English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
strip ماده طولانی نازک
Other Matches
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
thermite ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
extensions طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
dopes معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolant ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolants ماده سرماساز ماده خنک کننده
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
fuelling ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments ماده رنگی ماده ملونه
fuelled ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment ماده رنگی ماده ملونه
fueled ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel ماده انرژی زا ماده کارساز
of long standing طولانی
longsome طولانی
short طولانی نه
shorter طولانی نه
longs طولانی
longest طولانی
long طولانی
longed طولانی
long- طولانی
protracted طولانی
longer طولانی
shortest طولانی نه
agelong طولانی
prolong طولانی
greatest طولانی
prolongs طولانی
prolonging طولانی
great- طولانی
great طولانی
prolix طولانی
gynandromorph جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
long طولانی طویل
prolong طولانی کردن
as long as بمدت طولانی
longed طولانی طویل
long- طولانی طویل
prolonging طولانی کردن
prolongs طولانی کردن
extends طولانی تر کردن
elongation طولانی کردن
extending طولانی تر کردن
extend طولانی تر کردن
longs طولانی طویل
blue moon مدت طولانی
gangling طولانی و دراز
long play صفحه طولانی
longer طولانی طویل
telephoned در یک مسافت طولانی
telephone در یک مسافت طولانی
telephoning در یک مسافت طولانی
telephones در یک مسافت طولانی
hold over <idiom> طولانی نگهداشتن
periphrastically بطور طولانی
longest طولانی طویل
lengthened طولانی کردن کشیدن
marathons جلسه گروهی طولانی
livelong طولانی وخسته کننده
prolongation طولانی کردن تطویل
long thrust تک نفوذی طولانی یادوردست
long tail liability تعهد طولانی مدت
heatwaves هوای گرم طولانی
long recoil عقب نشینی طولانی
marathon جلسه گروهی طولانی
slot سوراخ طولانی و باریک
slotting سوراخ طولانی و باریک
long-drawn-out بیش از اندازهی طولانی
heatwave هوای گرم طولانی
degressive burning سوختن طولانی خرج
lengthens طولانی کردن کشیدن
lengthening طولانی کردن کشیدن
protracted war استراتژی نبرد طولانی
lengthen طولانی کردن کشیدن
prolegomenous دارای مقدمه طولانی
slots سوراخ طولانی و باریک
symphony قطعه طولانی موسیقی
scrolls نوشته یافهرست طولانی
symphonies قطعه طولانی موسیقی
gabfest محاوره طولانی و مفصل
scroll نوشته یافهرست طولانی
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
We have a long journey before us . مسافرت طولانی در پیش داریم
long game بازی با لزوم ضربههای طولانی
swiped حرکت جاروبی جرعه طولانی
swipe حرکت جاروبی جرعه طولانی
long distance با شعاع عمل زیاد طولانی
prolongate طولانی کردن امتداد دادن
T link اتصال سریع و طولانی داده
To live a long life . عمر طولانی (زیاد ) کردن
long-distance با شعاع عمل زیاد طولانی
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
swigging جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swiping حرکت جاروبی جرعه طولانی
swig جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
prolonger تاخیر دهنده طولانی کننده
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
swigged جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
streams جریان طولانی داده سری
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
go long تلاش درپاس طولانی بجلو
swigs جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
streamed جریان طولانی داده سری
stream جریان طولانی داده سری
The outcome of the long struggle . نتیجه این مبا رزه طولانی
stalling حفظ گوی برای مدت طولانی
stall حفظ گوی برای مدت طولانی
grand touring car نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
long iron چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
dromos [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
outstay بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
archive ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
point race مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
phoned تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
phone تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
phones تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoning تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
fragile نازک
eggshell نازک
gossamer نازک
eggshells نازک
tinnily نازک
papyraceous نازک
slims نازک
thinners نازک
perone نازک نی
slimming نازک
attenute نازک
egg shell نازک
young ice یخ نازک
tender نازک
soft hearted نازک دل
thinned نازک
slimmest نازک
slimmed نازک
slim نازک
thin نازک
finest نازک
tendering نازک
frailer نازک
frail نازک
fined نازک
svelt نازک
tenderhearted دل نازک
feather edged لب نازک
tender hearted دل نازک
tenderest نازک
touchy دل نازک
soft-hearted نازک دل
tenderhearted <adj.> دل نازک
ethereal نازک
softhearted نازک دل
fine نازک
tenuous نازک
tender hearted نازک دل
thinnest نازک
frailest نازک
touchier دل نازک
thins نازک
tendered نازک
touchiest دل نازک
He swigged the beer in four gulps. او [مرد] آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
long base method روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
phugoid oscillation نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
stationery صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
skip breathing حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
folium طبقه نازک
hairline rule خط بسیار نازک
softer مهربان نازک
shim بوش نازک
thin film لایه نازک
radicle فرعی نازک
squeamishness نازک طبعی
small stuff طناب نازک
feather edge لبه نازک
rice paper کاغذ نازک
tenderization نازک سازی
thin skinned پوست نازک
attenuate نازک کردن
thin skinned نازک نارنجی
thinner نازک کننده
featheredge لبه نازک
card board مقوای نازک
scale board تخته نازک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com