English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
English Persian
detritic sand ماسه فرسایهای
Other Matches
building sand خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
to puddle clay and sand ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
quicksand ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
quicksand ماسه ناپای ماسه غلطان
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
ballast ماسه
green sand ماسه تر
sands ماسه
sand ماسه
gravel ماسه
gritted ماسه
grit ماسه
gritting ماسه
crushed stone sand ماسه
yield of cdoncrete ماسه
running sand ماسه بادی
masonry sand ماسه بنایی
gritting ماسه درشت
greensand ماسه سبز
arenaceous ماسه وار
body sand ماسه پر کننده
sandband کران ماسه
desilter ماسه گیر
dune sand ماسه بادی
fine sand ماسه ریز
he was neat بی ماسه خالص
heap of sand توده ماسه
sand filling ماسه گرفتگی
sand layer لایه ماسه
sand pile توده ماسه
sand stone ماسه سنگ
sand store انبار ماسه
sand trap ماسه گیر
sandblast باپاشیدن ماسه
sandblasting ماسه پرانی
uniform sand ماسه یکنواخت
sand equivalent همسنگ ماسه
sand dressing ماسه پاشی
marine sand ماسه دریایی
marine sand ماسه بادی
masonry sand ماسه ملاتی
pit sand ماسه معدنی
quick sand ماسه روان
sanbar کران ماسه
sand blasting ماسه پاشی
sand clay رس ماسه دار
sandrock ماسه سنگ
uniform sand ماسه یکدست
sandbank کرانه ماسه
sandbanks کرانه ماسه
sanded ماسه دار
magazines مخزن ماسه
magazine مخزن ماسه
sanding ماسه گذاری
quicksand ماسه متحرک
sands ماسه ریختن شن
quicksand ماسه بادی
sand ماسه ریختن شن
sandstone ماسه سنگ
sandstone سنگ ماسه
quarries معدن شن و ماسه
quarrying معدن شن و ماسه
quarry معدن شن و ماسه
sandstorms ماسه باد
gritted ماسه درشت
sandstorm ماسه باد
grit ماسه درشت
sandy soil زمین ماسه زار
sandy earth زمین ماسه دار
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
sand blast nozzle شیپوره ماسه پاشی
sandblast machine ماشین ماسه پاش
sand dredger ماشین مکنده ماسه
siliceous sandstone ماسه سنگ سیلیس
sand pit گود ماسه برداری
sand mix ماسه اغشته سرد
pipe sand trap ماسه گیر لولهای
sabulous ریگزار ماسه دار
sand blast unit واحد ماسه پاشی
sand lime brick اجر ماسه اهکی
sand blasting practice عملیات ماسه پاشی
molding sand ماسه قالب گیری
feldspathic sandstone ماسه سنگ فلدسپاتی
calcareous sandstone ماسه سنگ اهکی
grit خاک ماسه سنگ
core sand ماسه ریخته گری
gritting خاک ماسه سنگ
backing sand ماسه پشت قالب
gritting درشت ماسه سنگ
gritted خاک ماسه سنگ
explosion shot ضربه چوب به ماسه
aggradation فراسازی ماسه گرفتگی
micaceous sandstone ماسه سنگ میکادار
gritted درشت ماسه سنگ
foundry sand ماسه ی ریخته گری
grit درشت ماسه سنگ
loamy sandstone ماسه سنگ خاک رسی
sandy limestone سنگ اهک ماسه دار
argillaceous sand stone ماسه سنگ خاک رسی
blast grit ماسه هوا داده شده
send yaghting مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
molasse سنگ ماسه اهکی رسدار
sand asphalt ماسه اغشته گرم یا سرد
chalky sandstone ماسه سنگ نرم اهکی
brownstone [ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
mottled sandstone ماسه سنگ رگه دار
sandbox [British] جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
sand trap قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
sandpit جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
send sailing مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
molding sand preparation plant واحد تهیه ماسه قالب گیری
fluke قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
sand box جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
flukes قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
Dry sand absorbs water. ماسه خشک آبرا جذب می کند
proportioning توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
wet classifler سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
alluviation رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
binders ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
accretion هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
binder ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
batcher دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
dry pack مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
batch اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
core binder ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
puddle ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
puddles ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
admixtures موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com