Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
English
Persian
invertible matrix
ماتریس وارون
[ریاضی]
Other Matches
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
highlighted
وارون
highlight
وارون
dis-
وارون
inverse
وارون
highlights
وارون
inverse function
تابع وارون
motor transformer
تبدیلگر وارون
inverted converter
تبدیلگر وارون
inverted engine
موتور وارون
inverts
وارون کردن
inverting
وارون کردن
quasi inverse
شبه وارون
reversal shift
تغییر وارون
inverse video
تصویر وارون
contrasuggestibility
وارون کاری
back splice
پیوند وارون
additive inverse
وارون افزایشی
inversions
وارون سازی
inverse element
عنصر وارون
inversion
وارون سازی
invert
وارون کردن
inverted vee engine
موتور خورجینی وارون
conversion transconductance
رسانایی متقابل وارون
strephosymbolia
وارون بینی چپ و راست
inverse function
تابع وارون
[ریاضی]
inverse
تابع وارون
[ریاضی]
matrixes
ماتریس
matrix
ماتریس
lattice matrix
ماتریس
z matrix
ماتریس "زد"
die
ماتریس
null matrix
ماتریس تهی
nonsingular matrix
ماتریس ناتکین
nonsingular matrix
ماتریس عادی
minor of matrix
کهاد ماتریس
order of matrix
مرتبه ماتریس
nonsingular matrix
ماتریس ناویژه
matrix algebra
جبر ماتریس
null matrix
ماتریس صفر
y matrix
ماتریس ایگرگ
unit matrix
ماتریس واحد
triangular matrix
ماتریس مثلثی
transpose matrix
ماتریس برگردان
symmetric matrix
ماتریس متقارن
square matrix
ماتریس مربعی
square matrix
ماتریس مربع
singular matrix
ماتریس تکین
singular matrix
ماتریس ویژه
singular matrix
ماتریس منفرد
scalar
ماتریس یک عنصری
residual matrix
ماتریس مازاد
matrix
ماتریس
[ریاضی]
drawing die
ماتریس کششی
identity matrix
ماتریس واحد
factor matrix
ماتریس عاملی
dot matrix
ماتریس نقطهای
diagonal matrix
ماتریس قطری
correlation matrix
ماتریس همبستگی
core matrix
ماتریس چنبرهای
boolean matrix
ماتریس بولی
impedance matrix
ماتریس امپدانس
leontief matrix
ماتریس لئونتیف
invert matrix
ماتریس معکوس
inverse matrix
ماتریس عکس
incidence matrix
ماتریس تلاقی
adjoint matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
the transpose of a matrix
ترانهاده یک ماتریس
[ریاضی]
unit matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
identity matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
matrix multiplication
ضرب ماتریس
[ریاضی]
Jacobi matrix
ماتریس ژاکوبی
[ریاضی]
matrix
جای پیدایش ماتریس
triangular matrix
ماتریس مثلثی
[ریاضی]
matrixes
جای پیدایش ماتریس
adjunct matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
square matrix
ماتریس مربعی
[ریاضی]
impluse response matrix
ماتریس انتقال ضربه
singular matrix
ماتریس غیر عادی
semidefinite matrix
ماتریس نیمه معین
dot matrix printers
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers
چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory
حافظه ماتریس مغناطیسی
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
nonsingular matrix
ماتریس غیر منفرد
dot matrix character
کاراکتر ماتریس نقطهای
impedance matrix
ماتریس مقاومت فاهری
the main diagonal of a matrix
قطر اصلی یک ماتریس
[ریاضی]
lower triangular matrix
ماتریس پایین مثلثی
[ریاضی]
upper triangular matrix
ماتریس بالا مثلثی
[ریاضی]
payoff matrix
ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
elements
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
multivariable multimethod matrix
ماتریس چند متغیری- چندروشی
element
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
rows
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
scalar
مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
rowed
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
transpose matrix
ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
bit image
[مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
leontief matrix
اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grid
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com