Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (7 milliseconds)
English
Persian
y matrix
ماتریس ایگرگ
Other Matches
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
y axis
محور ایگرگ ها
y deflection
انحراف ایگرگ
y potentiometer
پتانسیومتر- ایگرگ
y position
حالت- ایگرگ
y axis
محور ایگرگ
y cut
برش ایگرگ
y channel
کانال ایگرگ
x y switch
کلید ایکس- ایگرگ
r y signal
پیام روشنایی ار ایگرگ
g y signal
پیام روشنایی جی ایگرگ
x y presentation
نمایش ایکس- ایگرگ
Y'
مشتق ایگرگ
[ریاضی]
b y signal b y
پیام روشنایی ب- ایگرگ
x y selector
سلکتور ایکس- ایگرگ
Y prime
مشتق ایگرگ
[ریاضی]
Y prime
ایگرگ پریم
[ریاضی]
Y'
ایگرگ پریم
[ریاضی]
y axis amplifier
تقویت کننده محور ایگرگ
x y recorder
دستگاه ثبات ایکس- ایگرگ
y parameter
پارامتر چهار قطبی ایگرگ
die
ماتریس
matrix
ماتریس
lattice matrix
ماتریس
matrixes
ماتریس
z matrix
ماتریس "زد"
residual matrix
ماتریس مازاد
square matrix
ماتریس مربعی
unit matrix
ماتریس واحد
order of matrix
مرتبه ماتریس
null matrix
ماتریس صفر
null matrix
ماتریس تهی
nonsingular matrix
ماتریس ناتکین
scalar
ماتریس یک عنصری
singular matrix
ماتریس منفرد
matrix
ماتریس
[ریاضی]
core matrix
ماتریس چنبرهای
triangular matrix
ماتریس مثلثی
transpose matrix
ماتریس برگردان
symmetric matrix
ماتریس متقارن
square matrix
ماتریس مربع
singular matrix
ماتریس تکین
singular matrix
ماتریس ویژه
nonsingular matrix
ماتریس عادی
boolean matrix
ماتریس بولی
drawing die
ماتریس کششی
impedance matrix
ماتریس امپدانس
identity matrix
ماتریس واحد
factor matrix
ماتریس عاملی
dot matrix
ماتریس نقطهای
diagonal matrix
ماتریس قطری
correlation matrix
ماتریس همبستگی
incidence matrix
ماتریس تلاقی
matrix algebra
جبر ماتریس
leontief matrix
ماتریس لئونتیف
invert matrix
ماتریس معکوس
nonsingular matrix
ماتریس ناویژه
inverse matrix
ماتریس عکس
minor of matrix
کهاد ماتریس
matrixes
جای پیدایش ماتریس
unit matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
identity matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
invertible matrix
ماتریس وارون
[ریاضی]
matrix multiplication
ضرب ماتریس
[ریاضی]
triangular matrix
ماتریس مثلثی
[ریاضی]
adjunct matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
Jacobi matrix
ماتریس ژاکوبی
[ریاضی]
adjoint matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
square matrix
ماتریس مربعی
[ریاضی]
the transpose of a matrix
ترانهاده یک ماتریس
[ریاضی]
impluse response matrix
ماتریس انتقال ضربه
singular matrix
ماتریس غیر عادی
impedance matrix
ماتریس مقاومت فاهری
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
dot matrix character
کاراکتر ماتریس نقطهای
matrix
جای پیدایش ماتریس
dot matrix printers
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers
چاپگر یا ماتریس نقطهای
nonsingular matrix
ماتریس غیر منفرد
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
semidefinite matrix
ماتریس نیمه معین
magnetic matrix memory
حافظه ماتریس مغناطیسی
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
multivariable multimethod matrix
ماتریس چند متغیری- چندروشی
lower triangular matrix
ماتریس پایین مثلثی
[ریاضی]
upper triangular matrix
ماتریس بالا مثلثی
[ریاضی]
the main diagonal of a matrix
قطر اصلی یک ماتریس
[ریاضی]
element
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
elements
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
payoff matrix
ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
scalar
مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
row
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rowed
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rows
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
transpose matrix
ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
bit image
[مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
leontief matrix
اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grid
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com