانی که معتقد بودندرفاه اقتصادی یک کشور دراثر بوجود امدن مازاد در ترازپرداختها و تراکم طلا وسایرفلزات گرانقیمت افزایش می یابد
army classification battery test
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
tabling
لیست
tabled
لیست
table
لیست
list
لیست
tables
لیست
fives
هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
linked list
لیست پیوندی
linked list
لیست پیوسته
target list
لیست اماجها
linear list
لیست خطی
waiting lists
لیست انتظار
dense list
لیست متراکم
list
لیست گرفتن
wage bill
لیست حقوق
roll of honour
لیست افتخار
rolls of honour
لیست افتخار
trig list
لیست مثلثاتی
circular list
لیست دایرهای
two way list
لیست دو طرفه
waiting list
لیست انتظار
list of targets
لیست اماجها
actions
لیست امکانات
registers
لیست یا فهرست
action
لیست امکانات
money list
لیست حقوق
pay roll
لیست حقوق
sequential list
لیست ترتیبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com