Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
dye-stuff
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
Other Matches
over dyeing
[رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
dyeability
قابلیت رنگرزی الیاف
bath dye
حمام رنگرزی الیاف
curing time
مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
dyestuff
مواد رنگی و رنگرزی
disperse
[درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
stainer
ماده رنگرزی
bleeding
[running]
رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
caustic soda
سود سوزآور
[ماده قلیایی در رنگرزی]
abrash
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
aniline
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
pigment
ماده رنگی
pigments
ماده رنگی
pigment dye
ماده رنگی
dyestuff
ماده رنگی
dye stuff
ماده رنگی
curcumin
ماده رنگی زردچوبه
indigotin
ماده رنگی نیل
indigotine
ماده رنگی نیل
orcin
ماده رنگی گلسنگ
quercitron
نوعی ماده رنگی
purpurin
ماده رنگی روناس
safranin
ماده رنگی زعفران
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
greige carpet
فرش خود رنگ
[فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
carmine
ماده رنگی قرمز دانه
pigments
رنگ غیر محلول ماده رنگی
pigment
رنگ غیر محلول ماده رنگی
xanthin
ماده رنگی روناس وگل زرد
cudbear
ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
propolis
ماده صمغی قهوهای رنگی شبیه موم
lutein
ماده زرد رنگی بفرمول 2O65H 04C
colour
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colours
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
lanolin
لانولین
[ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
burl
[nep]
گلوله ای یا نپ شدن الیاف در سطح بافته شده بدلیل پیچش الیاف بدور یکدیگر
filament
الیاف
[بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
wool sorting
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
hemoglobin
ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
synthetic fibers
الیاف شیمیایی
[الیاف مصنوعی]
log wood
درخت بقم
[در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
litmus
ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
dye sublimation printer
چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
nep
پرز
[تل]
[گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
triad
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
colouration
[British]
فن رنگرزی
coloration
[American]
فن رنگرزی
coloring
[American]
فن رنگرزی
intinction
رنگرزی
colouration
فن رنگرزی
dyeing vat
خم رنگرزی
colouring
[British]
فن رنگرزی
coloration
فن رنگرزی
dyeing
رنگرزی
solids
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
undyed
<adj.>
رنگرزی نشده
unevenness dyeing
رنگرزی نایکنواخت
brushability
قابلیت رنگرزی
unevenness dyeing
رنگرزی ناهمگون
jet dyeing machine
ماشین رنگرزی جت
dyeing machine
ماشین رنگرزی
solid-shade dyeing
رنگرزی یکنواخت
dyeing bath
حمام رنگرزی
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dyed-in-the-wool
پیش از بافت رنگرزی شده
tinctorial
لونی وابسته به رنگ یا رنگرزی
oxydizing agents
مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
heat setting
ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
essential elements
[پارامترهای اصلی جهت بافت و یا مقدمات بافندگی و رنگرزی]
carbonet hardness
درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
fibers
الیاف
Esparak
گیاه اسپرک
[که در تهیه رنگینه های زرد در رنگرزی استفاده می شود.]
setting time
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
fiber optics
الیاف نوری
man-made fiber
الیاف شیمیایی
acetate fibers
الیاف استاتی
man-made fiber
الیاف مصنوعی
ravel
از هم جداکردن الیاف
undyed
<adj.>
الیاف خام
glass fibers
الیاف شیشه
to unravel woven
[knitted]
fabric
از هم جداکردن
[الیاف]
raffia
الیاف رافیا
fibrillation
تشکیل الیاف
vegetable fiber
الیاف گیاهی
vulcanized fiber
الیاف وولکانیده
ramie
الیاف گیاه
processed silk
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
Manila
از الیاف گیاهی نساجی
decorticate
بصورت الیاف در اوردن از
cotton-carder
جدا کننده الیاف
viscose rayon
الیاف سلولزی مصنوعی
manila rope
الیاف یا طناب مانیلا
hydrophobic
[الیاف مصنوعی ضد جذب آب]
bleaching
رنگ زدایی الیاف
piassava
الیاف نخل پیاساوا
stripping of dye
رنگبری کردن از الیاف
shrinkage
جمع شدن الیاف
orientation of fibers
نظم و یکنواختی الیاف در نخ
crepe paper
کاغذ الیاف درشت
coir
الیاف سخت وزبر
tin mordent
دندانه قلع
[در رنگرزی]
[که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
flaxy filaments
رشته هایا الیاف کتان
polyester
الیاف یاپارچه پولی استر
acetate rayon process
فرایند تهیه الیاف استاتی
tow
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
density
تراکم الیاف
[در یک مساحت معین]
fascicle
دسته یامجموعه کوچک الیاف
fasciculus
دسته یا مجموعه کوچک الیاف
fascicule
دسته یا مجموعه کوچک الیاف
spun glass
شیشه مذاب الیاف مانند
adhesion of fibers
خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
yarns
الیاف داستان افسانه امیز
tows
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
plucker
ماشین الیاف بازکن پشم
yarn
الیاف داستان افسانه امیز
oakum
پس مانده الیاف شاهدانه کنف لایی
mildew
کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
carding
موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
cellulose
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
vegetable fiber
الیاف سلولزی
[مثل پنبه و کنف]
oakum
الیاف قیراندود کنف مخصوص درزگیری
protein fiber
الیاف پروتئینی
[مانند ابریشم و پشم]
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
flocculus
دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
kapok
الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
tip fading
[رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
henequen
الیاف محکم وزرد رنگ گیاه صباره
ingrain
نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
blade
کاردک تیز جهت بریدن الیاف اضافی
dacron
نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
natural fiber
الیاف طبیعی
[مثل پشم، پنبه و ابریشم]
close grained
دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
close grain
دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
yacht rope
طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل
flock
[الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
chrome dyes
کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
fustic wood
[نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
carding brush
شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
patina
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
sliver
فتیله نخ
[الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
braided
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
acrylic fibers
الیاف مصنوعی اکریلیک
[گاه در فرش بصورت تقلبی به جای پشم استفاده می شود]
braid
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braids
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
unidirectional composite
ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
achromatization
بی رنگی
colored
رنگی
tinct
رنگی
achromatism
بی رنگی
achromia
بی رنگی مو
dichromatism
دو رنگی
pigmental
رنگی
coloration
رنگی
dichroism
دو رنگی
coloured
رنگی
trichromatism
سه رنگی
achromatisation
بی رنگی
trichromat
سه رنگی
trichroism
سه رنگی
achroma
بی رنگی
ingrain
نخ رنگی
chromatic
رنگی
achroma
بی رنگی مو
discoloration
بی رنگی
chromaticity
رنگی
hued
رنگی
single yarn
نخ یک لا
[این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
S-twist
[S-spun]
نخ چپ تاب
[جهت پیچیدن الیاف بدور یکدیگر در این نوع نخ مانند حرف اس لاتین است.]
ferrous sulfate
دندانه آهن
[جهت تولید رنگ های تیره تر و کاهش تردی و شکنندگی الیاف پشم]
cingulum
خط رنگی ومارپیچ
chroma
مشخصههای رنگی
chromophotograph
عکس رنگی
unifiable
قابل هم رنگی
chromatic aberration
خطای رنگی
coloured cement
سیمان رنگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com