Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
mannose
ماده قندی که ازاکسیداسیون مانیتول بدست میاید
Other Matches
labdanum
ماده معطر تلخی که از انواع لادن بدست میاید
litmus
ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
gluten
سریشمی که ازشاخ واستخوان بدست میاید
gerund
باخرفعل بدست میاید اسم مصدر
gerunds
باخرفعل بدست میاید اسم مصدر
eider down
پرنرمی که ازمرغابی شمالی بدست میاید
internal evidence
مدارک یا گواهی که از درون چیزی بدست میاید
dry ice
یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
maltose
ماده قندی سمنوی جو
glycosuria
ماده قندی درادرار
fructose
ماده قندی میوه ماینه رو
mannite
ماده قندی شیر خشت وغیره
malose
ماده قندی سمنو 11O22H 21C
sugar
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
mannitol
ماده قندی شیر خشت وغیره
sugars
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
lactosuria
وجود ماده قندی شیر درپیشاب
antibiotics
مادهای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعث کشتن میکربهای دیگر میشود
antibiotic
مادهای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعث کشتن میکربهای دیگر میشود
evangelic
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelical
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
jells
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gels
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
jelling
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gelling
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gelled
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gel
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
jelled
ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
mannitol
مانیتول
mannite
مانیتول
drawing
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawings
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
candied
قندی
sugared
قندی
sugary
قندی
sugarloaf
کله قندی
chamfered end
کله قندی
sugar maple
افرای قندی
saccharinity
حالت قندی
sugar loaf
کله قندی
conic
کله قندی
conical
کله قندی
levulose
قندی بفرمول 6O 21H6C
conical
کله قندی مخروطی
saccharine
قندی محتوی قند
door stop
دکمه کله قندی
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
suckers
خروس قندی اب نبات مکیدنی
syrup
محلول غلیظ قندی دارویی
syrups
محلول غلیظ قندی دارویی
sirup
محلول غلیظ قندی دارویی
electuary
معجون خمیردارو دوای قندی
hard maple
افرای قندی قند افرا
omphalos
سنگ کله قندی ناف
sucker
خروس قندی اب نبات مکیدنی
i feel sleepy
خوابم میاید
it snows
برف میاید
prices are sagging
قیمتهاپایین میاید
This dress suits me .
این لباس به من میاید.
it reeks of blood
بوی خون از ان میاید
it thunders
صدای اسمان غرغره میاید
his manners smackofselfishness
بوی خودپسندی از رفتارش میاید
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
amylose
مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
cones
هرچیزمخروطی یاکله قندی مخروطی شکل کردن قیف
cone
هرچیزمخروطی یاکله قندی مخروطی شکل کردن قیف
aces
میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
ace
میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
growl
خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
green corn
ذرت هندی که نارس بکار طبخ میاید
growls
خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
growling
خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
growled
خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
glycogenesis
تشکیل مواد قندی ازمولکولهای غیر نشاسته مانند پرتئین و چربی
efflore scence
قشر سفید رنگی که در سطح بتن بوجود میاید
gametocyte
سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
Santa Claus
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
godchild
طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
guinea pigs
خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
guinea pig
خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
do
این کلمه درابتدای جمله بصورت علامت سوال میاید
godchildren
طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
venriloquism
سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
metaprotein
هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
egg tooth
نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
Baldenfreude
[حس ارضایی که از کچل بودن یا کچل شدن دیگران به دست میاید]
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
by
بدست
at the hand of
بدست
earned
بدست اوردن
acquiring
بدست اوردن
procures
بدست اوردن
acquires
بدست اوردن
procurement
بدست اوری
acquire
بدست آوردن
obtains
بدست اوردن
manual
وابسته بدست
pick up
بدست اوردن
acquirer
بدست اورنده
gains
بدست اوردن
obtain
بدست اوردن
securer
بدست اورنده
procurer
بدست اورنده
procuring
بدست اوردن
procured
بدست اوردن
procure
بدست اوردن
acquirable
بدست اوردنی
obtainment
بدست اوری
come by
بدست اوردن
get round
بدست اوردن
obtainable
بدست اوردنی
impetrate
بدست اوردن
procurable
بدست اوردنی
get at able
بدست اوردنی
hand in hand
دست بدست
catcher
بدست اورنده
get table
بدست اوردنی
obtained
بدست اوردن
soothes
دل بدست اوردن
soothed
دل بدست اوردن
soothe
دل بدست اوردن
earn
بدست اوردن
gains
بدست آوردن
attenuation
بدست آوردن
catch
بدست اوردن
earns
بدست اوردن
provider
بدست اورنده
offer
بدست اوردن
gets
بدست امده
attainable
بدست اوردنی
come by
<idiom>
بدست آوردن
gets
بدست اوردن
offered
بدست اوردن
to come to hand
بدست امدن
offers
بدست اوردن
gain
بدست اوردن
gained
بدست اوردن
gain
بدست آوردن
get
بدست امده
gained
بدست آوردن
get
بدست اوردن
providers
بدست اورنده
to go to the wright
بدست استادافتادن
getting
بدست امده
getting
بدست اوردن
to change hands
دست بدست رفتن
self-government
حکومت بدست مردم
recovers
دوباره بدست اوردن
attain
بدست اوردن بانتهارسیدن
import
باپیروزی بدست امدن
change hands
دست بدست رفتن
imported
باپیروزی بدست امدن
importing
باپیروزی بدست امدن
to get
[hold of]
something
بدست آوردن چیزی
to obtain something
بدست آوردن چیزی
having
بدست اوردن دارنده
have
بدست اوردن دارنده
turnover
دست بدست شدن
gun for something
<idiom>
بازحمت بدست آوردن
They found no trace of her .
ازاونشانی بدست نیامد
finagle
باحیله بدست اوردن
encyclic
بدست چندنفر رونده
get back
دوباره بدست اوردن
eke out
<idiom>
به سختی بدست آوردن
to bring something
بدست آوردن چیزی
impropriate
بدست عام دادن
municipalize
بدست شهرداری دادن
strike a balance
موازنه بدست اوردن
retrieved
دوباره بدست اوردن
retrieve
دوباره بدست اوردن
in for
<idiom>
مطمئن بدست آوردن
to come into a property
دارایی را بدست اوردن
to gain time
دست بدست کردن
to get back
دوباره بدست اوردن
all aggairs pivot upon him
کارها بدست او می گرد د
insure
بیمه بدست اوردن
attains
بدست اوردن بانتهارسیدن
quando acciderint
هر گاه بدست اید
retrieves
دوباره بدست اوردن
acquirability
امکان بدست اوردن
step into
بسهولت بدست اوردن
recoups
دوباره بدست اوردن
recouping
دوباره بدست اوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com