Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English
Persian
quicksand
ماسه ناپای ماسه غلطان
Other Matches
to puddle clay and sand
ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
building sand
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
quicksand
ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
sand
ماسه
gritted
ماسه
gritting
ماسه
ballast
ماسه
sands
ماسه
gravel
ماسه
grit
ماسه
green sand
ماسه تر
crushed stone sand
ماسه
yield of cdoncrete
ماسه
quick sand
ماسه روان
fine sand
ماسه ریز
marine sand
ماسه دریایی
sand equivalent
همسنگ ماسه
greensand
ماسه سبز
marine sand
ماسه بادی
sand filling
ماسه گرفتگی
grit
ماسه درشت
he was neat
بی ماسه خالص
sand layer
لایه ماسه
sandbanks
کرانه ماسه
masonry sand
ماسه ملاتی
sand dressing
ماسه پاشی
running sand
ماسه بادی
heap of sand
توده ماسه
sanbar
کران ماسه
arenaceous
ماسه وار
sand blasting
ماسه پاشی
body sand
ماسه پر کننده
pit sand
ماسه معدنی
sand clay
رس ماسه دار
gritting
ماسه درشت
desilter
ماسه گیر
detritic sand
ماسه فرسایهای
masonry sand
ماسه بنایی
dune sand
ماسه بادی
sandbank
کرانه ماسه
magazines
مخزن ماسه
sands
ماسه ریختن شن
quicksand
ماسه متحرک
sand store
انبار ماسه
sand trap
ماسه گیر
sandband
کران ماسه
sanded
ماسه دار
quarrying
معدن شن و ماسه
quarry
معدن شن و ماسه
sandblast
باپاشیدن ماسه
sandblasting
ماسه پرانی
sandrock
ماسه سنگ
sandstorms
ماسه باد
sandstorm
ماسه باد
uniform sand
ماسه یکنواخت
uniform sand
ماسه یکدست
quarries
معدن شن و ماسه
quicksand
ماسه بادی
sand
ماسه ریختن شن
sand pile
توده ماسه
sand stone
ماسه سنگ
sanding
ماسه گذاری
gritted
ماسه درشت
sandstone
ماسه سنگ
sandstone
سنگ ماسه
magazine
مخزن ماسه
sand lime brick
اجر ماسه اهکی
siliceous sandstone
ماسه سنگ سیلیس
sandy soil
زمین ماسه زار
sand pit
گود ماسه برداری
sand mix
ماسه اغشته سرد
sand blasting practice
عملیات ماسه پاشی
sand blast nozzle
شیپوره ماسه پاشی
sand cone method
طریقه جابجایی ماسه
pipe sand trap
ماسه گیر لولهای
sand dredger
ماشین مکنده ماسه
sand blast unit
واحد ماسه پاشی
molding sand
ماسه قالب گیری
micaceous sandstone
ماسه سنگ میکادار
sandblast machine
ماشین ماسه پاش
sabulous
ریگزار ماسه دار
foundry sand
ماسه ی ریخته گری
backing sand
ماسه پشت قالب
sandy earth
زمین ماسه دار
gritting
درشت ماسه سنگ
gritting
خاک ماسه سنگ
gritted
درشت ماسه سنگ
gritted
خاک ماسه سنگ
calcareous sandstone
ماسه سنگ اهکی
aggradation
فراسازی ماسه گرفتگی
feldspathic sandstone
ماسه سنگ فلدسپاتی
core sand
ماسه ریخته گری
explosion shot
ضربه چوب به ماسه
grit
خاک ماسه سنگ
grit
درشت ماسه سنگ
argillaceous sand stone
ماسه سنگ خاک رسی
loamy sandstone
ماسه سنگ خاک رسی
sandy limestone
سنگ اهک ماسه دار
sand asphalt
ماسه اغشته گرم یا سرد
send yaghting
مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
brownstone
[ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
molasse
سنگ ماسه اهکی رسدار
blast grit
ماسه هوا داده شده
chalky sandstone
ماسه سنگ نرم اهکی
mottled sandstone
ماسه سنگ رگه دار
fluke
قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
flukes
قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
sand box
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
sandpit
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
molding sand preparation plant
واحد تهیه ماسه قالب گیری
sand trap
قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
sandbox
[British]
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
Dry sand absorbs water.
ماسه خشک آبرا جذب می کند
send sailing
مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
proportioning
توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
wet classifler
سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
accretion
هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
binder
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
alluviation
رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
binders
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
batcher
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
batches
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
dry pack
مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
core binder
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
coffins
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
ballast
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
coffin
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
puddle
ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
puddles
ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
admixtures
موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
aggregates
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
searching fire
سد غلطان
glaciers
توده یخ غلطان
roller gate
دریچه غلطان
rolling mass
توده غلطان
rolling barrage
سد غلطان اتش
advancing fire
آتش غلطان
glacier
توده یخ غلطان
creepers
گوی غلطان و اهسته
rolling barrage
سد اتش غلطان توپخانه
unbalanced rolling masses
بارهای غلطان نامتعادل
rolling reserve
اماد ذخیره غلطان
creeper
گوی غلطان و اهسته
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
searching fire
سداتش غلطان اتش درو در عمق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com