English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (7 milliseconds)
English Persian
masonry sand ماسه ملاتی
Other Matches
cement bound macadam ماکادام ملاتی
grouted macadam ماکادام ملاتی
building sand خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
to puddle clay and sand ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
quicksand ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
quicksand ماسه ناپای ماسه غلطان
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
sand ماسه
crushed stone sand ماسه
gritting ماسه
sands ماسه
grit ماسه
gravel ماسه
gritted ماسه
ballast ماسه
green sand ماسه تر
yield of cdoncrete ماسه
sanbar کران ماسه
heap of sand توده ماسه
marine sand ماسه بادی
pit sand ماسه معدنی
sand filling ماسه گرفتگی
masonry sand ماسه بنایی
sand layer لایه ماسه
sand store انبار ماسه
gritting ماسه درشت
gritted ماسه درشت
sand pile توده ماسه
he was neat بی ماسه خالص
greensand ماسه سبز
sand blasting ماسه پاشی
desilter ماسه گیر
detritic sand ماسه فرسایهای
body sand ماسه پر کننده
sand clay رس ماسه دار
sandrock ماسه سنگ
sand dressing ماسه پاشی
dune sand ماسه بادی
running sand ماسه بادی
quick sand ماسه روان
arenaceous ماسه وار
fine sand ماسه ریز
marine sand ماسه دریایی
sand equivalent همسنگ ماسه
uniform sand ماسه یکدست
quicksand ماسه متحرک
sand trap ماسه گیر
sandstorms ماسه باد
sandband کران ماسه
sandblast باپاشیدن ماسه
sanded ماسه دار
quarrying معدن شن و ماسه
quarry معدن شن و ماسه
quarries معدن شن و ماسه
sandblasting ماسه پرانی
quicksand ماسه بادی
sandstorm ماسه باد
uniform sand ماسه یکنواخت
sandstone سنگ ماسه
sandbank کرانه ماسه
sandbanks کرانه ماسه
magazines مخزن ماسه
magazine مخزن ماسه
sanding ماسه گذاری
sand stone ماسه سنگ
sand ماسه ریختن شن
sands ماسه ریختن شن
sandstone ماسه سنگ
grit ماسه درشت
sand blast nozzle شیپوره ماسه پاشی
sand mix ماسه اغشته سرد
siliceous sandstone ماسه سنگ سیلیس
sandy soil زمین ماسه زار
sand blasting practice عملیات ماسه پاشی
sandy earth زمین ماسه دار
pipe sand trap ماسه گیر لولهای
sand lime brick اجر ماسه اهکی
sandblast machine ماشین ماسه پاش
sabulous ریگزار ماسه دار
sand pit گود ماسه برداری
sand dredger ماشین مکنده ماسه
sand blast unit واحد ماسه پاشی
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
molding sand ماسه قالب گیری
gritting خاک ماسه سنگ
gritted خاک ماسه سنگ
grit درشت ماسه سنگ
core sand ماسه ریخته گری
calcareous sandstone ماسه سنگ اهکی
explosion shot ضربه چوب به ماسه
feldspathic sandstone ماسه سنگ فلدسپاتی
grit خاک ماسه سنگ
foundry sand ماسه ی ریخته گری
gritting درشت ماسه سنگ
micaceous sandstone ماسه سنگ میکادار
aggradation فراسازی ماسه گرفتگی
backing sand ماسه پشت قالب
gritted درشت ماسه سنگ
molasse سنگ ماسه اهکی رسدار
sandy limestone سنگ اهک ماسه دار
send yaghting مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
brownstone [ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
argillaceous sand stone ماسه سنگ خاک رسی
loamy sandstone ماسه سنگ خاک رسی
mottled sandstone ماسه سنگ رگه دار
sand asphalt ماسه اغشته گرم یا سرد
chalky sandstone ماسه سنگ نرم اهکی
blast grit ماسه هوا داده شده
sandbox [British] جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
fluke قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
send sailing مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
sand box جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
Dry sand absorbs water. ماسه خشک آبرا جذب می کند
molding sand preparation plant واحد تهیه ماسه قالب گیری
sandpit جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
flukes قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
sand trap قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
proportioning توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
wet classifler سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
binder ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
binders ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
accretion هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
alluviation رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
batcher دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
batch اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
dry pack مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
core binder ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
batches اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
puddle ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
admixtures موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
puddles ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com