English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (7 milliseconds)
English Persian
inflationary spiral مارپیچ تورمی
Other Matches
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
anti inflationary policy ضد تورمی
deflationary ضد تورمی
inflation accounting حسابداری تورمی
inflationary gap شکاف تورمی
inflationary recession رکود تورمی
inflationary pressure فشار تورمی
deflationary program برنامه ضد تورمی
stagflation رکود تورمی
serpentiform مارپیچ
spirals مارپیچ
flexuose مارپیچ
gyroidal مارپیچ
wedel مارپیچ
spiriferous مارپیچ
pinwheel مارپیچ
helix مارپیچ
hair pin bend مارپیچ
spiralling مارپیچ
spiralled مارپیچ
spiral مارپیچ
spiraled مارپیچ
spiraling مارپیچ
spiry مارپیچ
inside thread مارپیچ داخلی
left handed helix مارپیچ چپ گرد
left hand helix مارپیچ به سمت چپ
helix angle زاویه مارپیچ
double helix مارپیچ دوگانه
helical spring متر مارپیچ
hair pin bend مارپیچ کوهستان
giant slalmon مارپیچ بزرگ
mercury thread مارپیچ جیوهای
newel spindle مارپیچ پله
snake مارپیچ رفتن
twist drill مته مارپیچ
snaked مارپیچ رفتن
balanced winder پله مارپیچ
spiral reinforcement فولادگذاری مارپیچ
caracol پله مارپیچ
caracole پله مارپیچ
snakes مارپیچ رفتن
spirally بطور مارپیچ
right handed helix مارپیچ راستگرد
screw auger مته مارپیچ
sinistrorsal helix مارپیچ چپ گرد
snake fence نرده مارپیچ
spiral drill مته مارپیچ
spiral spring فنر مارپیچ
spiral stairs پلکان مارپیچ
spiral test ازمون مارپیچ
dancer پله مارپیچ
wedelen مارپیچ زدن
labyrinths پلکان مارپیچ
labyrinth پلکان مارپیچ
corkscrew staircase پلکان مارپیچ
worms مارپیچ کردن
wormed مارپیچ کردن
worm مارپیچ کردن
spirality شکل مارپیچ یا حلزونی
newel تیرمیان پلکان مارپیچ
newels تیرمیان پلکان مارپیچ
newel ستون پلکان مارپیچ
newels ستون پلکان مارپیچ
spire ساقه باریک مارپیچ
spires ساقه باریک مارپیچ
spiralling حلزونی بشکل مارپیچ
spiraling حلزونی فنر مارپیچ
spiralling بشکل مارپیچ دراوردن
spiraled حلزونی فنر مارپیچ
spiralling حلزونی فنر مارپیچ
spiralled بشکل مارپیچ دراوردن
spirals حلزونی فنر مارپیچ
spirals حلزونی بشکل مارپیچ
spirals بشکل مارپیچ دراوردن
spiralled حلزونی بشکل مارپیچ
spirochete هر نوع باکتری مارپیچ
spirochaete هر نوع باکتری مارپیچ
spirochaeta هر نوع باکتری مارپیچ
spiral حلزونی بشکل مارپیچ
box spring فنر مارپیچ تختخواب
dogleg پله کان مارپیچ
coil مارپیچ سیم پیچ
spiral بشکل مارپیچ دراوردن
coils مارپیچ سیم پیچ
spiraled حلزونی بشکل مارپیچ
spiraling بشکل مارپیچ دراوردن
spiraling حلزونی بشکل مارپیچ
serpentine شکل مارپیچ مارمانند
spiraled بشکل مارپیچ دراوردن
helical binding دورپیچی مارپیچ وار
coiled مارپیچ سیم پیچ
metal filament [رشته مارپیچ فلزی]
spiralled حلزونی فنر مارپیچ
spiral حلزونی فنر مارپیچ
helicoid بشکل پوسته حلزون مارپیچ
flexural پیچ وخم دار مارپیچ
Hertfordshire spike [میل بالای مناره مارپیچ]
threads دنده دار کردن مارپیچ
thread دنده دار کردن مارپیچ
snails بشکل مارپیچ جلو رفتن
seelos دروازه بشکل اچ در مارپیچ کوچک
snail بشکل مارپیچ جلو رفتن
flexuous پیچ وخم دار مارپیچ
maze پیچ وخم پلکان مارپیچ
fleche میل بالای مناره مارپیچ
aerial cartwheel مارپیچ همراه با پرش وچرخش
mazes پیچ وخم پلکان مارپیچ
slalomist مسابقه دهنده اسکی روی اب مارپیچ
simple motion حرکت ساده در خط مستقیم یادایره یا مارپیچ
turbinate فرفرهای مانند مخروط وارونه مارپیچ
capacole چرخش بطرف چپ وراست پلکان مارپیچ
solenoid سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
acrostolium [قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
orthoferrite یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
spiral of wages and prices حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com