Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (34 milliseconds)
English
Persian
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
Search result with all words
gawk
احمقانه نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
Other Matches
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
foul up
<idiom>
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
puerile
احمقانه
goofier
احمقانه
goofy
احمقانه
harebrained
احمقانه
goofiest
احمقانه
spooney
احمقانه
cockeyed
احمقانه
doltish
احمقانه
spoony
احمقانه
highland
احمقانه
When there is a wI'll , there is a way .
کار احمقانه
flub
اشتباه احمقانه
silly
چرند احمقانه
silliest
چرند احمقانه
insane
بی عقل احمقانه
sillier
چرند احمقانه
potties
احمقانه مغرور
fatuously
احمقانه خودپسندانه
fool's paradise
شادی احمقانه
senseless
احمق احمقانه
bloomer
اشتباه احمقانه
blooper
اشتباه احمقانه
to play the fool
احمقانه رفتارکردن
potty
احمقانه مغرور
dolts
احمقانه رفتارکردن
dolt
احمقانه رفتارکردن
dido
جست و خیز احمقانه
antics
رفتارهای احمقانه و خندهدار
He behaved stupidly.
رفتارش احمقانه بود.
infatuate
از خود بیخود احمقانه
His behavior was stupid.
رفتارش احمقانه بود.
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
leers
نگاه کج کردن
leer
نگاه کج کردن
to set eyes on
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
regards
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
regard
نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
to dwell on
نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
to watch
نگاه کردن
see
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
stares
رک نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
skewing
منحرف کج نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
peek
زیرچشمی نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
stare
خیره نگاه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
peer
با دقت نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
glared
خیره نگاه کردن
glare
خیره نگاه کردن
glowed
نگاه سوزان کردن
pried
بادقت نگاه کردن
glows
نگاه سوزان کردن
looks
نگاه کردن نگریستن
glow
نگاه سوزان کردن
looked
نگاه کردن نگریستن
glower
خیره نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
glares
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
gawping
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawped
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawp
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawps
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
peeped
باچشم نیم باز نگاه کردن
stare
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
peep
باچشم نیم باز نگاه کردن
glances
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
stared
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
glance
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com