Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English
Persian
nonsingular matrix
ماتریس غیر منفرد
Search result with all words
singular matrix
ماتریس منفرد
Other Matches
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
solitaire
منفرد
solitaires
منفرد
singular
منفرد
single
منفرد
unattached
منفرد
isolated footings
شالودههای منفرد
isolate
منفرد کردن
isolating
منفرد کردن
individualization
منفرد سازی
singular point
نقطه منفرد
odd electron
الکترون منفرد
single unit
یکان منفرد
sole arbitrator
داور منفرد
single shot
گلوله منفرد
isolates
منفرد کردن
individual units
یکانهای منفرد یا مجزا
single in line memory module
مجموعه حافظه افزودنی منفرد
isolated pawn
پیاده ایزوله یا منفرد شطرنج
simm
مجموعه حافظه افزودنی منفرد
zoon
هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
individualises
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizing
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizes
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualized
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualize
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualised
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualising
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
apostrophe
درجمع بستن اعداد یا حروف منفرد مثل s"S و s"7
apostrophes
درجمع بستن اعداد یا حروف منفرد مثل s"S و s"7
haplosis
تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
dot pitch
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
lattice matrix
ماتریس
matrixes
ماتریس
matrix
ماتریس
die
ماتریس
z matrix
ماتریس "زد"
matrix algebra
جبر ماتریس
minor of matrix
کهاد ماتریس
null matrix
ماتریس صفر
null matrix
ماتریس تهی
nonsingular matrix
ماتریس ناتکین
nonsingular matrix
ماتریس ناویژه
nonsingular matrix
ماتریس عادی
order of matrix
مرتبه ماتریس
symmetric matrix
ماتریس متقارن
y matrix
ماتریس ایگرگ
triangular matrix
ماتریس مثلثی
square matrix
ماتریس مربعی
square matrix
ماتریس مربع
matrix
ماتریس
[ریاضی]
singular matrix
ماتریس تکین
singular matrix
ماتریس ویژه
transpose matrix
ماتریس برگردان
scalar
ماتریس یک عنصری
residual matrix
ماتریس مازاد
unit matrix
ماتریس واحد
drawing die
ماتریس کششی
identity matrix
ماتریس واحد
factor matrix
ماتریس عاملی
diagonal matrix
ماتریس قطری
correlation matrix
ماتریس همبستگی
core matrix
ماتریس چنبرهای
impedance matrix
ماتریس امپدانس
boolean matrix
ماتریس بولی
dot matrix
ماتریس نقطهای
leontief matrix
ماتریس لئونتیف
invert matrix
ماتریس معکوس
inverse matrix
ماتریس عکس
incidence matrix
ماتریس تلاقی
multidrop line
پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
adjoint matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
the transpose of a matrix
ترانهاده یک ماتریس
[ریاضی]
matrixes
جای پیدایش ماتریس
unit matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
identity matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
invertible matrix
ماتریس وارون
[ریاضی]
square matrix
ماتریس مربعی
[ریاضی]
Jacobi matrix
ماتریس ژاکوبی
[ریاضی]
triangular matrix
ماتریس مثلثی
[ریاضی]
adjunct matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
matrix multiplication
ضرب ماتریس
[ریاضی]
singular matrix
ماتریس غیر عادی
dot matrix printers
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers
چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
matrix
جای پیدایش ماتریس
dot matrix character
کاراکتر ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory
حافظه ماتریس مغناطیسی
semidefinite matrix
ماتریس نیمه معین
impluse response matrix
ماتریس انتقال ضربه
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
impedance matrix
ماتریس مقاومت فاهری
multivariable multimethod matrix
ماتریس چند متغیری- چندروشی
the main diagonal of a matrix
قطر اصلی یک ماتریس
[ریاضی]
payoff matrix
ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
lower triangular matrix
ماتریس پایین مثلثی
[ریاضی]
element
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
upper triangular matrix
ماتریس بالا مثلثی
[ریاضی]
elements
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
scalar
مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
rows
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rowed
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
transpose matrix
ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
whisker
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
bit image
[مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
leontief matrix
اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grid
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com